خلاصه داستان: شما 3 داستان مختلف دارید که در آن یک زن سعی می کند مردی را با پرداخت هزینه های حمایت از کودک به دام بیاندازد. دیگری جایی که مرد مدعی فرزند نیست. دیگری جایی که یک مرد متاهل از فرزند معشوقه اش مراقبت می کند. کمربند ایمنی خود را ببندید.
خلاصه داستان: جیائو یانگ، حتی اگر زمان به عقب رفت، حتی اگر دیگر هرگز همدیگر را ملاقات نکردیم، لطفاً به یاد داشته باشید که شخصی به نام لین میائو شما را بسیار دوست دارد.\" در ابتدا، جیائو یانگ و لین میائو که 8 سال از هم فاصله دارند هرگز نمی توانستند چشم در چشم ببینند، اما به زودی ...
خلاصه داستان: دو دانش آموز دبیرستانی شروع به مخالفت می کنند اما با انزجار به هم نزدیک تر می شوند. داستان در طول سالها به طول میانجامد و رشد آنها را بهعنوان یک فرد و تأثیرات آنها بر رابطهشان با یکدیگر نشان میدهد.
خلاصه داستان: شیانگ یو کیو یک یتیم است. یک دهه پیش، دوست دختر او، لو تینگ، درگذشت و قرنیه چشم خود را به یک دختر 10 ساله بیمار به نام شیانگ لیان شین اهدا کرد. اکنون ده سال بعد، لیان شین پس از پایان تحصیل در خارج از کشور به چین بازگشته است.
خلاصه داستان: یک پدر مطلقه و مادری که به زودی طلاق گرفته است با هم آشنا می شوند و یک خواستگاری عاشقانه را آغاز می کنند که همیشه به دلیل فرزندان مربوطه و مشکلات زندگی خودشان پیچیده است.