خلاصه داستان: پس از مرگ همسرش، وردن فل با روونا ازدواج میکند، اما در عمارت کهنهشان سایهٔ همسر مرده و حضور مرموز گربهای سیاه آرامش تازهعروس را برهم میزند. روونا در پی کشف رازهای عمارت، با نیرویی هولناک روبهرو میشود که گذشته را به کابوسی زنده بدل میکند.
خلاصه داستان: جادوگری داغدار با کلاغی سخنگو روبهرو میشود که درواقع جادوگری است که به شکل پرنده درآمده. آن دو راهی قلعهٔ جادوگر شروری میشوند که شاید راز زندهبودن همسر گمشدهٔ جادوگر را بداند.
خلاصه داستان: سه روایت گوتیک از ادگار آلن پو، از روحی انتقامجو و گربهای سیاه تا مردی که با هیپنوتیزم میکوشد مرگ را به تعویق بیندازد؛ رازها و وحشت در هر داستان سرنوشتی هولناک رقم میزنند.
خلاصه داستان: گای کارل، اشرافزادهای گرفتار ترس هولناکِ زندهبهگورشدن، میکوشد راهی برای گریز از گور بسازد؛ اما ازدواج و رخدادهای مرموز، هراس و بدگمانیاش را به اوج میرسانند.