خلاصه داستان: فیلم «سلام غم» یک درام عاشقانه-بلوغی به کارگردانی و نویسندگی دورگا چو-بوز در اولین تجربه کارگردانی بلند خود است که بر اساس رمان ۱۹۵۴ فرانسوا ساگان ساخته شده و در ۵ سپتامبر ۲۰۲۴ در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد. داستان درباره سسیل (لیلی مکاینرنی)، دختری ۱۸ ساله، است که تابستان را با پدر بیوهاش ریموند (کلز بنگ) و معشوقه او السا (نایلیا هرزونه) در ویلایی در ریویرای فرانسه میگذراند. سسیل با سیریل (آلیوشا اشنایدر)، پسری محلی، رابطه عاشقانهای آغاز میکند، اما ورود آن (کلوئی سوینی)، دوست قدیمی مادر مرحوم سسیل و طراح مد پاریسی، تعادل را برهم میزند. آن با رویکرد ساختارمندش و رابطهای پیچیده با ریموند، حسادت و تحسین را در سسیل برمیانگیزد. سسیل برای بازپسگیری کنترل، نقشهای برای دور کردن آن طراحی میکند که به عواقب غمانگیزی منجر میشود. فیلم با تصاویر خیرهکننده ماکسیمilian پیتنر، موسیقی ملایم، و جزئیاتی مانند صدای چاقو روی سیب، به موضوعات بلوغ، حسادت و روابط پیچیده زنان میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامه نامنسجم، فقدان تنش در روابط، و پایانبندی ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶۶٪ در راتن تومیتوز، ۶۵/۱۰۰ در متاکریتیک). بازی مکاینرنی و سوینی، طراحی صحنه، و حالوهوای تابستانی تحسین شدند، اما شخصیتپردازی سطحی و عدم شیمی بین سوینی و بنگ نقد شدند
خلاصه داستان: «آدام سندلر: دوستت دارم» یک ویژهبرنامه کمدی نتفلیکس به کارگردانی جاش سفدی و با بازی آدام سندلر است که در ۲۷ اوت ۲۰۲۴ منتشر شد. این اولین ویژهبرنامه استندآپ سندلر پس از «۱۰۰٪ تازه» (۲۰۱۸) است و در تئاتر نوکتورن در گلندیل کالیفرنیا فیلمبرداری شده است. سندلر با شوخیهای بیپرده، آهنگهای طنزآمیز و فضای آشوبناک، از جمله وقفههایی مانند ورود سگ به صحنه و مشکلات فنی ساختگی، مخاطب را سرگرم میکند. برنامه با اجراهای موسیقی (مانند گیتار زدن سندلر) و حضور مهمانانی مانند راب اشنایدر (با تقلید الویس پریسلی) و ویلی تایلر با عروسکش لستر، به موضوعاتی چون زندگی روزمره، عشق به کمدی، و نوستالژی میپردازد. آهنگ پایانی، ادای دینی احساسی به کمدی و کمدینهایی مانند ریچارد پرایور و کریس فارلی، بسیار تأثیرگذار است. با این حال، به دلیل شوخیهای تکراری و خام (مانند شوخیهای جنسی)، ریتم طولانی (۷۵ دقیقه)، و فقدان قوس دراماتیک، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶.۷/۱۰ در IMDb، ۷۰٪ در راتن تومیتوز). بازی سندلر، کارگردانی سفدی با حس آشوبناک، و آهنگهای طنز تحسین شدند، اما برخی شوخیها و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «واژههای جنگ» یک درام بیوگرافی-تاریخی-تریلر به کارگردانی جیمز استرانگ و نویسندگی اریک پوپن است که داستان واقعی آنا پولیتکوفسکایا (مکسین پیک)، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر روس را روایت میکند. این فیلم که در ۲ مه ۲۰۲۵ اکران محدودی داشت، مبارزه شجاعانه آنا برای حفظ صدایی مستقل در روسیه تحت حاکمیت پوتین را نشان میدهد. او از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۶، با حمایت سردبیرش دمیتری موراتوف (کیاران هیندز) در روزنامه نوایا گازتا، جنایات جنگی و فساد در جنگ دوم چچن را افشا کرد، با وجود تهدیدات، مسمومیت، و خشونت. فیلم با صحنههایی مانند مذاکره آنا در بحران گروگانگیری تئاتر مسکو و گفتوگوی پرتنش با مأموری از FSB (ایان هارت)، به موضوعات حقیقت، شجاعت، و خطر روزنامهنگاری میپردازد. با این حال، به دلیل ساختار کلیشهای بیوگرافی، احساساتگرایی بیشازحد، و ریتم ناهموار، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۷۰٪ در راتن تومیتوز، ۵.۸/۱۰ در IMDb). بازی پیک، هیندز، و جیسون آیزکس (در نقش همسر آنا، ساشا)، و پیام بهموقع فیلم درباره آزادی مطبوعات تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند. فیلم که توسط شان پن و اریک سوالول تهیه شده، با اشاره به بیش از ۱۸۰۰ روزنامهنگار کشتهشده، یادآوری برای حفاظت از آزادی مطبوعات است.
