خلاصه داستان: یک زن لیتوانیایی به نام کارِن که در اردوگاهی برای پناهندگان در ایتالیا به سر میبرد، برای فرار از شرایط سخت و کسب تابعیت، با یک ماهیگیر ساکن جزیره آتشفشانی و دورافتاده استرومبولی ازدواج میکند. او که به زندگی سخت و خشن جزیره و همچنین رفتار خشن شوهرش عادت ندارد، به تدریج در احساس انزوا و ناامیدی غرق میشود. کارِن که از فرهنگ و آداب و رسوم محلی بیگانه است، تلاش میکند تا با شرایط جدید کنار بیاید، اما فشارهای روانی و محیطی زندگی در کنار یک آتشفشان فعال، او را به سمت بحران عمیقی سوق میدهد. این فیلم به کارگردانی روبرتو روسلینی و با بازی اینگرید برگمن در سال ۱۹۵۰، داستانی تکاندهنده از تقابل تمدن و طبیعت، امید و یأس، و جستجوی یک زن برای یافتن آزادی و معنای زندگی در مکانی است که هیچچیز جز سنگ و آتش به نظر نمیرسد.
خلاصه داستان: فیلم تلویزیونی «قلب معمولی» محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی رایان مورفی و بر اساس نمایشنامهای به همین نام از لری کرامر ساخته شده است. این درام قدرتمند که برنده دو جایزه امی شد، داستان تلاشهای نویسندهای به نام ند ویکس (با بازی مارک رافالو) را در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی در نیویورک روایت میکند؛ زمانی که بیماری ایدز به تازگی ظهور کرده و به سرعت در حال گسترش در جامعه مردان همجنسگرا بود. ند به همراه دکتر اما بروکنر (جولیا رابرتز) و فعالی به نام بروس نیرز (تیلور کیچ) برای افزایش آگاهی عمومی، جلب توجه دولت و جمعآوری بودجه برای تحقیقات پزشکی جنگی تمامعیار را علیه سکوت و بیتفاوتی آغاز میکنند. این فیلم که با بازی درخشان مت بومر در نقش فلیکس ترنر، شریک زندگی ند، همراه است، تصویری تکاندهنده و صادقانه از ترس، خشم، عشق و از دستدادن را در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ جامعه الجیبیتی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه به نام دایرک (تیفانی هدیش) برای حل یک قتل در یک مهمانی پس از مراسم عروسی به محل حادثه فراخوانده میشود. او باید با بازجویی از مهمانان و شاهدان عینی، که هر کدام روایت متفاوتی از شب وقوع جنایت ارائه میدهند، هویت قاتل را کشف کند. این سریال کمدی-معمایی که توسط کریستوفر میلر ساخته شده، با بازی ستارگانی چون سم ریچاردسون، زوئی چائو، ایلا فیشر، دیو فرانکو و جیمی دیمن، هر قسمت را از زاویه دید یکی از شخصیتها روایت میکند و مخاطب را درگیر بازی ذهنی پیچیدهای میکند.
خلاصه داستان: ونسان فرانسوا ویدوک، یک مجرم سابق که به فرمان ناپلئون بناپارت از زندان آزاد شده، به عنوان رئیس پلیس مخفی پاریس منصوب میشود. او که به دلیل مهارت بینظیرش در تغییر چهره و نفوذ به دنیای زیرزمینی جنایتکاران شهرت دارد، با یک گروه اشرار قدرتمند به رهبری مردی مرموز به نام «نقابدار» روبرو میشود. این گروه قصد دارد با ایجاد هرج و مرج در پاریس، به امپراتوری ناپلئون پایان دهد. ویدوک برای حفظ نظم و آرامش شهر، باید هویت رهبر این گروه را کشف کند و نقشههای شوم او را خنثی سازد. در این راه، او عاشق آنابل، زنی اشرافی میشود که زندگیاش در خطر است. این فیلم محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی ژان-فرانسوا ریشت و با بازی ونسان کسل، فریدا پینتو، آگوست دیل، دنیس منوکه و اولگا کوریلنکو است.
خلاصه داستان: می، زنی مبتلا به فراموشی، توسط دی وولکرز ملاقات می کند و ادعا می کند که او آخرین فردی است که با توماس اسپکتر ناپدید شده دیده شده است. برای یافتن توماس، می باید خاطرات از دست رفته را بازسازی کند و راهی برای عبور از هزارتوی او پیدا کند...
خلاصه داستان: برای جلوگیری از یک انفجار مرگبار، یک تیم کراک غیرقانونی 24 ساعت فرصت دارند تا دو کامیون نیتروگلیسیرین را در یک بیابان مملو از خطر رانندگی کنند.
خلاصه داستان: روابط بین اسکورت های انحصاری و مشتریانشان را بررسی می کند، که برای آنها چیزی فراتر از رابطه جنسی فراهم می کنند. آنها که به عنوان GFE شناخته می شوند، زنانی هستند که روابط عاطفی و جنسی را با قیمت بسیار بالایی فراهم می کنند.
خلاصه داستان: فیلم عامل (۲۰۱۹) به کارگردانی یووال آدلر با بازی دایان کروگر در نقش راشل، مارتین فریمن و کاس انوار، داستان یک مأمور سابق موساد را روایت میکند که سالها پیش در تهران مأموریت نفوذ به زندگی یک تاجر سلاح به نام فاراز را بر عهده داشته است؛ حال پس از مرگ ناگهانی پدرش، راشل بدون اطلاع سازمان تصمیم به ترک خدمت میگیرد و با امتناع از بازگشت، باعث ایجاد بحران امنیتی عمیقی برای موساد میشود که تلاش میکنند او را متقاعد به همکاری مجدد کنند.
خلاصه داستان: فیلم «منفورترین زن آمریکا» (۲۰۱۷) به کارگردانی تامی ویرکولا با بازی ملیسا روکسبرگ در نقش مادالین موری اوهر، جاش دوهامل و مایکل چرنوس، داستان واقعی زندگی پرتلاطم این فعال حقوق مدنی و بنیانگذار جنبش ملحدان آمریکا را روایت میکند؛ زنی جسور که با شکایت علیه دعا و مذهب در مدارس عمومی، لقب منفورترین زن آمریکا را از آن خود کرد و زندگیاش با درگیریهای خانوادگی، تهدیدها و ناپدید شدن مرموز در سال ۱۹۹۵ به اوج هیجان رسید.