خلاصه داستان: در ادامهٔ داستانهای ترسناک و طنز آمیز، سه داستان جدید به تصویر کشیده میشود که هر کدام با شیوهای منحصربهفرد و ترسناک روایت میگردد. در داستان اول، چند نوجوان در یک دریاچه دورافتاده با یک کیکماهی عجیب و خطرناک مواجه میشوند که به طور مرموز شروع به تعقیب و تهدید آنها میکند. داستان دوم دربارهٔ یک مرد ثروتمند و بیرحم است که پس از فرار از مرگ در یک حادثه، با انتقام سنگین یک مرد فقیر مواجه میشود که زندگیاش را نجات داده بود. در داستان سوم، یک زن در حال رانندگی تصادفی یک مرد جوان را میکند و تصمیم میگیرد که جسد را پنهان کند، اما پس از آن، متوجه میشود که قربانی مرموزانه باز میگردد و او را تعقیب میکند.
خلاصه داستان: در "شهر شکسته"، بیلی تگارت، یک پلیس سابق که به دلیل خشونت در کارش اخراج شده، به عنوان یک کارآگاه خصوصی مشغول به کار میشود. وی توسط شهردار فاسد شهری درخواست میشود تا همسرش را ردیابی کند و شوهرش را متهم به خیانت کند. اما وقتی همسر شهردار به قتل میرسد، بیلی به درون یک توطئه خطرناک و فساد سیاسی کشیده میشود و مجبور میشود تا حقیقت را کشف کند و خود را از اتهام قتل پاکسازی کند.
خلاصه داستان: فرانک و پاتریک و تِرِنس سه دوست قدیمی هستند که در یک کارگاه تعمیر موتورهای کوچک در نیو هامپشایر مشغول به کار هستند. زندگی آنها به هم میپیوندد وقتی دختر فرانک، کلوی، با ریلی، پسر جدید در شهر، دوست میشود. اما این دوستی منجر به وقایعی میشود که زندگی همه آنها را به هم میریزد و رازهایی را آشکار میکند که ظاهراً نه برای همه خوشایند است.
خلاصه داستان: در داخل یک اردوگاه مرگ نازی، یک زندانی یهودی به نام سائول آوسترلیتز به عنوان عضو یک گروه وظیفه خاص انتخاب میشود که وظیفه شان پاکسازی پس از اعدام زندانیان است. سائول با شنیدن فریاد یک پسر جوان که به زندگی ادامه میدهد، تصمیم میگیرد او را به عنوان پسر خود قبول کند و به دنبال یافتن یک کشیش یهودی برای تدفین او در مراسم دینی باشد، در حالی که همزمان با مبارزات گروه مقاومت در اردوگاه سر و کار دارد.
خلاصه داستان: Dora, a cynical former schoolteacher, makes a living by writing letters for illiterate people at Rio de Janeiro's central train station. Her life takes an unexpected turn when she encounters Josué, a 9-year-old boy whose mother is killed in a bus accident. Reluctantly, Dora agrees to help Josué find his father, whom he has never met. As they embark on a journey through the Brazilian countryside, Dora's hardened exterior begins to soften, and an unlikely bond forms between the two. Along the way, they encounter a colorful cast of characters and face various challenges that test their resolve and humanity. Central Station is a poignant tale of redemption, compassion, and the transformative power of human connection.
خلاصه داستان: در این فیلم، یک جوان آمریکایی به نام جک مورگان در دهه ۱۹۷۰ در شیکاگو به دنبال انتقام از قاتل پدرش است. او به یک گروه جنایی ملحق میشود و با کمک آنها به دنبال انتقام است. اما او به زودی میفهمد که انتقام گرفتن هزینهای بالایی دارد و او باید تصمیم بگیرد که آیا ارزشش را دارد یا خیر.
خلاصه داستان: در آستانه فروپاشی زمین به دلیل برخورد یک سیارک، یک مرد مجرد به دنبال دوست دختری از دوران دبیرستان میگردد تا با او آخرین روزهای زندگیاش را سپری کند. در این سفر، با یک همسایه جوان و پرحرف همراه میشود که به طور اتفاقی در سفر او شرکت میکند و روابط و دیدگاههای جدیدی در زندگی او ایجاد میکند.
خلاصه داستان: در داستان «قوانین جذابیت»، مجموعهای از دانشجویان دبیرستان و دانشگاه در یک دنیای پر از احساسات متناقض، عشق، تنهایی و پوچی زندگی میکنند. داستان به دنبال روابط پیچیده بین این نسل جدید است که در پی معنای واقعی زندگی و عشق هستند. آنها با استفاده از مواد مخدر، جنس و تجربیات مختلف سعی میکنند جای خالی درونی خود را پر کنند، اما در نهایت تنها با خوابهای شکستخورده و روابط ناپایدار مواجه میشوند.
خلاصه داستان: در داستان "خیانت"، یک مامور سابق سیا به نام مایک کریستینسن به طور غیرمنتظره دوباره درگیر بازی جاسوسی میشود. او مجبور میشود با یک گروه از ماموران جدید همکاری کند تا یک شبکه جاسوسی خطرناک را که در حال نفوذ به سیستمهای دولتی آمریکا است، خنثی کند. در حین این ماموریت، مایک با خیانتهایی در درون سازمان خود روبرو میشود که باعث میشود او به یک بازی مرگبار وارد شود تا حفظ کشور و جان خود را تضمین کند. با استفاده از مهارتهای قدیمی و همکاری با تیم جدید، مایک در تلاش است تا این شبکه خطرناک را قبل از اینکه خیلی دیر شود، خنثی کند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۹، در طول جنگ جهانی دوم، دو برادر یهودی، تادئوس و زوس بلیاسکی، پس از کشتار خانوادهشان توسط نیروهای نازی، به جنگل فرار میکنند. آنها جمعیت پناهندگان یهودی را در جنگل جمعآوری میکنند و یک گروه مقاومت را تشکیل میدهند تا علیه نیروهای اشغالگر مبارزه کنند. در این بین، آنها با مشکلات زندگی در شرایط سخت طبیعی و کمبود منابع روبرو میشوند و باید تصمیمات سختگیرانهای برای حفظ زندگی و آزادی خودشان بگیرند.