خلاصه داستان: فیلم «ویکسن» یک فیلم اکشن-جنایی محصول مشترک چین و انگلستان به کارگردانی راس دبلیو. کلارکسون و بینیوان سان است که در ۱ سپتامبر ۲۰۲۴ منتشر شد. داستان درباره لیو یانگ (لی ران)، تنها زن آسیایی در یک کنفرانس بینالمللی فناوری امنیتی، است که با تعصبات مدیران خارجی مواجه میشود. وقتی کنفرانس با حمله تروریستی ناگهانی مواجه میشود، لیو یانگ، مدیر امنیتی چینی، با استفاده از هوش، شجاعت و مهارتهای رزمیاش، بهتنهایی با مهاجمان مقابله کرده و بحران را خنثی میکند. او با شخصیتهایی مانند کایل (جولیان گارتنر)، سرباز مزدور، و پن ییمینگ، همکارش، درگیر میشود و رابطهاش با او لایهای احساسی به داستان اضافه میکند. فیلم با صحنههای اکشن پرتنش مانند درگیری روی پشتبام و فرارهای نفسگیر، به موضوعات قدرت زنانه، غلبه بر تبعیض، و مبارزه با ترسهای درونی میپردازد. با این حال، به دلیل شروع کند، دیالوگهای گاه کلیشهای، زیرشاخه هکری غیرواقعی، و توسعه محدود شخصیتهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵.۳/۱۰ و ۵.۵/۱۰ در IMDb). بازی لی ران، صحنههای اکشن (بهویژه مبارزه با کایل)، و فیلمبرداری پویا تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و بازی ضعیف برخی نقشها نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «عروس شیطان» (به اندونزیایی: Pengantin Iblis) یک فیلم ترسناک-هیجانی اندونزیایی به کارگردانی آزهر کینوی لابیس و نویسندگی لهله لیلا است که در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۵ منتشر شد. داستان درباره رنتی (تاسکیا نامییا)، مادری فداکار و همسری وفادار، است که با همسرش بوو (وافدا سیفان لابیس) و دختر معلولش نینا (شاکینا مدینه) زندگی میکند. پس از یک تصادف مرگبار برای نینا، رنتی برای نجات جان او با شیطانی معامله میکند، اما این معامله به بهای سنگین خون و زندگی اعضای خانوادهاش تمام میشود. رنتی، تحت فشار مادرشوهر سلطهگرش (رتنا ریانتیارنو) و مشکلات خانوادگی، تسلیم خشم و تسخیر شیطانی میشود و دست به اعمالی خشونتآمیز، از جمله قتل خواهرشوهرش سیتی (گیوینا لوکیتا) و دیگران، میزند. فیلم با صحنههای تسخیر، مانند خندههای هیستریک رنتی در حمام و کشتارهای خونین، به موضوعات خشم زنانه، فداکاری مادرانه و عواقب معاملات فاوستی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، ریتم کند، استفاده بیشازحد از پرشهای ترسناک (جامپاسکر)، و صحنههای تسخیر اغراقآمیز که گاهی کمدی به نظر میرسند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵.۶/۱۰ در IMDb، ۵۵٪ در راتن تومیتوز). بازی تاسکیا نامییا، جلوههای ویژه و آرایش، و فیلمبرداری تحسین شدند، اما موسیقی پسزمینه بلند و پایانبندی ساده نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «قاتل تقویمی» (به آلمانی: Der Heimweg) یک تریلر جنایی-روانشناختی آلمانی به کارگردانی آدولفو ی. کولمرر و نویسندگی سوزان اشنایدر، بر اساس رمان پرفروش سباستین فیتزک، است که در ۱۶ ژانویه ۲۰۲۵ در پرایم ویدیو منتشر شد. داستان درباره کلارا (لوئیزه هایر)، زنی در ازدواجی آزاردهنده با مارتین (فریدریش موکه)، است که پیامی از قاتل سریالی معروف به «قاتل تقویمی» دریافت میکند: او باید تا نیمهشب همسرش را