خلاصه داستان: «وقتی شیپورها خاموش میشوند» (۱۹۹۸) به کارگردانی جان ایروینگ و با بازی ران الدارد، فرانک ویپل و مارتین داناوان، داستان سرباز جوانی به نام دیوید منینگ را روایت میکند که در یکی از خونینترین نبردهای جنگ جهانی دوم، یعنی نبرد جنگل هورتگن، گرفتار شده است. او که از خشونت و بیمعنایی جنگ به ستوه آمده، به دنبال راهی برای زنده ماندن است. وقتی به دلیل شجاعت غیرمنتظره به درجه افسری ارتقا مییابد، مجبور میشود بین وظیفه و غریزه بقا یکی را انتخاب کند. این فیلم نگاهی تلخ و واقعگرایانه به هزینههای انسانی جنگ و تأثیرات مخرب آن بر روح و روان سربازان دارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم سینمایی «ما میلرها هستیم» محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی راوسون مارشال تربر، داستان دیوید کلارک (با بازی جیسون سودیکیس)، قاچاقچی مواد مخدر کوچکی است که پس از دزدیده شدن پول و موادش توسط گروهی خلافکار، برای بازپرداخت بدهی خود مجبور به قاچاق مقدار زیادی ماریجوانا از مکزیک میشود. او برای عبور بیمشکل از مرز، یک خانواده ساختگی متشکل از رز اونیل (با بازی جنیفر آنیستون)، یک رقصنده برهنه، کنی راسمور (با بازی ویل پولتر)، یک نوجوان تنها، و کیسی ماتیس (با بازی اما رابرتز)، یک دختر فراری و ولگرد، را به عنوان همسر و فرزندانش استخدام میکند. این گروه نامتعارف در یک اتومبیل ون بزرگ به نام «خانواده میلر» سفر خود را آغاز میکنند و در طول مسیر با موقعیتهای خندهدار و غیرمنتظرهای روبرو میشوند که باعث میشود پیوندهایشان عمیقتر شده و در نهایت شبیه یک خانواده واقعی شوند.
خلاصه داستان: یک خانواده ثروتمند فرانسوی در شهر کاله با مشکلات عمیق و تاریکی روبرو میشوند. پدر خانواده که یک معمار موفق است، با اتهامات قتل مواجه میشود. پسر بزرگ خانواده درگیر رابطهای ممنوعه با معشوقه پدرش میشود و دختر خانواده نیز از همسرش جدا شده و با پسر نوجوانش زندگی میکند. مادربزرگ خانواده که از زندگی خسته شده، به دنبال راهی برای پایان دادن به زندگی خود است. این در حالی است که پناهجویان سوری در اطراف شهر کاله حضور دارند و تضادهای اجتماعی را به تصویر میکشند. فیلم «پایان خوش» ساخته میشائیل هانکه در سال ۲۰۱۷، با بازی ایزابل هوپر، ژان-لوئی ترنتینیان و ماتیو کاسوویتز، نگاهی تلخ و طنزآمیز به زندگی مدرن و فروپاشی خانواده دارد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی مایکل داوز و با بازی تاپفر گریس در نقش مت فرانکلین، داستان زندگی پسری باهوش اما بیهدف را روایت میکند که پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه MIT، در یک فروشگاه ویدیویی بزرگسالان در بورلی هیلز مشغول به کار شده است. در شب جشن کارگر، مت با توری، دختری که در دبیرستان به او علاقه داشته، روبرو میشود و برای جلب توجه او، وانمود میکند که در یک بانک سرمایهگذاری معتبر کار میکند. او به همراه دوستش بری (دن فوگلر) و خواهر دوقلویش وندی (آنا فاریس)، در یک مهمانی شبانه در خانهی ثروتمندترین فرد شهر شرکت میکند و ماجراجوییهای پرشور و خندهدار و در عین حال تلخ و شیرین آنها در طول این شب، به نقطهی عطفی در زندگیشان تبدیل میشود.
خلاصه داستان: مردی به نام دیوید که در یک خانه هوشمند پیشرفته زندگی میکند، متوجه میشود که سیستم امنیتی خانه به نام «هارد هوم» توسط هکری ناشناس کنترل شده و حالا به جای محافظت از او، قصد دارد او را در خانه خودش به دام بیندازد. دیوید باید برای زنده ماندن با هوش مصنوعی خانه که حالا تبدیل به دشمن شده، مبارزه کند و راهی برای فرار پیدا کند. این فیلم با بازی بازیگرانی چون مایکل بی. جردن و کارگردانی فردریک باند، تریلری نفسگیر درباره خطرات فناوریهای هوشمند است.
