خلاصه داستان: آدام و نادیندر که از دوران دبیرستان عاشق یکدیگر بودند و باهم ازدواج کردند. در هفتمین سال ازدواجشان دچار روزمرگی میشوند و تحت فشار بزرگ کردن دوقلوها، خستگی و کسالت را حس میکنند. با این اوضاف آیا عشقشان از بین خواهد رفت؟ یا بعد از ۷ سال تلاش میکنند برای حفظ ازدواجشان وضعیت پیش آمده را تغییر دهند؟
خلاصه داستان: بکام؛ مستندی چهار قسمتی بیوگرافی ورزشی محصول شبکه نتفلیکس است. داستان زندگی دیوید بکهام را از آغاز فروتنانه او در یک خانواده معمولی در شرق لندن تا عزم و اراده وی برای پیروزی و نبردش برای تبدیل شدن به یک ستاره جهانی فوتبال را به تصویر کشیده است…
خلاصه داستان: دو دوست دوزیست را دنبال میکند که تلاش میکنند بین فضای باز و لذت خانه تعادل برقرار کنند، زیرا از یک ماجراجویی خوشبینانه به ماجراجویی دیگر پرتاب میشوند.
خلاصه داستان: "آتشبازیهای قلبم" داستان سونگ یان، رئیس آتشنشانی، و شو چین، پزشک اورژانس، رو روایت میکنه که بعد از ده سال جدایی بهخاطر مخالفت خانوادههاشون، دوباره همدیگه رو میبینن. اونا که توی بچگی عاشق هم بودن، حالا بهعنوان حرفهایهای موفق توی شغلهای پرخطرشون باهم همکاری میکنن. کار مشترک باعث میشه زخمهای گذشته و عشق قدیمیشون دوباره زنده بشه، اما موانعی مثل مادر کنترلگر شو چین و چالشهای شغلیشون راهشونو سخت میکنه. سریال که از رمان "در شهری منتظرت هستم" نوشته جیو یوئه شی اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، اکشن و لحظههای واقعیه که فداکاریهای آتشنشانها و پزشکان رو نشون میده. با صحنههای نجات هیجانانگیز و شیمی قوی بین یانگ یانگ و وانگ چو ران، این سریال قصهای احساسی درباره عشق، شفا و غلبه بر گذشتهست، هرچند بعضیها میگن شخصیت شو چین زیادی مردد نوشته شده.
خلاصه داستان: این سریال به زندگی آنشرلی قبل از رفتن به مزرعه رویای سبز و آشنایی با خانواده «کاتبرد» می پردازد و در واقع پیش درآمدی بر انیمیشن «آنشرلی با موهای قرمز» است.
خلاصه داستان: به عنوان مجازات برای یک مشت زن و خوش نویش جوان و خوش تیپ به اسم Handa Seishu که به یک جزیره ی کوچیک هم تبعید شده و تا حالا رنگ شهر به خودش ندیده و خونش تبدیل به زمین بازی برای بچه ها شده و دلش نمی خواد زیاد با مردم رابطه داشته باشه و حتی یه ملاقات کننده از در جلویی هم نداره چی می تونه بهتر از درگیری با یه دختر بچه روستانی با کلی اتفاقات سخت و دیوانه کننده باشه؟؟؟( این انیمه پر از خنده و حواس پرتی و معصومیت!؟)
خلاصه داستان: لی یون سونگ یک فارغ التحصیل با استعداد MIT است که در تیم ارتباطات بین المللی در خانه آبی کار می کند. او قصد دارد از پنج سیاستمداری که باعث مرگ پدرش شده اند انتقام بگیرد…
خلاصه داستان: یک اِلف عجیب و غیرعادی که به جای اسباب بازی سلاح می سازد، با کودکی خجالتی در یکی از روستاهای کوهستان های ایتالیا آشنا می شود. آن دو باید با کمک هم کریسمس را از دست تاجر سنگدلی نجات دهند.
خلاصه داستان: یک بازیکن حرفه ای بیس بال و البته سیاه پوست که بازنشته شده است، اکنون به عنوان رفتگر مشغول به کار است تا از پس مخارج خانواده و شراط سخت زندگی بر اید. پسر او به فوتبال علاقه مند شده و قصد دارد به عنوان بازیکن در تیم کالج شرکت کند ولی سر ناسازگاری پدر و پسر بر سر این مسئله شدت گرفته است …