خلاصه داستان: گالیور پس از غرقشدن کشتیاش به سرزمین لیلیپوت میرسد؛ جایی که مردم کوچک آن در آستانه جنگی بر سر ازدواج شاهزادهها هستند. او با کمک به آنها میکوشد دو پادشاهی را آشتی دهد و صلح را به سرزمین بازگرداند.
خلاصه داستان: جک پسری فقیر است که با معامله گاو خود در ازای دانههایی جادویی، از ساقهای غولپیکر بالا رفته و به قصری در آسمان میرسد. او در آنجا با کمک سگ وفادارش تلاش میکند شاهزادهای اسیر را از چنگال غولی ظالم و جادوگری خبیث نجات دهد.
خلاصه داستان: صوفی، دختر یتیم جوانی، توسط غول بزرگ مهربانی ربوده میشود که برخلاف سایر همنوعان خشن خود، رویاهای شیرین به کودکان هدیه میدهد. این دو دوست غیرمنتظره تصمیم میگیرند با کمک ملکه بریتانیا، جلوی غولهای آدمخوار و شرور را بگیرند و دنیای انسانها را نجات دهند.
خلاصه داستان: مردی به نام آقای ماگو با دید ضعیف و شخصیت سرسخت و بیمنطق زندگی میکند. او به دلیل دید ضعیفش دائما در موقعیتهای خندهدار و ناخواسته قرار میگیرد. آقای ماگو با وجود مشکلاتش، همیشه سعی میکند از زندگی لذت ببرد و دیگران را نیز شاد کند. او با وجود دید ضعیفش، توانسته است زندگی پر از ماجرا و خنده داشته باشد.
خلاصه داستان: چیپ و دیل در بخاری هیزمی کلبه میکی خانهای برای خود ساختهاند. پلوتو میداند که آنها آنجا هستند، اما میکی فقط میداند که وقتی سعی میکند آتش روشن کند، کبریتهایش خاموش میشوند.
خلاصه داستان: دونالد داک در نقش یک خلبان آزمایشی جاهطلب، تلاش میکند با هواپیمای جدید خود به پرواز درآید و آن را امتحان کند. اما همانطور که انتظار میرود، نقشههای او با مشکلات و موقعیتهای خندهدار بسیاری روبرو میشود.