خلاصه داستان: یک نویسنده آمریکایی موفق به نام پیتر نیل برای تبلیغ جدیدترین کتاب خود به رم سفر میکند. او به تازگی رمانی به نام «تِنِبره» منتشر کرده است. اما به زودی، قتلهای وحشیانهای رخ میدهد که به نظر میرسد مستقیماً از صفحات کتاب او الهام گرفته شدهاند. پیتر که خود را در مرکز یک معمای مرگبار میبیند، برای یافتن قاتل پیش از آنکه دیر شود، وارد عمل میشود. او در این راه با یک روانشناس و دخترش آشنا میشود. در حالی که قتلها یکی پس از دیگری اتفاق میافتند، پیتر متوجه میشود که قاتل ممکن است از گذشته تاریک او سر برآورده باشد. این فیلم ترسناک اسلشر که در سال ۱۹۸۲ توسط داريو آرجنتو، استاد سینمای وحشت ایتالیا، ساخته شده، با بازی آنتونی فرانسیوزا در نقش پیتر نیل، اثری پر از تعلیق، صحنههای خشن و بصری خیرهکننده است که طرفداران ژانر را تا پایان مبهوت خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای جک و جیل برای تعطیلات به یک خانه روستایی دورافتاده میروند. صاحب خانه، آقای مککوی، به آنها هشدار میدهد که در انباری قدیمی کنار خانه را باز نکنند و به خصوص به یاد داشته باشند که به زنبورها نزدیک نشوند. اما کنجکاوی جیل باعث میشود که او این هشدار را نادیده بگیرد. وقتی جک و جیل در انباری را باز میکنند، با یک کندوی عظیم و غیرعادی مواجه میشوند که زنبورهای غولپیکر و تهاجمی در آن زندگی میکنند. حالا این زوج باید برای نجات جان خود از دست این حشرات مرگبار فرار کنند و در حالی که هر حرکت اشتباهی ممکن است به قیمت جانشان تمام شود، راهی برای مقابله با این موجودات وحشتناک پیدا کنند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: نیکولا سیکس، زنی مرموز و جذاب در لندن، از طریق فال قهوه پیشبینی میکند که به زودی توسط یکی از سه مرد زندگیاش به قتل خواهد رسید. سامیون، نویسندهای که دچار بحران خلاقیت شده، وارد زندگی نیکولا میشود و تصمیم میگیرد داستان مرگ قریبالوقوع او را بنویسد. در این میان، سه مرد مشکوک در زندگی نیکولا حضور دارند: کیت، تاجر ثروتمند و خلافکار؛ گای، بازیکن پروپا قرص کریکت؛ و مارکی، ولگردی خشن و بیثبات. نیکولا با بازی خطرناک خود، این سه مرد را دست میکند و هر یک را به سمت خود جذب میکند، در حالی که میداند یکی از آنها قاتل او خواهد بود. سامیون که شاهد این بازی مرگبار است، سعی میکند همزمان با نوشتن داستان، از وقوع قتل جلوگیری کند. فیلم با بازی امبر هرد در نقش نیکولا سیکس، تئو جیمز، بیلی باب تورنتون و جیم استرجس، بر اساس رمانی از مارتین امیس ساخته شده و ماجرای فریب، شهوت و سرنوشت را در پسزمینه لندن دهه ۸۰ میلادی روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «کاخ سفید» محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی لوئیس ماندکی، با بازی جیمز اسپیدر در نقش مکس بارون، وکیل جوان و مرفهی است که پس از مرگ همسرش در لاک انزوا فرو رفته است. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با نِرا، پیشخدمت رستورانی میانهسن در کاخ سفید آشنا میشود؛ زنی سرزنده و صریح که در ابتدا به نظر میرسد هیچ نقطه اشتراکی با او ندارد. این آشنایی به رابطهای عمیق و پرشور منجر میشود، اما تفاوتهای طبقاتی، سنی و فرهنگی میان آنها، چالشهای بزرگی را پیش روی عشقشان قرار میدهد. مکس که در تلاش برای کنار آمدن با این رابطه در برابر قضاوتهای جامعه و دوستانش است، باید میان زندگی مرفه گذشته و احساسات اصیل خود یکی را انتخاب کند. در این میان، نِرا نیز با ترس از طرد شدن و آسیبهای عاطفی گذشته خود دست و پنجه نرم میکند. این فیلم عاشقانه، داستانی لطیف و واقعگرایانه از عشقی غیرممکن را روایت میکند که مرزهای اجتماعی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: یک نگهبان سابق نیروی دریایی به نام "آلی" که از جنگ برگشته است، در یک ساختمان لوکس در نیویورک به عنوان سرایدار مشغول به کار میشود. او به زودی متوجه میشود که این ساختمان توسط یک گروه جنایتکار بینالمللی به رهبری "ویکتور دوبوا" مورد هدف قرار گرفته است. این گروه قصد دارند تا یک گنجینه هنری ارزشمند را که در یکی از آپارتمانهای طبقات بالا پنهان شده است، به سرقت ببرند. زمانی که ساکنان ساختمان در آستانه کریسمس در خطر قرار میگیرند، آلی باید از مهارتهای رزمی خود استفاده کند و به تنهایی در برابر این مهاجمان بایستد تا از ساختمان و ساکنانش محافظت کند. این فیلم اکشن با بازی روبی رز و ژان رنو در سال ۲۰۲۰ به کارگردانی ریوایک ناتانیل ساخته شده است.