خلاصه داستان: یک کشاورز سالخورده به نام رانی در ایسلند، پس از مرگ همسر محبوبش هانا، تصمیم میگیرد تا طبق وصیت او، جسدش را در مزرعهی دورافتادهشان به خاک بسپارد. او با مخالفت دخترش و مقامات رسمی روبرو میشود که قوانین را بر احساسات او ترجیح میدهند. رانی که نمیخواهد همسرش در گورستانی سرد و بیروح دفن شود، دست به کاری میزند تا آخرین خواستهی هانا را به هر قیمتی که شده، برآورده کند. این فیلم کوتاه به کارگردانی رانیار اینگیسون، نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه در سال ۲۰۰۶ شد.
خلاصه داستان: این انیمیشن ژاپنی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی مامورو هوسودا، داستان پسری نه ساله به نام رن را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، تنها و سرگردان در خیابانهای توکیو پرسه میزند. او به طور اتفاقی وارد دنیای هیولاها به نام «جوتنگای» میشود و توسط هیولایی خشن اما تنها به نام کوماتسو (که با نام کائیدو نیز شناخته میشود) به عنوان شاگرد پذیرفته میشود. کوماتسو که آرزوی تبدیل شدن به ارباب دنیای هیولاها را دارد، رن را به عنوان شاگرد خود آموزش میدهد و نام جدید «کیووتا» را بر او میگذارد. در طول سالها، این دو موجود از دو دنیای متفاوت، پیوندی عمیق و ناگسستنی شبیه به پدر و پسر را شکل میدهند. اما زمانی که کیووتا بزرگ میشود، او بین زندگی در دنیای انسانها و وفاداری به استاد و دنیای هیولاهایش گیر میافتد و باید با تاریکی درون خود نیز روبرو شود.
خلاصه داستان: این انیمیشن خیالانگیز و بیکلام، داستان مردی را روایت میکند که پس از غرق شدن کشتیاش، خود را در یک جزیره دورافتاده و غیرمسکونی مییابد. او تلاش میکند تا با ساختن کلک از جزیره فرار کند، اما هر بار توسط یک لاکپشت غولپیکر قرمز مرموز از این کار بازمیماند. پس از رویارویی خشن با این موجود، مرد متوجه میشود که لاکپشت در واقع یک زن افسانهای است و این آغازگر رابطهای عمیق و سفر آنها از تنهایی به سوی عشق، خانواده و پذیرش چرخه زندگی در هماهنگی با طبیعت بکر جزیره میشود. این فیلم که حاصل همکاری بینالمللی استودیو ژاپنی «هیائو میازاکی» (Studio Ghibli) و کارگردان هلندی، میشا دِماز (Michaël Dudok de Wit)، است، در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و داستانی جهانی و نمادین را درباره بقا، عشق و ارتباط انسان با طبیعت به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: The Silence of Others (2018) فیلم مستندی به کارگردانی آلمودنا کاراکدو و رابرت باها است که داستان مبارزه قربانیان دیکتاتوری ژنرال فرانکو در اسپانیا را روایت میکند. این اثر که جایزه گویا را از آن خود کرد، به بررسی قانون «سکوت» یا «فراموشی» مصوب ۱۹۷۷ میپردازد که جنایات دوران فرانکو را عفو عمومی اعلام کرد و مانع پیگرد قانونی عاملان شکنجه و نسلکشی شد. فیلم با تمرکز بر گروهی از بازماندگان که پس از دههها سکوت، با استفاده از اصل «صلاحیت قضایی جهانی» در آرژانتین و اسپانیا به دنبال عدالت هستند، تصویری عمیق و تکاندهنده از زخمهای التیامنیافته یک ملت ارائه میدهد. کاراکدو و باها با دنبال کردن این مبارزات حقوقی و شخصی، فیلمی قدرتمند درباره مقاومت در برابر فراموشی اجباری و تلاش برای به دست آوردن حقیقت و عدالت خلق کردهاند که هم روایت تاریخی است و هم بیانیهای سیاسی علیه مصونیت از مجازات.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-درام «جانب مثبت» (The Upside) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی نیل برگر و با بازی برایان کرانستون و کوین هارت، بازسازی فیلم فرانسوی «نفسگیر» است. فیلم داستان فیلیپ (کرانستون)، مرد میلیاردری را روایت میکند که پس از یک حادثه از گردن به پایین فلج شده و به یک پرستار تماموقت نیاز دارد. او در کمال تعجب همه، دل (کوین هارت) را که مردی از طبقه کارگر و تازه از زندان آزاد شده است، برای این کار انتخاب میکند. این دو که در ابتدا هیچ نقطه اشتراکی با هم ندارند، به تدریج با هم ارتباط برقرار کرده و هر یک به دیگری کمک میکند تا معنای جدیدی از زندگی را کشف کند. فیلم با نگاهی طنازانه و در عین حال احساسی، به موضوعاتی مانند دوستی، امید و غلبه بر محدودیتها میپردازد و با بازی تحسینبرانگیز کرانستون و هارت، لحظات مفرح و تأثیرگذاری را خلق میکند.
