خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال 2016، فیلم «شیطان نئونی» داستان یک مدل جوان و زیبا به نام جس را روایت میکند که برای پیشرفت در صنعت مدلینگ لس آنجلس به رقابتی بیرحمانه وارد میشود. جس به سرعت توسط دنیای پر زرق و برق و در عین حال خالی از احساسات مد جذب میشود، ایجاد رقابت شدید و حسادت در بین رقبایش باعث میشود تا مرزهای واقعیت و توهم به تدریج محو شوند و او را به سمت یک سفر روانی و تاریک سوق دهند.
خلاصه داستان: فیلم «هتل میلیون دلاری» داستانی در سال 2000 را روایت میکند که در هتلی عجیب و غریب به نام «هتل میلیون دلاری» در لس آنجلس اتفاق میافتد. داستان با مرگ مشکوک پسری جوان در این هتل آغاز میشود و تحقیقات یک مأمور FBI به نام ایجی. به دنبال آن، روابط پیچیده و زندگی ساکنان عجیب و غریب هتل، از جمله یک زن جوان به نام الیزابت و یک نقاش به نام تام توم را آشکار میکند.
خلاصه داستان: فیلم «مکانیک» (The Mechanic) در سال 1972 به کارگردانی مایکل وینر و با بازی چارلز برانسون در نقش آرتور بیشاپ، یک قاتل حرفهای و تکنیکی است که به «مکانیک» معروف است. او که از انزوا و تنهایی در کارش رنج میبرد، پس از قتل دوست و همکارش هری مککینن، به پسر جوان و پرخاشگر او، استیو (با بازی جیمز میسون)، پناه میبرد و آموزش او را بر عهده میگیرد. اما این رابطه استاد-شاگردی به سرعت به یک بازی خطرناک و انتقامجویانه تبدیل میشود، زیرا استیو به دنبال انتقام از قاتل پدرش است و بیشاپ را در میان توطئههای پیچیده و خیانتهای دنیای زیرزمینی جنایتکاران گرفتار میکند.
خلاصه داستان: فیلم «مرد با دو مغز» داستان دکتر مایکل هانری (استیو مارتین)، یک جراح مغز و اعصاب نابغه اما درمانده است که پس از ازدواج با دلوریس (کاترین ترنر)، زنی زیبا اما بیرحم و حریص، که در یک تصادف رانندگی دچار آسیب مغزی شده، درگیر ماجراهای عجیبی میشود. او بهطور اتفاقی با مغزی زنده اما جدا از بدن به نام «آن» ارتباط ذهنی برقرار میکند و عاشق او میشود. اکنون دکتر هانری باید برای رسیدن به معشوقهاش و رهایی از همسر شرورش، نقشهای خطرناک برای تبادل مغز طراحی کند.
خلاصه داستان: فیلم «بوسۀ طولانی بدرود» (The Long Kiss Goodnight) در سال 1996 به کارگردانی شریل لین ساخته شده است. داستان درباره سیمن (جینا دیویس)، زنی با گذشتهای مبهم است که پس از تصادف، حافظهاش را از دست داده و با نام سیمن سیتی زندگی آرامی را در یک شهر کوچک به عنوان معلم میگذراند. اما با بازگشت خاطرات، او متوجه میشود که یک قاتل حرفهای به نام «چارلین» است که توسط سیا به کار گرفته شده بود. زمانی که یک توطئهی دولتی برای انتقال یک بمب کثیف به دست تروریستها شکل میگیرد، چارلین باید با کمک یک کارآگاه خصوصی (ساموئل ال. جکسون) برای نجات جان دخترش و جلوگیری از یک فاجعه ملی دست به کار شود.
خلاصه داستان: فیلم «The Lodgers» (2018) در مورد دو دوقلوی جوان به نامهای ریچارد و ریچل است که در عمارتی قدیمی در ایرلند زندگی میکنند. آنها با نفرینی خانوادگی مواجه هستند که آنها را مجبور میکند در خانه تنها زندگی کنند و قوانین سختگیرانهای را رعایت کنند. وقتی یک سرباز بریتانیایی به نام ایوان به روستا میآید و ریچل را میبیند، این توازن شکننده به هم میخورد و باعث میشود دوقلوها بین وفاداری به خانواده و عشق به یکدیگر و ایوان دست و پا بزنند.
خلاصه داستان: فیلم دزد کوچک داستان دختری نوجوان به نام مونیک است که در یک خانواده متوسط فرانسوی زندگی میکند. او به دلیل مشکلات عاطفی و بیتوجهی والدین، به سرقتهای کوچک از فروشگاهها روی میآورد تا توجه آنها را جلب کند. وقتی پدر و مادرش متوجه میشوند، او را به یک مرکز اصلاح و تربیت میفرستند. در آنجا، مونیک با دختران دیگری آشنا میشود که مشکلات مشابهی دارند و در مسیر تغییر و بازپروری قرار میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم «نگهبان استخر» (The Lifeguard) در سال 2013 داستان لی (کریستن بل) را روایت میکند که پس از ترک شغل روزنامهنگاری موفق در نیویورک، به زادگاهش در کانکتیکات بازمیگردد تا به عنوان نگهبان استخر مشغول به کار شود. او در اینجا با دوستان قدیمیاش از جمله تاد (آدام برودی) و همچنین نوجوانی به نام جیسون ارتباط برقرار میکند. لی درگیر روابط پیچیدهای میشود که مرزهای اخلاقی را زیر پا میگذارد و در نهایت با عواقب انتخابهایش روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین وسوسه» (The Last Seduction) که در سال 1994 ساخته شده، داستان بریجت گرگوری (با بازی لیندا فیورنتینو) را روایت میکند که پس از سرقت پولهای همسرش از یک معامله مواد مخدر، به شهر کوچکی در نیویورک فرار میکند. در آنجا، او با استفاده از جذابیتهای زنانه و زیرکی خود، مردی ساده به نام کلایت را به دام عشق میاندازد تا او را در از بین بردن همسر و دستیابی به پولها کمک کند.
خلاصه داستان: فیلم «نفس آخر» (The Last Gasp) در سال ۱۹۹۵ میلادی داستان یک قاتل سریالی را روایت میکند که پس از کشتن قربانیانش، جسد آنها را با گازهای سمی پر میکند تا اثری از خود به جا نگذارد. یک پلیس زن با نام «سارا» و شریکش «دیوید» مأمور رسیدگی به این پرونده مرموز میشوند و در حالی که تلاش میکنند ردی از قاتل پیدا کنند، با حقایق تکاندهندهای درباره هویت و انگیزههای او روبرو میشوند. در این میان، «دکتر فیلیپ مککنزی» که در گذشته به دلیل آزمایشهای غیرقانونی از کار اخراج شده، به عنوان مظنون اصلی مورد بررسی قرار میگیرد، اما هیچکس تصور نمیکند که قاتل با چه شیطنتی در حال اجرای نقشههای شوم خود است.