خلاصه داستان: رامونا، یک معلم تئاتر در دهه چهل زندگیاش، با احساس ناکامی از زندگی هنریاش دست به یک تغییر ریشهای میزند. او تصمیم میگیرد تا شخصیت «راپسودی» را خلق کند و وارد دنیای رپ بشود. در این مسیر، او با چالشهای هویت، هنر و انتظارات جامعه روبرو میشود و تلاش میکند تا صدای واقعی خود را پیدا کند.
خلاصه داستان: در سال 1988، در جنگ ایران و عراق، یک گروه از سربازان ایرانی درگیر عملیاتی در منطقه مرزی میان دو کشور میشوند. در میان آنها، یک جوان به نام علی، که تازه وارد جبهه شده، با شجاعت و ایمان خود، نقشی حیاتی در نجات همتیمیهایش بازی میکند. در حین عملیات، آنها با یک راز مرموز مواجه میشوند که سرنوشت آنها را به طور کامل تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در یک روز معمولی، یک خانواده جوان در حال انتقال به خانه جدید خود هستند. وقتی آنها به خانه میرسند، متوجه میشوند که یک حفره عظیم در حیاط خانه وجود دارد. آنها تصمیم میگیرند این حفره را بررسی کنند و به محض ورود به داخل آن، متوجه میشوند که این حفره یک دروازه به جهان دیگری است. آنها در جهانی پر از ماجراجویی و رمز و راز قرار میگیرند و باید با چالشهای مختلفی مواجه شوند تا بتوانند به خانه خود بازگردند.
خلاصه داستان: یک پانک جوان که توسط یک آژانس مخزن خودرو استخدام شده است، خود را در تعقیب یک شورلت مالیبو با جایزه هنگفت 20000 دلاری میبیند - و چیزی که در صندوق عقب آن پنهان شده است.
خلاصه داستان: بر اساس داستان واقعی دو مرد جوان، دیوید پاکوز و افرایم دیورولی، که قراردادی سیصد میلیون دلاری از پنتاگون برای تسلیح متحدان آمریکا در افغانستان به دست آوردند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۷۰، جاسوس سابق وکاله اطلاعات مرکزی بریتانیا جرج اسمایل در پی کشف یک جاسوس شوروی در درون سازمان خود است. او تیمی از جاسوسان سابق را جمع میکند تا در یک بازی خطرناک از دشمن و دوستان، حقیقت را کشف کنند.
خلاصه داستان: در داستان «وایپلش»، آندرو نیومن، نوازنده جوان تنبک در مدرسه موسیقی شهیر شیپرد، تحت تعلیم استاد فلیچر قرار میگیرد. فلیچر با روشهای سختگیرانه و سرکوبگر، آندرو را به سوی کمال کشاند. این رقابت سخت باعث میشود آندرو از هر چیزی فداکاری کند و حتی روابط شخصیاش را به خطر بیندازد. در نهایت، آندرو در یک کنسرت حساس، خود را به حداکثر رساند و فلیچر را متقاعد کرد که او واقعاً یک نوازنده بزرگ است.
خلاصه داستان: دستیار عروسی، یک فیلم کمدی-درام رمانتیک آمریکایی محصول سال 2018 است که در آن دو شخصیت اصلی، لینکلن و داکوتا، به عنوان دو غریبه در یک مراسم ازدواج ملاقات میکنند. هر دو با مشکلات شخصی و روابط گذشته خود دست و پنجه نرم میکنند و در طول مراسم ازدواج، با یکدیگر صحبت میکنند و به تدریج به یکدیگر نزدیک میشوند. این فیلم به دنبال روابط انسانی و احساسات پیچیده در یک محیط خاص است.
خلاصه داستان: یک زوج جوان، جانی و لیزا، زندگی آرامی در یک آپارتمان داشتند تا اینکه لیزا با بستی، یکی از دوستان جوانی، رابطهای برقرار کرد. این خیانت باعث بحران در روابط آنها شد و جانی به تلاش برای حفظ روابط خانوادگی اش ادامه داد. در حالی که او به دنبال راهی برای بازسازی اعتماد بود، لیزا تصمیم گرفت رابطهاش با بستی را ادامه دهد. این تصمیم باعث وقوع یک سری اتفاقات غیرمنتظره شد که سرانجام به نتیجهای غمانگیز منجر شد.
خلاصه داستان: در داستان "Clemency"، برنیس رابین، یک قاضی اعدام در یک زندان ایالتی، با پیامدهای روحی و عاطفی کارش دست و پنجه نرم میکند. او به طور مداوم با مرگبای اعدام و تأثیر آن بر زندانیان و خانوادههایشان مواجه میشود. این فشارها به تدریج بر روابط شخصی و حرفهای او تأثیر میگذارد و او را به سمت یک بحران اخلاقی سوق میدهد. با پیشرفت داستان، برنیس با یک پرونده خاص مواجه میشود که باعث میشود او به شدت شک و تردید کند که آیا اعمالش درست است یا خیر.