خلاصه داستان: فیلم «گزارش» (The Report) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی اسکات زد. برنز، روایتگر داستانی واقعی و نفسگیر از تلاشهای دانیل جونز، تحلیلگر ایدئالیست FBI است که توسط کمیته اطلاعاتی سنا مأموریت مییابد تا تحقیقات جامعی را در مورد برنامه بازجویی و شکنجه CIA پس از حملات ۱۱ سپتامبر انجام دهد. آدام درایور در نقش جونز، با پشتکار و تعهدی مثالزدنی، در مقابل دیوار عظیم مخالفتهای سیاسی و امنیتی قرار میگیرد تا حقیقت را آشکار کند. آنت باینینگ در نقش دایان فاینستاین، سناتور قدرتمند، از او حمایت میکند. این فیلم یک درام سیاسی پرتنش است که با دقت و جزئیات بالا، فرآیند تحقیقات گسترده و خطرات آشکار کردن اسرار دولتی را به تصویر میکشد و بیننده را با این پرسش اساسی مواجه میکند که آیا امنیت ملی میتواند توجیهگر نقض حقوق بشر باشد.
خلاصه داستان: این فیلم مستند به کارگردانی لورن گرینفیلد، زندگی و دوران ایمرلدا مارکوس، همسر دیکتاتور سابق فیلیپین فردیناند مارکوس را روایت میکند. فیلم که در سال ۲۰۱۹ ساخته شد، تصویری جذاب و در عین حال هشداردهنده از قدرت، فساد و دستکاری در تاریخ ارائه میدهد. ایمرلدا مارکوس که به خاطر ولخرجیهای افسانهای و جمعآوری هزاران جفت کفش مشهور است، در این مستند تلاش میکند میراث خود و همسرش را بازسازی کند و تصویری انساندوستانه و مادرانه از خود به نمایش بگذارد. او که اکنون در دهههای پایانی عمر خود به سر میبرد، همچنان به دنبال بازگرداندن قدرت سیاسی به خانوادهاش است و از هیچ تلاشی برای سفید کردن چهره خاندان مارکوس و پاک کردن جنایات دوران دیکتاتوری همسرش فروگذار نمیکند. این فیلم به شیوهای هوشمندانه تضاد میان روایت ایمرلدا از گذشته و واقعیتهای تاریخی را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه ثروت غارت شده و تبلیغات میتوانند تاریخ را تحریف کنند و حتی جنایات را به فراموشی بسپارند. «سازنده پادشاه» نگاهی عمیق به مکانیسمهای قدرت، فساد و خطر بازگشت استبداد در یک دموکراسی آسیبپذیر دارد.
خلاصه داستان: فیلم «سال زندگی خطرناک» محصول ۱۹۸۲ به کارگردانی پیتر ویر و با بازیگری مل گیبسون، سیگورنی ویور و لیندا هانت، داستان خبرنگار استرالیایی به نام گای همیلتون (مل گیبسون) را روایت میکند که در سال ۱۹۶۵ به جاکارتا، اندونزی اعزام میشود تا در بحبوحه آشوبهای سیاسی و اجتماعی آن دوران گزارش تهیه کند. همیلتون در آنجا با جیل برایانت (سیگورنی ویور)، افسر اطلاعاتی بریتانیا، آشنا شده و با کمک بیلی وان (لیندا هانت)، عکاس چینی-استرالیایی، به عمق فساد و خشونت حکومت سوکارنو پی میبرد. این فیلم که بر پایه رمانی به همین نام ساخته شده، با فضاسازی دقیق و بازیهای تحسینبرانگیز، تصویری تیره و پرتنش از یک کشور در آستانه انقلاب را به تصویر میکشد و همیلتون را در موقعیتی دشوار میان وظیفه حرفهای و وجدان انسانی قرار میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۱۹۷۵ به کارگردانی وولکر اشلوندورف و مارگارت فون تروتا، بر اساس رمانی از هاینریش بل ساخته شده است. داستان حول محور کاتارینا بلوم، یک زن جوان و محترم میچرخد که پس از یک شب عاشقانه با یک مرد غریبه که مظنون به فعالیتهای تروریستی است، زندگیاش به طور کامل ویران میشود. رسانههای زرد و پلیس بیرحم، او را تحت پیگرد قرار داده و به حریم خصوصیاش هجوم میبرند، به طوری که شهرت و آبرویش را نابود میکنند. این فیلم به بررسی قدرت رسانهها در شکلدهی به افکار عمومی، نقض حقوق فردی و پیامدهای وحشتناک بیعدالتی اجتماعی میپردازد و تصویری تیره از جامعه آلمان غربی در آن دوران ارائه میدهد. آنگلا وینکلر در نقش اصلی، بازی درخشان و بهیادماندنی از خود به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: The Venture Bros. یک سریال انیمیشنی کمدی-ماجراجویی محصول آمریکا است که توسط جکسون پابلیک برای شبکه Cartoon Network و Adult Swim ساخته شده است. این سریال که از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۸ در ۷ فصل تولید شد، داستان دکتر ثاددیوس «راستی» ونچر، دانشمند نابغه اما شکستخورده، و دو پسر دوقلویش، هنک و دین، را روایت میکند. این خانواده به همراه محافظ قدرتمندشان، سارجنت هات داگ، و دستیار رباتیکشان، هیل-۱، درگیر ماجراهای عجیب و غریب و خطرناکی میشوند که اغلب توسط دشمنان مختلف از جمله دکتر کشتنگوش و سازمان مردان رازآلود رقم میخورد. سریال با طنز سیاه، ارجاعات فراوان به فرهنگ پاپ و شخصیتهای پیچیده، به بررسی شکستها، روابط خانوادگی و ماهیت قهرمانی و شروری میپردازد و به عنوان یکی از محبوبترین انیمیشنهای بزرگسالان شناخته میشود.
