خلاصه داستان: کلبه استخوان کوچک؛ فیلمی در سبک ترسناک مهیج به کارگردانی ماتیاس هوئن است. در طول یک شب طوفانی در ارتفاعات اسکاتلند، دو برادر جنایتکار در حال فرار به یک کلبه در مزرعهای دور افتاده پناه میبرند. اما پس از به اسارت گرفتن خانواده ساکن در کلبه، متوجه میشوند که این خانه اسرار تاریکی را در خود پنهان کرده است…
خلاصه داستان: "نوربو" برای جستجو درباره تناسخ معلم درگذشته اش "دوریه" به سیاتل سفر می کند.جستجوی او به "جسی کنراد" ، "راجو" ، یک دختر سرراهی و دختری سطح بالا از هند منتهی می شود...
خلاصه داستان: در سریال ناتمام : اتفاقات عجیبی در مدرسه شبانه روزی نیلجیری رخ می دهند که به دانش آموز جدیدی مرتبط هستند. وقتی دانش آموزان ورودی سال 2007 برای تجدید دیدار به مدرسه بر می گردند، یکی از آن ها باید با عواقب کاری که پانزده سال پیش مرتکب شد روبرو شود
خلاصه داستان: پس از مرگ چاراس، لینو و جولیا مسئولیت را بر عهده گرفتند و واحد جدید مواد مخدر را تشکیل دادند. لینو که مصمم است قاتلان برادر و مربی خود را پیدا کند، به شکار خود ادامه میدهد و اجازه نمیدهد کسی مانع راه او شود.
خلاصه داستان: «ژنرال پرز»، فرمانده فضاپيمای «اوريگا»، باکمک هفت افسر دانشمند و چهل و دو خدمه در پي استفاده از «بيگانه» هاست. «الن ريپلي» دويست سال پيش با فداکردن جان خود جلوي تکثير «بيگانه» ها را گرفته است، اما حالا در اوريگا از طريق نمونه هاي خوني که از او باقي مانده، شبيه سازي مي شود تا به يک «ملکه ي بيگانه» دسترسی پيدا کنند.
خلاصه داستان: در این فیلم که هر یک از بازیگران در نقش خودشان بازی میکنند، وودی هارلسون طی ماجراهایی که برایش رخ میدهد، به دلیل اینکه هنگام رخ دادن یک حادثه ی ناگوار و مشکوک در لندن، در آن مکان حضور داشته است باید به زندان برود و چندین سال در حبس باشد ولی دوستش قصد دارد بزودی به کمکش بیاید و…
خلاصه داستان: بعد از گریختن از سیاره بیگانگان، سفینه ی «الن ریپلی» هم در آن است، در یک معدن سقوط می کند. ریپلی می فهمد که یک موجود بیگانه که بطور مخفیانه وارد سفینه شده، علت سقوط بوده است. این موجود بیگانه شروع به کشتن ساکنان معدن می کند، اما ریپلی نمی داند که دشمن اصلی او چیزی بیشتر از این موجود بیگانه است.
خلاصه داستان: دوباره عشق؛ فیلمی کمدی درام به نویسندگی و کارگردانی جیمز سی استروز و بازیگری پریانکا چوپرا و سم هیوین است. میرا ری که با غم از دست دادن یکی از نزدیکانش دست و پنجه نرم میکند، مجموعهای از پیامکها را به شماره تلفن همراه قدیمی او میفرستد و متوجه نمیشود که شماره دوباره به تلفن کار جدید راب برنز اختصاص داده شدهاست…
خلاصه داستان: تائکو و همسرش جیرو با پسرش کیتا زندگی آرامی دارند ؛ اما روزی طی یک تصادف ناراحت کننده ، پای پارک به زندگی تائکو باز میشود. حالا تائکو با کمک به این مرد ناشنوا و بی خانمان تلاش میکند تا با درد و احساس گناه خود کنار بیاید و …