خلاصه داستان: فاطمه (فخری خوروش) و پوران (پوران)، دو زن بیوه، در باغ وحش با هم آشنا می شوند و پوران از فاطمه می خواهد که در خانة او و در کنار هم زندگی کنند. پوران در مؤسسه ای ماشین نویس است و در خانه با دستگاه بافندگی می کند. احمد (ایرج قادری) به او علاقه دارد و با دریافت بورسیه ای از طرف شرکت به خارج می رود، و پوران خوانندة رادیو می شود. سال ها می گذرد و دختران فاطمه و پوران بزرگ می شوند. کبری (سپیده)، که نام سوزی را بر خود گذاشته، از این که مادرش کلفت است ناراضی است و لی لی (آتش) از این که مادرش وقت خود را در رادیو می گذراند دل تنگ است. سوزی دوستی به نام فرهاد دارد؛ اما فرهاد او را به این بهانه که مادرش کلفت است از خود می راند. احمد از سفر باز می گردد و از پوران خواستگاری می کند، در حالی که لی لی هم به او علاقه مند است. پوران برای خاطر دخترش به احمد پاسخ منفی می دهد؛ اما لی لی نمی پذیرد. فاطمه بیمار می شود، و احمد به فرهاد به جهت برخوردش نسبت به کبری اعتراض می کند و او را مجاب می کند که با کبری ازدواج کند. احمد کبری را به بالین مادرش می رساند؛ اما فاطمه قبل از رسیدن دخترش جان می دهد.
خلاصه داستان: بیتا به پدر بیمارش علاقه دارد، و مادرش به او و شوهر خود بی اعتنا است. سیما، خواهر بیتا، برای او خواستگاری پیدا می کند که بیتا با خل بازی هایش او را می راند. بیتا به کوروش، روزنامه نگاری جوان، علاقه دارد که او نیز رفتار غیرعادی بیتا را تاب نمی آورد. بیتا ناخواسته میهمانی کوروش را به هم می ریزد، و کوروش برای خلاص شدن از دست بیتا به تلفن های او جواب نمی دهد. بیتا با هفت تیر زنگ زده ی پدرش کوروش را وادار می کند که به او اظهار علاقه کند. پدر بیتا می میرد و کوروش به خارج از کشور می رود. بیتا تحت فشار خانواده اش تن به ازدواج ناخواسته ای می دهد، اما به شوهرش بی اعتنا است. روزی از رادیو صدای کوروش را که بازگشته است می شنود و بلافاصله به دفتر روزنامه ی اطلاعات می رود، اما کوروش به او تأکید می کند که به فکر خانه و زندگی اش باشد. شب هنگام پاسبانی بی تا را جلب می کند و به کلانتری می برد و سحرگاه آزادش می کند. در خیابان چند جوان با اتومبیل مزاحم بی تا می شوند و او سوار اتومبیل آنها می شود.
خلاصه داستان: عباس معروف به «عباسآقا چاخان» یک شاگرد راننده بیکس و کار است که لکنت زبان دارد و دائماً چاخان به هم میبافد. یک شب بهطور اتفاقی با بنفشه آشنا میشود
خلاصه داستان: این یک سریال جنایی - معمایی بر اساس سری کتاب های پرفروش ام.آر هال هست . داستان سریال درباره یک پزشکی قانونی که اخیراً بیوه شده است به بررسی مرگ های غیرطبیعی، مشکوک یا ناگهانی در تورنتو می پردازد
خلاصه داستان: معمای قتل 2؛ فیلمی در سبک اکشن کمدی معمایی در ادامه فیلم Murder Mystery 2019 به کارگردانی جرمی گارلیک و با بازی آدام سندلر و جنیفر انیستون است. نیک و آدری که اکنون به عنوان کارآگاهان تمام وقت کار میکنند، در تلاشند تا آژانس خصوصی خود را راه اندازی کنند. در این میان زمانی که دوست آنها در مراسمی ربوده میشود، نیک و آدری خود را در مرکز یک آدمربایی خطرناک میبینند…
خلاصه داستان: یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند…
خلاصه داستان: پلیس سابق، «برایان او کانر»، بخاطر فراری دادن دوست متهمش، دستگیر میشود. اکنون به او فرصتی داده شده تا پلیس از مجازاتش چشم پوشی کند. او باید همراه یکی از دوستان قدیمیاش، به پلیس در دستگیری یک وارد کننده مواد مخدر کمک کند.