خلاصه داستان: یک خبرنگار تلاش میکند تا پرده از راز آزار دختران یتیم در پناهگاهی در منورپور بردارد ولی افراد قدرتمند زیادی به دنبال مخفی نگه داشتن این قضیه هستند...
خلاصه داستان: کیم بک دو در گذشته به عنوان اعجوبه کشتی سنتی کره شناخته می شد. اما اکنون به بازنشستگی از ورزش فکر می کند؛ تا اینکه با دوست دوران کودکی خود اوه یو کیونگ آشنا می شود…
خلاصه داستان: « لوک کیج » که در محله هارلم نیویورک بزرگ شده و به علت عضویت در باند تبهکاری « Rivals » بیشتر دوران نوجوانیش را در راه ورود به دارالتادیب و خروج از آن گذرانده است, پس از آنکه از تاثیرات منفی عملکردش بر زندگی اطرافیانش آگاه می شود، سعی می کند با حفظ رابطه نزدیک با دوستان خلافکارش زندگی جدیدی را آغاز نماید. اما یکی از دوستان سابقش که لوک را مسئول شکست در زندگی عشقیش می داند با قرار دادن مواد مخدر در آپارتمانش و تماس با پلیس او را روانه زندان می کند. تیره روزی های او در زندان پایان نمی یابد. بنابراین او برای بهبود شرایطش در دوران حبس در ازای امتیازاتی می پذیرد که به صورت داوطلبانه در آزمایشاتی که هدف آن ایجاد نسل جدیدی از ابرسربازها می باشد شرکت نماید.
خلاصه داستان: جی وون با پارک مین هوان ازدواج کرده. او که علاوه بر کار بیرون تمام کارهای خانه را هم انجام میدهد، شوهرش را در حال خیانت با بهترین دوست خود می بیند. جی وون پس از درگیری فیزیکی، توسط همسر خود جانش را از دست می دهد؛ ناگهان او خود را در 10 سال گذشته می بیند، زمانی که با مین هوان در حال قرار گذاشتن بود…
خلاصه داستان: هنگامی که یک افسر سازمان سیا درباره مردی که توجه بین المللی و پیروان بسیاری را از طریق اعمال اختلال عمومی به خود جلب کرده، تحقیق می کند، او شروع به یک مأموریت جهانی و پر مخاطره برای کشف این موضوع می کند که او یک موجودیت الهی است یا یک هنرمند فریبنده …
خلاصه داستان: در حالی که مرینت و آدرین با قدرتهای جدید خود دست و پنجه نرم میکنند، شادی باگ و کلاو نوار، نسخههای شیطانی آنها، در پاریس به دنبال نیرویی خاص هستند. حال باید دید آیا لیدی باگ و کتنوآر میتوانند آنها را وادار کنند که از قدرتهای خود به خوبی استفاده کنند؟