خلاصه داستان: مارک، یک مرد میانهسال درگیر مشکلات زندگی شخصی خود، با دیدن یک دختر جوان در حال رقص در یک کلوپ شبانه، تصمیم میگیرد تا به او کمک کند تا زندگیاش را دوباره سرپا کند. این تصمیم منجر به یک سفر احساسی و روحی برای هر دو میشود که در آن، مارک با گذشتهاش مواجه شده و دختر جوان نیز آرامش و امید به آینده پیدا میکند.
خلاصه داستان: یک گروه از افراد در یک اتاق بیگانه بیدار میشوند و متوجه میشوند که در بند یک قاتل سریالی به نام Jigsaw هستند. او آنها را برای یادگیری ارزش زندگی و مقابله با ترسهایشان آزمایش میکند. هر یک باید تصمیمات سخت و مرگباری را برای نجات خودشان یا دیگران بگیرند. در حین این آزمایشها، کارآگاهی به دنبال Jigsaw است تا او را بازداشت کند.
خلاصه داستان: یک مجموعه از فیلمهای کوتاه مستقل که در یک کافه رخ میدهند و شخصیتهای مختلفی را در حال نوشیدن قهوه و سیگار نشان میدهند. هر داستان کوتاه به صورت جداگانه روایت میشود و شخصیتهایی با روابط متفاوت را به تصویر میکشد. فیلم به وسیله گفتوگوهای طولانی و برخی لحظات سکوت، روابط انسانی و تضادهای فرهنگی را بررسی میکند. کارگردان: جیم جارموش.
خلاصه داستان: یک خبرنگار آمریکایی در برلین پس از جنگ جهانی دوم به دنبال دختری میگردد که در زمان جنگ با او رابطه عاشقانه داشته است. در این راه، او به یک قتل غامض برمیخورد که به نظر میرسد با فعالیتهای جاسوسی پس از جنگ و نقش روسیه در تقسیم آلمان پیوند داشته باشد. او مجبور میشود در یک دنیای پر از خیانتها و رمز و رازها، حقیقت را کشف کند.
خلاصه داستان: در سال 1979، در طول جنگ ویتنام، یک گروه از سربازان آمریکایی در یک ماموریت خطرناک در جنگلهای ویتنام گیر میافتند. آنها با مواجه شدن با یک دشمن ناشناخته و ترسناک، مجبور میشوند با ترس و وحشت مواجه شونده و تلاش کنند زنده به در برند. این فیلم ترکیبی از ژانرهای اکشن، ترسناک و جنگی است که به خوبی تنش و استرس جنگ را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۶۰ در ایرلند، سه دختر جوان به دلیل شرایط مختلف زندگی، به یک موسسه مذهبی به نام "خواهران مقدس ماری" فرستاده میشوند. این موسسه، زندان نهان و سرکوبگر برای دخترانی است که از نظر کلیسا "پلید" در نظر گرفته میشوند. دختران با شکنجههای جسمی و روحی، کار اجباری و محرومیت از آزادی روبرو میشوند. در این محیط سخت، آنها باید با خشونت، سرکوب و فشارهای روحی مقابله کنند و به دنبال راهی برای فرار و آزادی باشند.
خلاصه داستان: لوکا، یک دختر ۱۹ ساله آمریکایی، برای اولین بار پس از مرگ مادرش به ایتالیا سفر میکند. او به دنبال کشف هویت پدر زیستی خود است که تنها با یک عکس از دوران جوانی مادرش آشنا است. در این سفر، لوکا با خانواده دوست مادرش آشنا میشود و در معرض تجربیات جدیدی قرار میگیرد که باعث تغییرات عمیقی در زندگی او میشود.
خلاصه داستان: در سال 2015، فیلمی کمدی-جنایی به نام "خانه شیرین جهنم" ساخته شد که داستان یک زن خانهدار به نام مونا (بازی جین فوندا) را روایت میکند. مونا زندگی کاملاً منظم و طبقریزی شدهای دارد و هر چیزی باید بر اساس برنامهریزی او پیش برود. اما وقتی شوهرش دون (بازی پاتریک ویلسون) با یک زن دیگر رابطه برقرار میکند، مونا تصمیم میگیرد با هر طریقی ممکن این رابطه را خاتمه دهد و زندگی خود را به سابق برگرداند. او با استفاده از ترفندها و فریبکاریهای مختلف، دامی برای همسر و معشوقهاش میبندد و وضعیت را به سود خود تغییر میدهد. اما آیا مونا میتواند کنترل کامل زندگی خود را حفظ کند یا اینکه جهنمی که ساخته، سرانجام به سراغش خواهد آمد؟
خلاصه داستان: روبرت مککال، یک سابق عامل سیا، به عنوان یک مرد معمولی زندگی میکند و در شبها به عنوان یک عدالتطلب مخفیالهویه فعالیت میکند تا افراد بیگناه را از ستمدیدگان نجات دهد. وقتی دوست صمیمیاش وکتوریا به او کمک میخواهد تا دختر جوانی را از دستابندهای یک باند خطرناک آزاد کند، مککال مجبور میشود با گذشتهاش مواجه شود و درگیر جنگ خطرناکی شود که تمام چیزهایی را که دوست دارد به خطر میاندازد. در این بین، او باید تصمیم بگیرد تا چه اندازه میتواند برای حفظ عدالت از مرز اخلاق عبور کند.
خلاصه داستان: تینا بارون، یک زن خانهدار ناراضی در منهتن، با چالشهای ازدواجش با جاناتان، یک وکیل مغرور و بیاعتنا، و مادربزرگ بیمارش در یک آپارتمان کوچک دست و پنجه نرم میکند. او به دنبال احساس ارزشمندی و عشق و علاقه است، اما همسرش فقط به موفقیت حرفهای و اجتماعی خودش فکر میکند. زندگی تینا تغییر میکند وقتی جرج، یک نویسنده دارای جذابیت و خودخواه، وارد زندگی او میشود و او را به یک رابطه عاشقانه سوق میدهد. در حالی که تینا درگیر این رابطه خطرناک میشود، او مجبور میشود با عواقب احساسی و اخلاقی خود روبرو شود.