خلاصه داستان: چارلی یک اختلال عصبی دارد که در آن احساسات شدید، به ویژه شادی، او را غش می کند. او با برادرش زندگی می کند. کار به عنوان کتابدار به او محیطی آرام می دهد، اما پس از آن فرانچسکا وارد کتابخانه و زندگی او می شود.
خلاصه داستان: زمانی که قانونگذاران یک شهر مرزی آرام در آمریکا را تصرف میکنند، یک کشتیکش ایرلندی سود میبرد، اما با افزایش تعداد کشتهها، خانوادهاش در معرض تهدید قرار میگیرند.
خلاصه داستان: داستان عشق پرشور و بیپایان میان جید، دختری باهوش و منزوی، و دیوید، پسری کاریزماتیک و ساده که پس از فارغالتحصیلی آغاز میشود. با وجود مخالفتهای شدید و سختگیرانه پدر جید که آیندهای پزشکی برای او برنامهریزی کرده، این دو جوان برای حفظ رابطه خود با چالشها و بحرانهای خانوادگی بزرگی روبهرو میشوند.
خلاصه داستان: مادری جوان که به دلیل یک اختلال نادر مغزی توانایی درک درست زمان را ندارد، برای انجام ماموریتی مرموز استخدام میشود. او در حالی که با زمانسنجها و نوارهای کاست تلاش میکند واقعیت را به یاد بسپارد، به اعماق یک توطئه تاریک و هولناک کشیده میشود.
خلاصه داستان: یک عروس تازه ازدواج کرده شیفته زن دیگری می شود که تمایلات جنسی او را زیر سوال می برد و باعث ایجاد سر و صدا در میان خانواده و دوستان عروس می شود.
خلاصه داستان: یک کارگردان صحنه و همسر بازیگرش از طریق یک طلاق طاقت فرسا دست و پنجه نرم می کنند که آنها را به سمت افراط های شخصی و خلاقانه سوق می دهد. نگاه دقیق و دلسوزانه نوآ بامباخ به ازدواجی که از هم پاشیده و خانواده ای با هم می ماند...