خلاصه داستان: فیلم «دیدارهای آنا» (۱۹۷۸) به کارگردانی شانتال آکرمن، یکی از مهمترین فیلمسازان سینمای تجربی، روایتگر داستان آنا، کارگردان سینما (با بازی آئورلیا دوتری) است که برای معرفی فیلم جدیدش به کشورهای مختلف اروپایی سفر میکند. او در این سفرها با افراد مختلفی از جمله دوستان، خانواده، معشوقهها و غریبهها ملاقات میکند. این دیدارها که در هتلها، اتاقهای هتل و فضاهای گذرا رخ میدهند، نه تنها سفر فیزیکی آنا را به تصویر میکشند، بلکه سفر درونی او را نیز آشکار میسازند. آکرمن با بهرهگیری از نماهای طولانی، ترکیببندیهای دقیق و تمرکز بر سکوت و فضاهای خالی، حس عمیقی از انزوا، بیگانگی و جستوجوی هویت را در دنیای مدرن اروپا خلق میکند. فیلم که در بحبوحه بحران هویت و سیاستهای اروپا ساخته شده، بازتابدهندهی حس سرگردانی و عدم تعلق است. «دیدارهای آنا» یک اثر مینیمالیستی و تأملبرانگیز است که مرز بین زندگی شخصی و حرفهای را کمرنگ کرده و مخاطب را به تفکر دربارهی تنهایی، ارتباط و معنای خانه در دنیای معاصر دعوت میکند.
خلاصه داستان: دو مبارز روایتگر درگیری طولانی مدت بین دو افسر ارتش ناپلئون، آرماند دهوبرت و گابریل فرارد، است که از یک حادثه جزئی در سال ۱۸۰۰ آغاز شده و به مدت پانزده سال در سراسر جنگهای ناپلئونی ادامه مییابد. این فیلم که اولین کارگردانی ریدلی اسکات محسوب میشود، با بازی کیت کارادین در نقش هوبرت و هاروی کایتل در نقش فرارد، داستانی از تعصب، شرافت افسانهای و وسواس ویرانگر را به تصویر میکشد که هر دو مرد را در یک چرخه بیپایان دوئلهای مرگبار گرفتار میکند. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده و توجه دقیق به جزئیات تاریخی، نه تنها نبردهای تنبهتن را به شیوهای واقعگرایانه به نمایش میگذارد، بلکه به کاوش در روانشناسی شخصیتهایی میپردازد که اجازه میدهند اختلافی کوچک بر سر شرافت، تمام زندگی آنها را تحت الشعاع قرار دهد. این اثر برجسته که بر اساس داستان کوتاهی از جوزف کنراد ساخته شده، جوایز متعددی از جمله جایزه بهترین کارگردانی اول در جشنواره کن را از آن خود کرد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه به نام دایرک (تیفانی هدیش) برای حل یک قتل در یک مهمانی پس از مراسم عروسی به محل حادثه فراخوانده میشود. او باید با بازجویی از مهمانان و شاهدان عینی، که هر کدام روایت متفاوتی از شب وقوع جنایت ارائه میدهند، هویت قاتل را کشف کند. این سریال کمدی-معمایی که توسط کریستوفر میلر ساخته شده، با بازی ستارگانی چون سم ریچاردسون، زوئی چائو، ایلا فیشر، دیو فرانکو و جیمی دیمن، هر قسمت را از زاویه دید یکی از شخصیتها روایت میکند و مخاطب را درگیر بازی ذهنی پیچیدهای میکند.
خلاصه داستان: لیزبث در بیمارستان دوران نقاهت خود را می گذراند و در انتظار محاکمه برای سه قتل پس از آزادی است. میکائیل باید بی گناهی خود را ثابت کند، اما لیزبث باید مایل باشد که جزئیات تجربیات زشت خود را با دادگاه در میان بگذارد.
خلاصه داستان: خانواده مرد مسنتری که یک کارخانه آبجوسازی کوچک را اداره میکند، پس از اینکه متوجه میشوند او در حال ملاقات با معشوقهای پیر از دوران جوانیاش است، نگران وضعیت مالی و سلامت او میشوند.