بکشد، وگرنه خودش کشته خواهد شد. کلارا، که به دلیل مشکلات روانی گذشته تحت کنترل مارتین است و از بازگشت به آسایشگاه میترسد، با ژول (سابین تامبرا)، اپراتور خط تلفن ایمنی زنان، تماس میگیرد. ژول، که پیشتر در خدمات آتشنشانی تجربهای تلخ داشته، تلاش میکند کلارا را نجات دهد. فیلم با فضایی پرتنش و فلاشبکهایی از جمله پیام خونآلود «تو یا او» روی دیوار، به موضوعات خشونت خانگی، تروما و انتخابهای غیرممکن میپردازد. با این حال، به دلیل پیچشهای داستانی قابلپیشبینی، پایانبندی عجولانه، و تکیه بر کلیشههای ژانر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز، ۴.۸/۵ در FilmAffinity). بازی هایر و تامبرا، فضای تاریک فیلمبرداری کریستین هاک، و مضمون خشونت خانگی تحسین شدند، اما ریتم ناهموار، دیالوگهای غیرطبیعی، و پیچش نهایی که ژول را بهعنوان قاتل نشان میدهد، نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «سوجو» یک درام جنایی-بلوغی مکزیکی-آمریکایی-فرانسوی به کارگردانی و نویسندگی آسترید روندرو و فرناندا والادز است که جایزه بزرگ هیئت داوران سینمای جهان را در جشنواره ساندنس ۲۰۲۴ برد. داستان درباره سوجو (کوین آگیلار در کودکی، خوان خسوس وارلا در جوانی)، پسری ۴ ساله است که پس از قتل پدرش، یک آدمکش کارتل به نام خسوس «ال اوچو»، یتیم میشود. عمهاش نِمِسیا (یادیرا پرز) او را از انتقام کارتل نجات داده و در کلبهای دورافتاده در میچوآکان مکزیک بزرگ میکند. سوجو در کودکی منزوی، در کنار عمهها و پسرعموهایش جرمری (خایرو هرناندز) و جای (الکسیس وارلا) بزرگ میشود. در نوجوانی، وسوسه شده و به کارتل محلی میپیوندد، اما پس از قتل جرمری در جنگ باندی، نمسیا او را به مکزیکوسیتی میفرستد. در آنجا، سوجو با معلم ادبیاتش سوزان (ساندرا لورنزانو) آشنا میشود و به تحصیل روی میآورد، اما گذشتهاش دوباره او را گرفتار میکند. فیلم با ساختار چهارفصلی، تصاویر خاکستری و رویایی از خیمنا آمان، و موسیقی پراکنده، به موضوعات سرنوشت، چرخه خشونت، و تلاش برای رهایی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، پایانبندی مبهم، و شخصیتپردازی محدود برخی نقشها، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۹۷٪ در راتن تومیتوز، ۸۰/۱۰۰ در متاکریتیک). بازی وارلا، فضای فیلم، و پیام اجتماعی آن تحسین شدند، اما داستان خطی و فقدان خشم کافی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «جنوب خیابان امید» یک فیلم علمی-تخیلی-درام محصول مشترک سوئیس، بلژیک و هلند به کارگردانی و نویسندگی جین اسپنسر است که در سال ۲۰۳۸ رخ میدهد. داستان درباره دنیس (تانا فردریک)، زنی بیکار و بیخانمان، است که در دنیایی دیستوپیایی زندگی میکند، جایی که زمین وارد جهانی مرموز شده و مردم پشت دیواری عظیم پنهان شدهاند و درگیر جنگ جهانی سوم هستند. دنیس، که دو ماه در آسمان میبیند، با تشویق تام (جاد نلسون)، نگهبانی که وعده رنسانسی جدید میدهد، در جستجوی حقیقت و بقا در این دنیای آشوبناک است. فیلم با الهام از آثار کافکا و فلینی، و بازیگرانی مانند ویلیام بالدوین (ستوان وینتروپ)، مایکل مدسن (بنجامین فلاورز)، و آسر یاسین (تارک)، به موضوعات انکار، اقتدارگرایی، و جستجوی معنا میپردازد. با این حال، به دلیل روایت مبهم، فیلمبرداری ضعیف، طراحی صدا ناکافی، و ریتم طولانی (۱۰۱ دقیقه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۴/۱۰ در IMDb، ۵۵٪ در راتن تومیتوز). بازی فردریک و نلسون، موسیقی (از جمله آثار دانوان و باب دیلن)، و جلوههای بصری تحسین شدند، اما داستان پراکنده و پایانبندی گنگ نقد شدند. فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۴ نمایش داده شد و جایزهای در ونیز ۲۰۲۳ برای اسپنسر به ارمغان آورد
