خلاصه داستان: در سال 2025، یک فیلم اکشن و ماجراجویی به نام "مورتال" روی پرده سینما رفت. داستان درباره یک مرد جوان به نام «کُلاید» است که پس از یک حادثه مرموز، قدرتهای فوقطبیعی پیدا میکند. او مجبور میشود با استفاده از این تواناییها، در مبارزه با نیروهای تاریک و خطرناکی که قصد نابودی بشریت را دارند، شرکت کند. کُلاید باید تصمیم بگیرد که آیا این قدرتها را برای خیر بشریت به کار ببرد یا خود را تسلیم وسوسههای شریرانه کند. سفر او پر از چالشها، مبارزات حیرتانگیز و لحظاتی از خودشکوفایی است.
خلاصه داستان: داستان فیلم "Up for Love" درباره زندگی یک زن جوان به نام دانیل است که پس از جدایی از همسرش، تصمیم میگیرد به زندگی عاشقانهای جدید وارد شود. او با مردی به نام جان ملاقات میکند که ظاهراً مردی عالی و عاشقانه است، اما او به زودی متوجه میشود که جان دارای یک راز بزرگ است که میتواند زندگی او را به هم بریزد. دانیل باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند با این راز زندگی کند یا خیر.
خلاصه داستان: میلی، یک طراح مد موفق در نیویورک، مجبور میشود به خانهی گذشتهاش در آلاباما بازگردد تا طلاق خود را از جیک، همسر دبیرستانیاش، که سالها پیش رها کرده بود، نهایی کند. در این سفر، او با خاطرات و احساسات قدیمیاش مواجه میشود و باید بین زندگی شلوغ شهری و راحتی روستایی خود انتخاب کند. در نهایت، میلی میفهمد که خانه واقعاً کجاست و تصمیم مهمی برای آیندهاش میگیرد.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک فیلم سینمایی به نام "Denial" (انکار) روی پرده میرود که بر اساس داستان واقعی یک پرونده دادرسی تاریخی ساخته شده است. داستان در اصل درباره یک نویسنده آمریکایی به نام دبراه لیپستادت میگوید که پس از نوشتن کتابی در مورد انکار هولوکاست، توسط یک مورخ انکارگر بریتانیایی به نام دیوید ایرویونگ سوءاستفاده قضایی میشود. ایرویونگ دعوی میکند که لیپستادت به او افترا زده و سعی دارد او را در مقابل عموم رسوا کند. این پرونده در دادگاه انگلیس برگزار میشود و لیپستادت باید ثابت کند که هولوکاست رخ داده است و ایرویونگ دروغ میگوید. در طول دادرسی، وکیل لیپستادت، ریچارد رامپتون، شواهد و مدارک تاریخی را ارائه میکند تا اثبات کند که ایرویونگ به طور عمدی حقایق را تحریف میکند. این فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه حقیقت و عدالت در برابر انکار و تحریف تاریخ میتواند پیروز شود.
خلاصه داستان: یک خانواده جوان در یک آپارتمان قدیمی واقع در منطقهای پر رطوبت زندگی میکنند. زن جوان به طور مرموزی آبی رنگ و بدبو در آپارتمانشان جاری میشود. او شروع به تحقیق درباره منشأ این آب میکند و کشف میکند که آبی که در حمام جاری است، به یک دختر جوان گمشده در ساختمان مربوط میشود. او تدریجاً به یک راز ترسناک و مرموز درگیر میشود که گذشتهای تاریک و مرگبار را برای خانوادهاش آشکار میکند.
خلاصه داستان: در داستان «لیجند»، دو برادر دوقلوی بدیع و خطرناک به نامهای ریجی و رونی کری، در دهه ۱۹۶۰ در لندن، امپراتوری خشونتآمیزی را برپا میکنند. ریجی، سرکرده منظم و باهوش، و رونی، شخصیت خشمگین و غیرقابل پیشبینی، با استفاده از خشونت و قدرت، به قدرت و ثروت عظیمی دست مییابند. اما روابط خانوادگی پیچیده، عشق و علاقه به زنان، و روابط خطرناک با جهان جنایت، زندگی آنها را به یک بازی مرگبار تبدیل میکند. در حالی که ریجی تلاش میکند رونی را کنترل کند، روابط آنها به تست سختترین قرار میگیرد و سرنوشت آنها به یک پایان غیرقابل اجتناب تبدیل میشود.
خلاصه داستان: تاکسی ۳ داستان مامودو، راننده تاکسی شوروی، و پلیس امیلیان را دنبال میکند که برای دستگیری یک گروه دزد بانک به نام "کرکس سفید" با هم همکاری میکنند. این بار، دزدان در لباسهای مسیح موعود به سرقت مسلحانه میپردازند و با استفاده از ماشینهای اسپورت و ترفندهای پیشرفته، پلیس را به چالش میکشانند. امیلیان و مامودو با کمک تیم خود و با استفاده از تاکسی تندروی مامودو، به دنبال این دزدان میروند و در نهایت با هوشمندی و شجاعت، موفق به شکست دادن آنها و بازگرداندن امنیت به شهر میشوند.
خلاصه داستان: در داستان «دوبلر»، یک مأمور بانک سادهکار به نام سیمون جیمز با ورود یک همکار جدید به نام جیمز سیمون به زندگی خود مواجه میشود. این فرد بیرونی، که ظاهراً کاملاً شبیه به اوست، شخصیتی متضاد دارد: اعتماد به نفس، جذاب و موفق. سیمون که همیشه نادیده گرفته شده و فراموش شده است، با وجود این تازهوارد دچار سردرگمی و رقابت میشود. او تدریجاً متوجه میشود که این شباهت فقط ظاهری نیست و جیمز به تدریج جای او را در محیط کار و حتی زندگی شخصی اش اشغال میکند. این رقابت روانی و هویتی منجر به یک سفر روانی پیچیده برای سیمون میشود که در پی آن، مجبور به مواجه با هویت واقعی خود و تضاد درونیاش میشود.
خلاصه داستان: یک زوج جوان در یک شب تابستانی گرم، در حالی که در یک بار مشغول صحبت هستند، به یکدیگر جذب میشوند و تصمیم میگیرند به خانهاش بروند. در طول شب، آنها به یکدیگر نزدیکتر میشوند و احساسات عمیقتری را تجربه میکنند. اما با طلوع صبح، واقعیتهای زندگیشان به آنها یادآوری میشود و مجبور میشوند تصمیم بگیرند که آیا این رابطه میتواند ادامه پیدا کند یا خیر.
خلاصه داستان: یک دختر نوجوان مرفه و پرجنبوجوش به نام پویا به دلیل رفتار مشکلزا و عصبانی بودن، به مدرسهای سختگیر و سنتی در انگلستان فرستاده میشود. در این محیط جدید، او با قوانین سخت و سیستمهای سختگیرانه مواجه میشود که باعث میشود او با خودش و دیگران درگیر شود. پویا تلاش میکند با شیوهای متفاوت و شوخطبعانه، این محیط را تغییر دهد و به دنبال دوستی و عشق در این مکان جدید است. در این بین، او با چالشهای زندگی جدید و یادگیری مسئولیتپذیری روبرو میشود و سرانجام به درک عمیقتری از خود و دیگران دست مییابد.