خلاصه داستان: فیلم «شکستناپذیر» (Invictus) به کارگردانی کلینت ایستوود و بازی درخشان مورگان فریمن و مت دیمون در سال ۲۰۰۹ ساخته شده است. این فیلم داستان واقعی نلسون ماندلا (رئیسجمهور آفریقای جنوبی) را پس از پایان دوران آپارتاید روایت میکند که با استفاده از تیم ملی راگبی این کشور (Springboks) قصد دارد وحدت ملی را در میان مردمی که از دههها تبعیض نژادی رنج میبرند، احیا کند.
خلاصه داستان: شهر مردان داستان دو دوست صمیمی به نامهای آسیس و مانو را روایت میکند که در محلهای فقیرنشین در ریو دو ژانیرو بزرگ شدهاند و در تلاش برای یافتن هویت و جایگاه خود در جامعهای پر از خشونت و جنایت هستند. این فیلم به کارگردانی فرناندو میرلس و با بازی دو بازیگر نقش اصلی، داستانهای شخصی آنها را در بستر تاثیرگذاری از فقر، بیکاری و فعالیتهای باندی در هم میتند و به بررسی روابط پیچیده خانوادگی، دوستی و مسئولیتپذیری در میان جوانان این مناطق میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «مرغ کُشتی» (Chicken Run) که در سال 2000 به کارگردانی پیتر لرد و نیک پارک ساخته شد، داستان گروهی از مرغهای ساکن یک مزرعه را روایت میکند که در انتظار سرنوشتی تلخ در دستگاه سوخاری صاحبشان هستند. با ورود «راکی»، خروسی ماجراجو و پرندهای که از ترسش از دستگاه فرار کرده، امیدی تازه در دل «جری»، مرغی سرکش و باهوش زنده میشود. جری با دیدن توانایی راکی در پرواز، نقشهای جسورانه برای نجات جان همه مرغها میکشد: آموزش پرواز به آنها تا بتوانند از مزرعه بگریزند. اما در این میان، خطری بزرگتر در کمین است؛ «خانم توبی»، صاحب مزرعه، که با نقشههای شیطانی و دستگاه سوخاری غولپیکرش، قصد دارد تا آخرین مرغ را هم به سوخاری تبدیل کند.
خلاصه داستان: فیلم «دل دیوانه» (Crazy Heart) به کارگردانی اسکات کوپر و با بازی درخشان جف بریجز در نقش بیگل کانری، خوانندهٔ مشهور موسیقی کانتری است که در اواخر دههٔ ۴۰ زندگی خود، با مشکلات حرفهای، مالی و اعتیاد به الکل دست و پنجه نرم میکند. او که در حاشیهٔ شهرهای کوچک آمریکا کنسرتهای نامنظمی برگزار میکند، با خبرنگار جوانی به نام جین (با بازی مگی جیلنهال) آشنا میشود که رابطهای عاطفی بین آنها شکل میگیرد و امیدی تازه برای نجات زندگیاش پدیدار میشود. اما این رابطه و موفقیت مجدد، او را در برابر چالشهای عمیقتری قرار میدهد که نیازمند رویارویی با گذشته و تغییری اساسی است.
خلاصه داستان: ژرمنال (Germinal) یک فیلم درام تاریخی به کارگردانی کلود بری با بازی میو-میو، ریچارد بورژ، جرارد دیپاردیو و برنار ژیرود است. این فیلم که در سال ۱۹۹۳ منتشر شد، داستان کارگران معدن زغال سنگ در شمال فرانسه در اواخر قرن نوزدهم را روایت میکند که برای دستمزد عادلانه و شرایط کاری بهتر دست به اعتصاب میزنند.