خلاصه داستان: فیلم «پسران» (به دانمارکی: Vogter) یک تریلر روانشناختی محصول مشترک دانمارک و سوئد به کارگردانی گوستاو مولر و نویسندگی مشترک او و امیل نیگارد آلبرتسن است که در بخش مسابقه جشنواره برلیناله ۲۰۲۴ نمایش داده شد. داستان حول اوا هانسن (سیدسه بابِت نودسن)، نگهبان زندان ایدهآلگرا، میچرخد که با ورود میکِل (سباستین بول سارنینگ)، قاتل پسرش، به زندان محل کارش با بزرگترین معضل زندگیاش مواجه میشود. اوا بدون افشای رازش، درخواست انتقال به بخش میکِل، خشنترین و خطرناکترین بخش زندان، را میدهد. این تصمیم او را وارد یک بازی روانشناختی پرتنش با میکِل میکند، جایی که او با سوءاستفاده از قدرت خود، از کارهای کوچک مانند محروم کردن میکِل از سیگار تا اقدامات شدیدتر، انتقام میگیرد. فیلم که در زندان متروکه وریدسلوسلیل نزدیک کپنهاگ فیلمبرداری شده، به موضوعات انتقام، اخلاق، و تأثیرات عاطفی غم و فقدان میپردازد. با این حال، به دلیل داستان غیرمنطقی در برخی نقاط، پایانبندی ناامیدکننده، و عدم کاوش عمیق در مضامین مانند مردانگی سمی یا سیستم زندان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۰٪ در راتن تومیتوز از ۱۰ نقد، میانگین ۶/۱۰). بازی نودسن و سارنینگ، و فضای خفقانآور فیلمبرداری یاسپر جی. اسپانینگ تحسین شدند، اما فیلمنامه شلخته و ریتم ناهموار نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آقای کی» یک درام-رازآلود-سورئال به کارگردانی و نویسندگی تالولا هیزکمپ شواب و محصول مشترک نروژ، بلژیک و هلند است. داستان درباره آقای کی (کریسپین گلاور)، یک شعبدهباز دورهگرد، است که پس از اقامت در هتلی دورافتاده، متوجه میشود نمیتواند از آن خارج شود و در کابوسی کافکایی گرفتار میشود. تلاشهای او برای یافتن خروج، او را عمیقتر در راهروهای پیچدرپیچ هتل و تعامل با ساکنان عجیب آن، از جمله مسئول پذیرش خشن (باربارا سرافیان)، سرآشپز سختگیر (بیورن ساندکویست)، دو خواهر سالخورده (فینولا فلاناگان و دیربلا مولوی)، و گروهی از نوازندگان به رهبری گاگا (سانی ملس)، فرو میبرد. هتل که ظاهراً در حال کوچک شدن است، با طراحی عجیب و رنگ سبز غالب، استعارهای از تنهایی، انزوا و تلاش برای کنترل واقعیت است. فیلم با الهام از آثار فرانتس کافکا و حالوهوای فیلمهایی مانند «هتل بزرگ بوداپست» و «درخشش»، به موضوعاتی چون پوچی وجود، مبارزه با وضعیت موجود، و جستجوی معنا میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان وضوح روایی، ریتم کند، و پایانبندی مبهم که آقای کی به سمت نوری شنا میکند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۵٪ در راتن تومیتوز). بازی گلاور، طراحی بصری فرانک گریب، و موسیقی استیجن کول تحسین شدند، اما داستان پراکنده و شخصیتپردازی سطحی نقد شدند.