خلاصه داستان: یک مهاجر لهستانی به نام ایوِت در سال ۱۹۲۱ به نیویورک میرسد و در بدو ورود با مشکلات زیادی از جمله بیماری خواهرش روبرو میشود. برای تأمین هزینههای درمان، او مجبور به کار در یک کلوپ شبانه میشود و در این مسیر تحت تأثیر یک مرد مرموز به نام برونو قرار میگیرد. این فیلم درام تاریخی به کارگردانی جیمز گری و با بازی ماریون کوتیار، خواکین فینیکس و جرمی رنر، داستانی از فداکاری، عشق و بقا در دنیای مهاجران را روایت میکند.
خلاصه داستان: در تایپه مدرن، یک زن جوان مرموز به نام "دختر سفید" که در آپارتمانش حبس شده، با یک عکاس خیابانی آشنا میشود و زندگی او را دگرگون میکند. این اتفاق به صورت زنجیرهای زندگی چندین شخصیت دیگر از جمله یک نویسنده، همسرش و یک پلیس را تحت تأثیر قرار میدهد. ادوارد یانگ در این فیلم تحسینشده ۱۹۸۶، با بهرهگیری از سبک بصری متمایز و روایت غیرخطی، تصویری پیچیده و چندلایه از جامعه شهری و انزوای انسان مدرن ارائه میدهد. این اثر که در جشنواره فیلم لوکارنو برنده جایزه ویژه هیئت داوران شد، یکی از مهمترین فیلمهای موج نوی سینمای تایوان محسوب میشود.
خلاصه داستان: مردی مرموز به نام آد هریسون که به تازگی از زندان آزاد شده، به زادگاهش بازمیگردد و سعی میکند زندگی جدیدی را آغاز کند. او در یک تعمیرگاه خودرو مشغول به کار میشود و توجه خانوادهی همسایه، بهویژه دختر جوانشان ادی، را به خود جلب میکند. ادی که شیفتهی آد شده، با وجود مخالفت پدرش، تلاش میکند راز گذشتهی او را کشف کند. در این میان، ساکنین شهر که از سابقهی جنایی آد بیخبر نیستند، با او با احتیاط رفتار میکنند. آد تلاش میکند ثابت کند که فردی تغییرکرده است، اما گذشتهی او همچون سایهای او را دنبال میکند. این فیلم به کارگردانی هال هارتلی و با بازیگری رابرت برک و آدرین شلی، داستانی طنزآمیز و فلسفی دربارهی گناه، بخشش و ماهیت حقیقت را روایت میکند.
خلاصه داستان: رعنا، دختری جوان و زیبا در روستای «سانهتای»، عاشق لو یوشنگ، معلم جدید مدرسه میشود. این عشق در فصل زمستان و در میان برف و سکوت روستا شکل میگیرد و رعنا با پختن غذاهای خوشمزه برای او، محبتش را نشان میدهد. لو یوشنگ نیز به تدریج مجذوب سادگی و زیبایی رعنا میشود. پس از ازدواج، لو یوشنگ به شهر فراخوانده میشود و رعنا در روستا منتظر او میماند. سالها بعد، لو یوشنگ درگذشته و پسرشان برای مراسم خاکسپاری به روستا بازمیگردد. مادر که حالا پیر شده، اصرار دارد پیکر همسرش را طبق سنت قدیم، با پای پیاده از بیمارستان تا روستا حمل کنند تا روحش راه خانه را گم نکند. این فیلم به کارگردانی ژانگ ییمو و با بازیگری ژانگ زیئی و سون هونگلِی، داستانی عاشقانه و عمیق درباره وفاداری، عشق ابدی و پیوندی ناگسستنی است که مرگ نیز نمیتواند آن را از بین ببرد.
خلاصه داستان: این فیلم کوتاه نخستین بخش از سهگانه اخلاقیات اریک رومر است که داستان مرد جوانی را روایت میکند که هر روز برای دیدن دختری که به او علاقه دارد، از مقابل نانوایی محل عبور میکند. او برای جلب توجه بیشتر، شروع به خرید از نانوایی میکند و در این میان با دختر نانوایی آشنا میشود. رابطهای دوستانه بین آنها شکل میگیرد، اما مرد جوان درگیر تردیدهای اخلاقی میشود و باید بین وفاداری به احساس اولیهاش و رابطه جدیدی که شکل گرفته، یکی را انتخاب کند. این فیلم با نگاهی ظریف به موضوعات اخلاقی و روابط انسانی، زمینهساز سبک منحصربهفرد رومر در سینما شد.