خلاصه داستان: جان کانستانتین، یک مرد با توانایی دیدن فرشتگان و شیاطین، در تلاش برای نجات جان خود از جهنم، به دنبال راز مرگ خواهر جوانی به نام انگل است. او با کمک انگل، به دنیای تاریک و مرموز فرشتگان و شیاطین وارد میشود و با مواجهه با نیروهای خیر و شر، باید تصمیم بگیرد که به کدام طرف وفادار باشد. در این سفر خطرناک، او با شیاطین و فرشتگان روبرو میشود و باید با قدرتهای خارقالعادهای که در خود دارد، به مبارزه بر ضد نیروهای شر بپردازد.
خلاصه داستان: در دنیای آیندهای که جنگهای تلویزیونی به یک صنعت سرگرمی تبدیل شدهاند، یک شبکه تلویزیونی تصمیم میگیرد تا یک برنامه واقعیتگرایانه جدید راه اندازی کند. این برنامه در یک قلعه ترکی در قرن نوزدهم گرفتار شده و شرکتکنندگان مجبور میشوند تا در شرایط خطرناکی زندگی کنند و با یکدیگر رقابت کنند تا آخرین بازمانده زنده بماند. اما این بازی خونین به زودی به یک مسابقه مرگ و زندگی تبدیل میشود که هیچکس امنیت کامل ندارد.
خلاصه داستان: جان هنری جکسون، یک مدیر ارشد در شرکت بیوتکنولوژی، پس از رد کردن پیشنهاد فساد مالی از سوی مدیرعامل، از شغل خود اخراج میشود. او به دنبال راهی برای تأمین هزینههای زندگی خود و آیندهای برای خانوادهاش میگردد. در این بین، دو زن همجنسگرا با پیشنهاد غیرمنتظرهای به او مراجعه میکنند: در ازای پرداخت مبلغی، او باید به عنوان اهدای اسپرم طبیعی به آنها کمک کند تا بتوانند باردار شوند. این پیشنهاد باعث میشود جان وارد یک دنیای جدید از روابط و تعاملات شود که او را به سفری پر از تعجب و تغییر میبرد.
خلاصه داستان: في عالم بديل في أوكلاند الحالية، يكتشف كاسيوس جرين، وهو متصل هاتفي يكافح، مفتاحًا سحريًا للنجاح المهني، مما يدفعه إلى كون موازٍ مروع. بينما يصعد في السلم الوظيفي، يواجه تحديات أخلاقية ووجودية تختبر قيمه وهويته.
خلاصه داستان: دکتر کلیو و دکتر وینستون ویلسون، دو خواهر دوقلو هستند که با هم در یک کلینیک تناسب اندام مشترک کار میکنند. آنها در تخصص جراحی زیبایی و جراحی پلاستیک بسیار ماهر هستند و بسیاری از بیماران مشهور را درمان میکنند. اما زندگی آنها به هم میریزد وقتی که یک بیمار جدید وارد کلینیک میشود و باعث میشود روابط آنها با یکدیگر و با جهان پیرامونشان تغییر کند.
خلاصه داستان: در داستان "بالاد یک بازیکن کوچک"، لرد دویلی، یک بانکدار انگلیسی ثروتمند و معتاد به قمار، در کازینوی لاسوگاس به سر میبرد. او به دنبال یک شب پرهیجان در پیروزیهای قمار و سرگرمیهای شبانه است. اما زندگی او به طور ناگهانی تغییر میکند وقتی با یک زن مرموز و جذاب مواجه میشود که به نظر میرسد گذشتهای تاریک دارد. این ملاقات باعث میشود دویلی به یک سفر خطرناک و پر از هیجان در دنیای قمار و جنایت وارد شود.
خلاصه داستان: یکی از خلبانان نیروی هوایی آمریکا، پس از انتقال یک بمب هستهای در منطقه صحرایی، به طور ناگهانی دستور منحرف کردن هواپیما را صادر میکند و بمب را در جایی مخفی میکند. او با کمک یکی از همکارانش قصد دارد بمب را به گروه تروریستی بفروشد. اما یکی از افسران نیروی هوایی که در حال تعقیب آنهاست، متوجه نقشه آنها میشود و شروع به مبارزه با آنها میکند.
خلاصه داستان: در سال 2025، کریم (فینسنت کاسل)، یک مرد دلسوخته که همسرش را از دست داده، شرکتی را اداره میکند که به بیماران میگذارد از طریق تلویزیون زنده، جسد عزیزانشان را در تابوتهایی که در زمین دفن شدهاند، تماشا کنند. او با آرتر (جیسیکا کیش)، یک زن جوان و مرموز که در شرکت او استخدام میشود، آشنا میشود. آرتر به کریم کمک میکند تا با گذشتهاش مواجه شود و شروع به درمان احساساتی خود کند. اما آرتر نیز رازهایی دارد که میتواند زندگی کریم را به هم بریزد.
خلاصه داستان: در یک دنیای آیندهای، یک جامعه پوستری و سکوتگونه زندگی میکند که در آن حتی کوچکترین صدا میتواند مرگ محقق کند. در این فضای خطرناک، خانوادهای تلاش میکند تا با استفاده از زبان اشاره و روشهای ارتباطی بیصدا، زنده بمانند و از موجودات مرموزی که با هر صدای کوچکی به سراغشان میآیند، در امان بمانند. در این بین، مادر باردار باید با تمام وجود از خود و نوزاد آیندهاش محافظت کند تا صدای نخستین نوزاد، آخرین صدای آنها نباشد.
خلاصه داستان: در سال 1995، یک برادر و خواهر جوان در یک روستای کوچک در آمریکا با مشکلات زندگی روزمره و تنشهای خانوادگی مواجه هستند. پس از مرگ پدرشان، برادر بزرگتر مسئولیت مراقبت از خواهر کوچکتر را بر عهده میگیرد. در حالی که هر دو تلاش میکنند تا از مشکلات مالی و اجتماعی عبور کنند، روابط آنها به چالش کشیده میشود و آزمونهایی را تجربه میکنند که باعث میشود ارتباط آنها به یکدیگر تغییر کند.