خلاصه داستان: در این فیلم، یک دانشجوی جوان به عنوان مراقب یک سرباز بازنشستهٔ نابینای و سرکش استخدام میشود. این سرباز که زندگیاش پر از شور و شوق و درام است، قصد دارد آخرین سفر خود را به همراه مراقب جوانش به پایان برساند. در طول این سفر، هر دو نفر با چالشهای زندگی و مسائل اخلاقی روبرو میشوند و روابط عمیقی بین آنها شکل میگیرد. این داستان به موضوعاتی مانند معنای زندگی، انتخابهای اخلاقی و تأثیر روابط انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم "شکارچی" (The Predator) در سال 2018 ساخته شد و داستان جدیدی از موجود فضایی خطرناک را روایت میکند. در این فیلم، یک کودک با تصادف فناوری پیشرفته یک شکارچی را روی زمین فعال میکند. این رویداد منجر به آمدن یک گروه از شکارچیهای بیتجربه و یک زیستشناس به همراه نیروهای ارتش میشود تا جان میلیونها انسان را نجات دهند و جلو تهاجم این موجود خطرناک را بگیرند.
خلاصه داستان: در داستان "جن"، یک مهندس معماری جوان به نام "دینا" پس از مرگ والدینش به ارث یک خانه قدیمی در شهر کوچکی میبرد. در حالی که مشغول مرمت خانه است، به طور تصادفی یک قوطی عتیقه را باز میکند و یک جن شرور را آزاد میکند. این جن قادر به تبدیل خواستههای دینا به کابوسهای وحشتناک است و او مجبور میشود با کمک یک شیخ محلی با جن مبارزه کند تا جانش را و جان اهالی شهر را نجات دهد. در طول این ماجرا، دینا با تاریکترین ترسهای خود روبرو میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا قدرت جن را برای انتقام استفاده کند یا خود را به خدا بسپارد.
خلاصه داستان: تامی هولت، پسری ۱۵ ساله، با مادرش کارولین به سیاتل مهاجرت میکند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند. در آنجا، کارولین با داک اسمیت، مرد پرقدرتی و سختگیر، آشنا میشود و زود به ازدواج میپردازند. داک تلاش میکند تامی را به یک مرد واقعی تبدیل کند، اما روشهایش خشن و غیرقابل تحمل است. تامی برای فرار از این وضعیت، به دروغگویی و تقلب روی میآورد و تصمیم میگیرد با مادرش از خانه فرار کند.
خلاصه داستان: در سال 1994، لوک شیفرد، یک فروشنده ماریجوانای نوجوان، در آستانه فارغالتحصیلی از دبیرستان قرار دارد. او برای درمان مشکلات روحی خود، با پزشک روانشناسی به نام دکتر سکلر درمان میشود و در عوض از او ماریجوانا میخرد. در طول تابستان گرم نیویورک، لوک با ستیسی، دختر جوان دکتر سکلر، آشنا میشود و روابطش با پدر و مادرش و پزشک روانشناسیاش پیچیدهتر میشود. این فیلم، داستان رشد و تغییر در یک دوران بحرانی زندگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در داستان «منطقه جنگ»، یک خانواده جوان در انگلستان به سر میبرند که پس از انتقال به یک روستای دورافتاده، رازهای تاریک خانوادگی آشکار میشود. پسر نوجوان خانواده شاهد رابطه غیرعادی بین پدر و خواهر کوچکترش میشود و درگیر یک سفر روانی و عاطفی سخت میگردد. فیلم به دقت به موضوعات حساس مانند سوءاستفاده جنسی و تأثیر آن بر روابط خانوادگی میپردازد و به تصویر کشیدن واقعیتهای دردناک و انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: یک گروه از دانشجویان دانشکده هنر در حال آمادهسازی یک فیلم کوتاه هستند. آنها تصمیم میگیرند تا در یک اتاق قدیمی و ترک شده فیلمبرداری کنند. اما به محض ورود به آنجا، اتفاقات عجیب و غیرقابل تفسیری رخ میدهد. آینههای اتاق نقش مهمی در این اتفاقات ایفا میکنند و به نظر میرسد که آنها چیزی را بازتاب میدهند که واقعاً وجود ندارد. دانشجویان به تدریج متوجه میشوند که آینهها در واقع درهایی به دنیای دیگری هستند و آنها باید راز این آینهها را کشف کنند تا بتوانند از این اتاق نجات یابند.
خلاصه داستان: در سال 1980، یک دانشجوی رشته سینما به نام آنگللا در دانشگاه مادرید مشغول تهیه پایاننامه دربارهٔ خشونت در تصویر سینمایی است. او شروع به تماشای فیلمهای ویدئویی مختلف میکند تا تحقیقات خود را انجام دهد. اما وقتی یکی از همکلاسیهایش به طور مرموزی ناپدید میشود، او متوجه میشود که یکی از فیلمهایی که تماشا میکند، ممکن است مرتبط با ناپدید شدن او باشد. آنگللا با کمک دوستانش شروع به بررسی این موضوع میکند و به تدریج به یک راز وحشتناک میرسد که ممکن است جانشان را به خطر بیندازد.
خلاصه داستان: در پایان کلاس هشتم، کایلا روز (الیسا فیشر)، دختر نوجوانی خجالتی و دلسرد، در حال مبارزه با تنهایی و اضطراب اجتماعی خود در مدرسه متوسطه است. او تلاش میکند با انتشار ویدئوهای انگیزهبخش در یوتیوب و تلاش برای جلب توجه همکلاسیهایش، روابط اجتماعی خود را بهبود بخشد. در طول هفتههای پایانی مدرسه، کایلا با چالشهای رشد، عشق اول، و انتظارات والدینش مواجه میشود و سرانجام یاد میگیرد که چگونه خود را بپذیرد و اعتماد به نفس کسب کند.