خلاصه داستان: متیو پری، یک دندانپزشک خجالتی و بدشانس ساکن مونترال، زندگی آرام و یکنواختی دارد تا اینکه همسایه جدیدش، جیمی «تولس» تدسکی، یک قاتل حرفهای معروف شیکاگویی که تحت برنامه حفاظت از شاهدان پنهان شده، به او معرفی میشود. وقتی متیو متوجه میشود که همسایهاش کیست، زندگی او دچار تحولی بزرگ میشود، به خصوص زمانی که همسرش، سینتیا، او را متقاعد میکند که برای دریافت پاداشی کلان، جیمی را به رئیس مافیای شیکاگو، یانی گوگولاک، لو بدهد. در این میان، متیو عاشق جیل، همسر جیمی، میشود و درگیر ماجراهای پیچیدهای میشود که شامل قتل، خیانت و نقشههای متعدد میگردد. این فیلم کمدی-جنایی محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی جاناتان لین و با بازی بروس ویلیس در نقش جیمی تدسکی، متیو پری در نقش دندانپزشک، رزماری هریس در نقش جیل و ناتاشا هنستریج در نقش سینتیا است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «توده» (The Blob) فیلمی علمی-تخیلی و ترسناک محصول سال ۱۹۵۸ به کارگردانی ایروینگ یورکهات است که استیو مککوئین در اولین نقش اصلی خود در کنار آنیتا کورساوت به ایفای نقش پرداختهاند. داستان در یک شهر کوچک آمریکایی رخ میدهد که با سقوط یک شهابسنگ مرموز، موجودی ژلاتینی و بیگانه به تدریج همه چیز و هر کسی را که در مسیرش قرار میگیرد، میبلعد و بزرگ و بزرگتر میشود. استیو و دوستش جین به همراه سایر ساکنان شهر باید قبل از آنکه این توده بیگانه کل شهر را نابود کند، راهی برای متوقف کردنش پیدا کنند. این فیلم با بهرهگیری از جلوههای ویژه ابتدایی اما تأثیرگذار خود، به یکی از آثار کلاسیک و محبوب ژانر ترسناک دهه ۵۰ تبدیل شد.
خلاصه داستان: یک فیلم بریتانیایی در ژانر درام و جنایی محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی نیک لاو و با بازیگری دانیل دایر در نقش تامی جانسون. این فیلم زندگی گروهی از هواداران افراطی باشگاه چلسی را به تصویر میکشد که در دهه ۱۹۹۰ میلادی، زمانهای اوج درگیریهای خشونتبار بین هواداران تیمهای رقیب، درگیر جنگ و ستیز با گروههای هواداری دیگر هستند. داستان حول محور تامی میچرخد، جوانی که در کنار دوستانش، زندگی عادی خود را وقف هیجان و خشونت ناشی از درگیریهای خیابانی و هواداری افراطی کرده است. این فیلم با نگاهی بیپرده و واقعگرایانه، فرهنگ خشونت، دوستی، وفاداری و پوچیِ نهفته در سبک زندگی این گروه را به نمایش میگذارد و تأثیرات مخرب آن بر زندگی شخصی و آینده آنها را بررسی میکند.
خلاصه داستان: جکی چان در نقش ادی یانگ، یک کارآگاه هنگ کنگی که با یک گروه جنایتکار بینالمللی به رهبری بدجنس و مرموزی به نام «استاد» درگیر میشود. این گروه به دنبال یک مدالیون باستانی و اسرارآمیز است که به دارندهاش قدرتهای ماوراءطبیعی و جاودانگی میبخشد. در جریان تعقیب و گریز، ادی با یک مأمور بینالمللی به نام واتسون همکاری میکند و در نهایت پس از یک حادثه، مدالیون به او قدرتهای خارقالعادهای میدهد. حالا او باید از این قدرت جدید برای متوقف کردن «استاد» استفاده کند و از رسیدن او به یک پسر بچه خاص که کلید یک آیین شیطانی است، جلوگیری کند. این فیلم اکشن-کمدی محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی گوردون چان و با بازی جکی چان، لی ایوانز و کلر فورلانی است.
خلاصه داستان: این فیلم وسترن مدرن محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی برادران فرانسیس و گراهام-استوارت، داستان زندگی یک گاوچران جوان به نام کای را روایت میکند که در دشتهای وسیع داکوتای شمالی مشغول کار است. زندگی آرام او زمانی دگرگون میشود که با زنی مرموز و جذاب به نام وایولا آشنا میشود که از دنیای زیرزمینی و خطرناک شهرهای بزرگ فرار کرده است. کای که شیفته او شده، ناخواسته وارد دنیای تاریک قاچاق انسان و جنایت میشود و برای نجات وایولا باید با یک گروه جنایتکار قدرتمند به رهبری یک مرد شرور به نام کینگ همدست شود. در این مسیر، او مجبور است بین عشق به وایولا و ایمان به ارزشهای سنتی خود انتخاب کند و برای بقا در دنیایی که هیچ شباهتی به گذشته صلحآمیز او ندارد، بجنگد. بازیگران اصلی این فیلم گراهام-استوارت، پائولینا سینگر، شان بروس و جیمی کینگ هستند.