خلاصه داستان: فیلم «فریاد» به کارگردانی میکلآنجلو آنتونیونی در سال ۱۹۵۷ ساخته شده است. داستان درباره آدریانو (با بازی استیو کوکوآ) مردی است که پس از ترک معشوقهاش به دلیل مشکلات اقتصادی، در جستجوی کار و آرامش روانی در مناطق صنعتی شمال ایتالیا سفر میکند. او در این مسیر با زنان و افراد مختلفی مواجه میشود که هر یک به نوعی درگیر بحرانهای وجودی و اجتماعی خود هستند. این سفر پر فراز و نشیب، او را به تدریج به سمت ناامیدی و فروپاشی روحی سوق میدهد.
خلاصه داستان: سریال انیمه «دارلینگ در فرانکس» (Darling in the Franxx) در سال ۲۰۱۸ به کارگردانی آتسوشی ناکایاما و توشیکازو یاسوئو ساخته شد. این انیمه داستان نوجوانی به نام هیرو را روایت میکند که زمانی خلبان نابغهای بود اما اکنون تواناییهایش را از دست داده و توسط جامعه طرد شده است. در این دنیای پسا-آخرالزمانی، بشریت برای بقا به مبارزه با موجودات غولپیکری به نام «کایزو» با استفاده از رباتهای غولپیکری به نام «فرانکس» وابسته است. هیرو بهطور اتفاقی با دختری مرموز به نام «Zero Two» (زیرو تو) ملاقات میکند که نیمی از DNA او از یک کایزو است و به عنوان «مجرم» شناخته میشود. هیرو و زیرو تو با همکاری یکدیگر، به عنوان یک تیم قدرتمند به نام «دارلینگ» تبدیل میشوند و در کنار دیگر نوجوانان، مبارزه برای نجات بشریت را آغاز میکنند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «کفرناحوم» به کارگردانی نادین لبکی در سال 2018 ساخته شده است. این فیلم داستان زین، پسربچهای ۱۲ ساله از حاشیههای بیروت را روایت میکند که به دلیل فقر شدید خانواده و بیتوجهی والدین، از خانه فرار میکند. او در خیابانها با دختری به نام رهیل آشنا میشود که بهطور غیرقانونی در لبنان زندگی میکند و به او پناه میدهد. زین برای تأمین معاش خانوادهاش و نجات خواهر کوچکش از ازدواج اجباری، دست به کارهای مختلفی میزند اما در نهایت به دلیل جرمی که مرتکب شده، روانه زندان میشود. او در زندان تصمیم میگیرد از والدینش به دلیل به دنیا آوردن او شکایت کند. فیلم با بازی زین الدین سرور، یوردانوس شیفر و کاوتری فریخ در نقشهای اصلی، به مسائل فقر، بیهویتی و حقوق کودکان میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «من سم هستم» (I Am Sam) به کارگردانی جسی نلسون در سال 2001 منتشر شد و در آن بازیگرانی چون شان پن، میشل فایفر، داکوتا فنینگ، لورا درن و ریچارد شیف به ایفای نقش پرداختهاند. داستان فیلم درباره مردی به نام سم داوسون (با بازی شان پن) با عقلی همسطح یک کودک هفتساله است که به تنهایی از دخترش لوسی (با بازی داکوتا فنینگ) مراقبت میکند. وقتی لوسی به هفتسالگی میرسد، خدمات اجتماعی او را از سم جدا میکنند و او برای پس گرفتن حضانت دخترش با کمک یک وکیل ثروتمند به نام ریت کندی (با بازی میشل فایفر) به دادگاه میرود.
خلاصه داستان: پس از آنکه شاهزاده اکیم جافر از زاموندا به دلیل مخالفت مادرش با ازدواج سنتی، به نیویورک سفر میکند تا همسری شایسته پیدا کند، او با تغییر هویت به عنوان یک پناهجوی فقیر در کوئینز ساکن میشود. در آنجا، او در یک رستوران زنجیرهای فستفود به نام McDowell's مشغول به کار میشود و با مدیر آن، کلارنس مورفی و دخترش، لیزا، رابطهای دوستانه برقرار میکند. اکیم که تلاش میکند با وجود ثروت و موقعیت سلطنتیاش، عشق واقعی را بدون افشای هویت اصلیاش تجربه کند، با چالشهای طنزآمیزی روبرو میشود.