خلاصه داستان: یک مرد مرموز و ساکت به نام رابرت مککال که وانمود میکند زندگی عادی و آرامی دارد، در واقع یک مأمور سابق سازمان اطلاعاتی است که مهارتهای مرگبار و بینظیری در زمینه مبارزه و تاکتیکهای نظامی دارد. او که در گذشته برای سازمانهای جاسوسی کار میکرده، اکنون تصمیم گرفته تا از آن زندگی خشن فاصله بگیرد و در آرامش زندگی کند. اما زمانی که با تری، دختر جوانی که توسط گروه خلافکاران روسی مورد آزار و اذیت قرار گرفته، مواجه میشود، وجدان او بیدار میشود و نمیتواند در برابر این بیعدالتی ساکت بماند. مککال با استفاده از مهارتهای منحصربهفرد خود، یک کمپین انتقامجویانه و بیامان را علیه شبکه خلافکاران روسی به رهبری تدی، یک گانگستر بیرحم، آغاز میکند. او با دقت و ظرافت، هر یک از اعضای این گروه خلافکار را از بین میبرد و نشان میدهد که برای محافظت از بیگناهان، به هر قیمتی حاضر است به گذشته تاریک خود بازگردد. این فیلم اکشن و انتقامجویانه به کارگردانی آنتوان فوکوآ و با بازی تحسینبرانگیز دنزل واشنگتن در نقش اصلی، داستانی پر از تعلیق و خشونت کنترلشده را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «عشاق» (The Lovers) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی عظیم جوزف و با بازی دبرا وینگر و تریسی لتس، داستان زوجی میانسال به نامهای ماری و مایکل را روایت میکند که پس از سالها زندگی مشترک، رابطهشان به سردی گراییده و هر دو درگیر روابط عاشقانه خارج از ازدواج شدهاند. ماری با نویسندهای به نام رابرت و مایکل با رقصندهای جوان به نام لوسی ارتباط دارند. زمانی که پسرشان جوئل قرار است برای تعطیلات به خانه بیاید، این زوج تصمیم میگیرند برای حفظ ظاهر، روابط خارجی خود را موقتاً متوقف کرده و وانمود کنند که همه چیز خوب است. اما در کمال تعجب، همین نزدیکی اجباری و بازی کردن نقش زوجی خوشبخت، بار دیگر جرقههای عشق و صمیمیت را بین آنها روشن میکند و آنها را در موقعیتی پیچیده و طنزآمیز قرار میدهد که باید بین زندگی قبلی و احساسات تازهیافته خود انتخاب کنند.
خلاصه داستان: فیلم «زمانی که باقی میماند» (The Time That Remains) به کارگردانی الیا سلیمان، کارگردان فلسطینی، در سال ۲۰۰۹ ساخته شد. این فیلم نیمهاتوبیوگرافیک که در جشنواره فیلم کن ۲۰۰۹ به نمایش درآمد، داستان زندگی خانواده سلیمان را از سال ۱۹۴۸ تا به امروز روایت میکند. فیلم با بازی الیا سلیمان در نقش خودش، همراه با سایر بازیگران فلسطینی، روایتی طنزآمیز و در عین حال تلخ از زندگی در ناصره تحت اشغال اسرائیل ارائه میدهد. داستان در چهار بخش زمانی مختلف روایت میشود: سال ۱۹۴۸ و جنگ اعراب و اسرائیل، سال ۱۹۷۰ و دوران کودکی الیا، سال ۱۹۸۰ و جوانی او، و در نهایت زمان حال که الیا به عنوان یک کارگردان سینما به ناصره بازمیگردد. فیلم با نگاهی شاعرانه و کمیک به مسائل جدی سیاسی و اجتماعی میپردازد و تصویری منحصر به فرد از هویت فلسطینی و مقاومت روزمره ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۱۳۸۲ به کارگردانی کمال تبریزی و با بازیگرانی چون رضا عطاران، نگار جواهریان، فرهاد اصلانی و محمدرضا شریفینیا است. داستان فیلم درباره مردی به نام رضا شعبانی (با بازی رضا عطاران) است که پس از سالها زندگی در زندان، موفق به فرار میشود و برای پنهان شدن از دست مأموران، خود را به عنوان یک روحانی مطرح میکند. او در این نقش جدید، با چالشهای اخلاقی و اجتماعی بسیاری روبرو میشود و به تدریج درگیر زندگی مردم محله و مشکلاتشان میگردد. حضور او به عنوان یک روحانی ساختگی، تغییرات شگرفی در زندگی خودش و اطرافیانش ایجاد میکند و مفاهیم عمیقی درباره انسانیت، بخشش و تحول درونی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک افسر بوکسور آمریکایی به نام شان تورنتون (با بازی جان وین) پس از ترک ورزش به دلیل کشتن حریفش در رینگ، به روستای زادگاهش در ایرلند بازمیگردد تا زندگی تازهای را آغاز کند. او در آنجا عاشق مری کیت دانا (با بازی مورین اوهرا)، دختری سرسخت و زیبا میشود، اما برادر ثروتمند و زورگوی او، سکویل فیتزجرالد (با بازی ویکتور مکلاگلن)، با ازدواج آنها مخالفت میکند. شان که مصمم است با روشهای صلحآمیز و احترام به سنتهای محلی به خواسته خود برسد، از درگیری فیزیکی پرهیز میکند، اما در نهایت برای به دست آوردن همسر و جهیزیهاش و اثبات مردانگی خود، ناگزیر به رویارویی نهایی با سکویل در یک دعوای تمامعیار خیابانی میشود. این فیلم کلاسیک سال ۱۹۵۲ به کارگردانی جان فورد، با نمایش مناظر خیرهکننده ایرلند و ترکیب کمدی، درام و عشق، داستانی ماندگار از غرور، افتخار و پایمردی را روایت میکند.