خلاصه داستان: یک فیزیکدان نابغه به نام «زیرو» که توسط واگنر مورا به تصویر کشیده شده است، در یک آزمایش علمی بزرگ در سال ۲۰۱۱ به همراه تیمی از محققان از جمله هلنا، معشوقه سابقش، شرکت میکند. در حین آزمایش، یک اشتباه محاسباتی باعث ایجاد یک حفره سیاه کوچک میشود که او را به ۲۰ سال قبل، یعنی سال ۱۹۹۱ پرتاب میکند. در گذشته، او با نسخه جوانتر خود و هلنا مواجه میشود و تلاش میکند تا اشتباهات گذشته را اصلاح کند و آینده را تغییر دهد. این فیلم کمدی-علمی-تخیلی برزیلی به کارگردانی کلائودیو توریس، با بازی آلیس براگا و فرناندا تورس، داستانی طنز و جذاب از سفر در زمان و عواقب غیرمنتظره آن را روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی اکشن محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی لوئیس لتریر و با بازی ساشا بارون کوهن، مارک استرانگ، پنهلوپه کروز و ریبل ویلسون است. داستان در مورد نابلیان «نوبی» باتلر (ساشا بارون کوهن) است، یک هوادار پرشور فوتبال در شهر گریمزبی که ۲۸ سال پیش برادرش سباستین (مارک استرانگ) را گم کرده است. سباستین در واقع یک مأمور مخفی نخبه است. وقتی این دو برادر بالاخره همدیگر را پیدا میکنند، نوبی به طور تصادفی باعث خراب شدن یک مأموریت مهم میشود و حالا آنها باید با همکاری هم از یک توطئه تروریستی جلوگیری کنند. این فیلم پر از صحنههای خندهدار، اکشن و موقعیتهای غیرمنتظره است که در آن یک فرد معمولی با دنیای جاسوسی و مأموریتهای مخفی روبرو میشود.
خلاصه داستان: در یک شب مهآلود، شهر ساحلی آنتونیو بی در آستانه جشن صدسالگی تأسیس خود قرار دارد. اما این مه معمولی نیست؛ مهی که از دریا برمیخیزد، ارواح انتقامجوی خدمهی کشتی الیزابت دین را با خود میآورد. یک قرن پیش، آنها توسط ساکنان شهر به قتل رسیدند تا ثروتشان به دست آید و حالا بازگشتهاند تا طلب خون کنند. با طلوع آفتاب، این ارواح خشمگین هر کسی را که سر راهشان قرار گیرد، به کام مرگ میکشانند و رازهای تاریک گذشته شهر را آشکار میسازند. جان کارپنتر در این فیلم ترسناک کلاسیک سال ۱۹۸۰، با بازی آدرین باربو، جیمی لی کرتیس و هال هالبروک، فضایی پرتعلیق و فراموشنشدنی خلق کرده است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-درام موفقی به کارگردانی مالکوم دی. لی که دنبالهای بر فیلم محبوب «مرد بهترین دوست» (۱۹۹۹) است. داستان فیلم در سال ۲۰۱۳ اتفاق میافتد و گروهی از دوستان دانشگاهی را به تصویر میکشد که پس از ۱۵ سال برای تعطیلات کریسمس در خانهی بازیکن سابق فوتبال، لنس سالیوان (مورین لارنس) و همسرش میا (مونیک) گرد هم میآیند. این جمع شامل هارپر استوارت (تی مورفی)، نویسندهی موفق، دوست صمیمی او لانس، جولیان میچل (هارولد پریینو)، مربی و مربی، کوانسی (تریسی الیس راس)، همسر جولیان، جوردن (نیا لانگ)، تهیهکننده تلویزیونی، شلی (ملیسا دی سوزا)، همسر سابق هارپر، و مالکوم (تایرون جیپسون)، تهیهکننده موسیقی میشود. با وجود گذشت سالها، رقابتهای قدیمی، رازهای پنهان و احساسات فروخورده بار دیگر سر باز میکنند و تعطیلات آنها را به چالش میکشند. فیلم با ترکیب طنز، احساسات عمیق و لحظات دراماتیک، به موضوعاتی مانند دوستی، بخشش، عشق و غلبه بر مشکلات زندگی میپردازد و تماشاگران را با داستانی جذاب و شخصیتپردازیهای قوی همراه میکند.
خلاصه داستان: یک دانشمند عصبشناس به نام جولیا برین که در زمینه تفاوتهای مغز زنان و مردان تحقیق میکند، در آستانه انتشار کتابی مهم قرار دارد. او که به تازگی ازدواج کرده، زندگی شخصی خود را آزمایشگاهی برای نظریههایش قرار میدهد و تلاش میکند با استفاده از دانش علمی، روابط عاطفی خود و اطرافیانش را تحلیل و مدیریت کند. جولیا با مشاهده دوستانی که هرکدام با چالشهای عاطفی متفاوتی روبرو هستند، سعی میکند به آنها کمک کند. اما او به زودی متوجه میشود که عشق و روابط انسانی بسیار پیچیدهتر از آن هستند که تنها با معادلات علمی قابل توضیح باشند. این کمدی رمانتیک که بر اساس کتابی به همین نام ساخته شده، با بازی و نویسندگی ویتنی کامینگز و کارگردانی ویتنی کامینگز و نیل برنان، به همراه بازیگرانی چون سوفیا وگا، جیمز مارسدن و سیسیلیا استرانگ، طنزی شیرین از تقابل علم و احساس را به تصویر میکشد.