خلاصه داستان: در دشتهای کامارگ، فولکو، پسری ماهیگیر، دل به اسب سفید و سرکشی میبندد که از دست اسبگیران میگریزد. دوستی آنها به سفری پرماجرا برای یافتن آزادی میانجامد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۲، دو مرد به اشتباه به جرم قتل به حبس ابد در زندانی در میسیسیپی محکوم میشوند. در طول شصت سال اسارت، پیوندی عمیق و ناگسستنی میان آنها شکل میگیرد که امید به رهایی را زنده نگه میدارد تا اینکه سرانجام با نقشهای هوشمندانه راهی برای فرار مییابند.
خلاصه داستان: اسپریت، اسب سرکش و شجاعی که رهبر گلهای وحشی در سرزمین سیمارون است، توسط ارتش آمریکا اسیر میشود. با وجود درد و رنج، هرگز تسلیم نمیشود و با کمک جنگجوی لکوتایی به نام لیتل کریک، به سوی آزادی میگریزد. در این سفر، عشقی سرنوشتآمیز با مادیانی زیبا به نام رین آغاز میشود و او در نهایت با عشقش به سرزمین آزادش بازمیگردد.