خلاصه داستان: دو غواص صنعتی در بندر الجزیره، در حین انجام ماموریتی زیر آب، با رازی تاریک و پنهان در یک کشتی مواجه میشوند. این کشف غیرمنتظره آنها را وارد بازی خطرناکی از بقا، طمع و تعقیب و گریز مرگبار میکند که زندگیشان را به شدت تهدید میکند.
خلاصه داستان: سه دوست صمیمی در جریان یک سفر جادهای، به اشتباه وارد یک شهرک محصور و مرموز میشوند. آنها پس از تماشای اتفاقی یک قتل هولناک، خود را در تلهای مرگبار مییابند و اکنون باید برای فرار از دست ساکنان عجیب آنجا و نجات جان خود تلاش کنند.
خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک و تاریک، بقای بشریت به نبردی سهمگین میان دو جناح قدرتمند وابسته است که برای کنترل منابع حیاتی باقیمانده میجنگند. در این میان، یک سرباز سابق باید میان وفاداری به ارتش خود و نجات جان بیگناهان، دست به انتخابی مرگبار بزند.
خلاصه داستان: در سومین و آخرین فصل از این سهگانه دلهرهآور، مایا پس از جان به در بردن از کابوسهای قبلی، اکنون باید در نبردی نهایی و بیرحمانه برای بقا در برابر قاتلان ماسکدار قرار بگیرد. این رویارویی سرنوشتساز، او را به مرزهای جدیدی از وحشت و جنون میکشاند.
خلاصه داستان: در شب کریسماس، جمعی از دوستان صمیمی با ورود یک ناشناس مرموز و خطرناک به کابوسی وحشتناک کشیده میشوند. آنها برای زنده ماندن در این شب شوم، مجبورند دست به مبارزهای نفسگیر و بیامان علیه تهدیدات بیرحمانه او بزنند.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ انقلاب آمریکا در سال ۱۷۷۶، زوج جوانی به نامهای گیل و لانا برای ساختن زندگی جدید خود به دره سرسبز موهاک نقلمکان میکنند. اما آرامش آنها با حملات وحشیانه بومیان و نیروهای وفادار به بریتانیا به خطر میافتد و آنها باید برای بقا و حفظ سرزمینشان شجاعانه بجنگند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۶، گروهی برای یک جلسه عکاسی به شهری متروکه و بیابانی سفر میکنند، اما در آنجا با خانوادهای از قاتلان ماسکدار و بیرحم روبهرو میشوند. اکنون این گروه باید برای نجات جان خود در این قلمرو ناشناخته، وارد نبردی هولناک برای بقا شوند.
خلاصه داستان: در دنیایی آخرالزمانی و ویرانشده، یک سرباز کهنهکار و سختجان با مردی سادهلوح و بیخبر از همهجا هممسیر میشود. آنها در میان سرگردانیهای پرمخاطره خود، باید در برابر گروهی شرور و بیرحم ایستادگی کرده و برای بقا تلاش کنند.
خلاصه داستان: با آغاز ترم جدید مدرسه، ناگهان زمین حیاط فرو میریزد و سه دختر دبیرستانی در یک چاه عمیق زیرزمینی گرفتار میشوند. آنها در تلاش برای بقا، ناچار به رویارویی با رازهای تیره و تضادهای درونی خود شده و دوستیشان در سختترین آزمون زندگی محک میخورد.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی همسرش، زنی برای یافتن آرامش به خانهی خانوادهی او پناه میبرد؛ اما با تبدیل شدن تکتک اعضای خانواده به موجوداتی شیطانی، این جمع خانوادگی به جهنمی سوزان تبدیل میشود که او برای بقا در آن باید با تاریکترین رازهای گذشتهاش روبرو شود.