خلاصه داستان: در بلغارستانِ دوران عثمانی، پس از آنکه همسر کارا ایوان به دست اربابان محلی کشته میشود، او دخترش ماریا را پسرانه تربیت میکند و فنون جنگ را به او میآموزد تا برای انتقام آماده شود؛ اما ماریا آرزوی زندگی دیگری دارد.
خلاصه داستان: دکتر آنتون فایبس پس از مرگ همسرش در اتاق عمل، جراحان مسئول را مقصر میداند و نقشهای هولناک برای انتقام میچیند. قتلهای عجیب و نمادین او، برگرفته از بلاهای کتاب مقدس، کارآگاهان را در تعقیبی پرتعلیق گرفتار میکند.
خلاصه داستان: پس از آنکه پژوهشهای نامتعارف دکتر جانسون دربارۀ جنین انسانی متوقف میشود و او دست به خودکشی میزند، همسرش در پی انتقام از پزشکانی برمیآید که آنها را مسئول مرگ او میداند. او با فریب و اغواگری، یکییکی آنها را به دام مرگ میکشاند.
خلاصه داستان: آهنگساز جوانی پس از آنکه تهیهکنندهای بیرحم موسیقیاش را میدزدد و او را به زندان میاندازد، در حادثهای چهرهاش را از دست میدهد. او با نقابی هولناک به کاخ موسیقی بازمیگردد تا انتقام بگیرد و خوانندهای را که دوست دارد از سرنوشت شومی نجات دهد.
خلاصه داستان: قاتل قراردادی که میخواهد از دنیای جنایت کنارهگیری کند، با تصمیم مافیا برای حذفش روبهرو میشود. پس از آنکه حملهای مرگبار خانوادهاش را از او میگیرد، برای انتقام راهی تعقیبی خونین در سراسر اروپا میشود.
خلاصه داستان: وینس ماجستیک، کشاورز و کهنهسرباز جنگ ویتنام، فقط میخواهد محصول هندوانهاش را بهموقع برداشت کند؛ اما درگیری با تبهکاران محلی او را به زندان میکشاند. وقتی با یک قاتل مافیایی خطرناک دشمن میشود، وینس ناچار است برای نجات جانش و دفاع از مزرعهاش دست به کار شود.
خلاصه داستان: در لسآنجلس آینده، جایی که سرآشپزهای بانفوذ بر شهر حکومت میکنند، جیرو، استاد آرام و مرموز سوشی، ناخواسته وارد جنگی خونین میان رقیبان میشود. او با مهارتهای آشپزی و شمشیرش برای انتقام و بقا میجنگد.
خلاصه داستان: پس از آنکه مدئا برای کمک به یاسون همهچیز را پشت سر میگذارد، او را در سرزمین بیگانه رها میکند تا با شاهدختی ازدواج کند. مدئا که از خیانت و تبعید به خشم آمده، نقشه انتقامی هولناک میچیند.
خلاصه داستان: زَکری باس، راهنمای یک گروه شکارچی خز در بیابانهای شمالغرب آمریکا، پس از حمله خرس به حال مرگ رها میشود. او برخلاف انتظار زنده میماند و در دل طبیعت وحشی، برای یافتن همراهان سابقش و روبهروشدن با کسانی که ترکش کردند، راه میافتد.
خلاصه داستان: اوگامی ایتو، جلاد پیشین شوگون، پس از آنکه خاندان یاگیو او را به خیانت متهم میکند و همسرش را از او میگیرد، با پسر خردسالش دایگورو راهی زندگی سرگردانی میشود. او که به آدمکشی مزدبگیر روی آورده، در کنار پسرش برای انتقام و بقا با دشمنان بیرحم میجنگد.