خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی مادر، یک نوجوان پانزده ساله در مسیر تنهایی و فقر، وارد رابطهای پیچیده و چالشبرانگیز با مردی مسنتر میشود. این رابطه مبهم و تاریک، هویت جنسی، بلوغ و درک او از عشق و زندگی را در مسیر بزرگراه لونگ آیلند به چالش میکشد.
خلاصه داستان: لوسیای ۱۶ ساله با پیوستن به گروه سرود یک مدرسه مسیحی، دوستی عمیقی با آنا-ماریا آغاز میکند. اما در جریان یک اردوی مدرسهای، جذابیت غیرمنتظره یک کارگر جوان، ایمان، باورها و تمایلات نوظهور او را در چالشی جدی با دوستی و اعتقاداتش قرار میدهد.