خلاصه داستان: یک هفتتیرکش جوان پس از یک سرقت بانک بزرگ، برای فرار از قانون خود و گروهش را به شکل سربازان ارتش درمیآورد. آنها در مسیر فرار به سمت قلعه آلامو، ناچار میشوند از گروهی از مهاجران بیدفاع در برابر حملات مرگبار سرخپوستان آپاچی محافظت کنند.
خلاصه داستان: یک مذاکرهکننده پلیس پس از یک بحران روحی به جنگلی مرموز پناه میبرد، اما در آنجا خود را در میان درگیری شدید میان محافظان یک درخت خاص به نام «کاریزما» و کسانی که قصد نابودی آن را دارند مییابد. او اکنون باید میان نجات این تک درخت منحصربهفرد یا حفظ کل جنگل، دست به انتخابی سخت و حیاتی بزند.
خلاصه داستان: مککنزی، دختر نوجوان و آسیبدیدهای است که به آلاسکا فرستاده میشود، اما پس از مواجهه با رفتارهای آزاردهنده عمویش، به دل طبیعت وحشی فرار میکند. او در این مسیر دشوار با یک کولهگرد غمگین همراه میشود تا راهی برای بازگشت به خانه و رهایی از گذشته تلخش بیابد.
خلاصه داستان: گروهی از دوستان قدیمی برای تجدید دیدار به یک کلبه کوهستانی میروند، اما وقوع یک پدیده کیهانی عجیب و قطع ناگهانی برق، آنها را در کوهستان منزوی میکند. با ناپدید شدن مرموز انسانها و رفتار جنونآمیز حیوانات، آنها باید برای بقا و کشف این راز تاریک تلاش کنند.
خلاصه داستان: پنجاه زن توسط یک زوج مرموز ربوده شده و در یک زندان مخوف اسیر میشوند. آنها مجبورند در مبارزاتی مرگبار و با دستان خالی در برابر یکدیگر بجنگند؛ چرا که در صورت شکست، عزیزانشان به بیرحمانهترین شکل ممکن کشته خواهند شد.
خلاصه داستان: مردی بدون هیچ خاطرهای از گذشته، در گودالی مملو از اجساد بیدار میشود و پس از نجات، به خانهای پناه میبرد که ساکنان آن همگی دچار فراموشی شدهاند. آنها به زودی درمییابند که ویروسی هولناک انسانها را به موجوداتی وحشی تبدیل کرده و اکنون باید برای بقا و یافتن درمان تلاش کنند.
خلاصه داستان: در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، پس از دستگیری والدین نازی «لور»، این دختر نوجوان مجبور میشود به همراه خواهر و برادران کوچکش سفری دشوار را برای رسیدن به خانه مادربزرگشان آغاز کند. در این مسیر پرخطر، آنها با یک بازمانده یهودی مواجه میشوند که به آنها کمک میکند.
خلاصه داستان: نولان هیز پس از مرگ همسرش در حین زایمان و در بحبوحه طوفان سهمگین کاترینا، در بیمارستانی تخلیهشده تنها میماند. او باید با استفاده از یک ژنراتور دستی، دستگاه تنفس نوزاد نارس خود را روشن نگه دارد و در مبارزهای نفسگیر با زمان، گرسنگی و غارتگران، برای نجات جان دخترش بجنگد.
خلاصه داستان: در تابستان ۱۸۹۸، گروهی از مهاجران آلمانی سفری ۲۵۰۰ کیلومتری و طاقتفرسا را به سمت شمال وحشی کانادا آغاز میکنند تا به ثروت افسانهای طلا دست یابند. اما این مسیر دشوار، آنها را با سرما، خستگی مفرط و درگیریهای مرگبار روبرو میکند؛ جایی که بقا در دل طبیعت وحشی به بزرگترین چالش تبدیل میشود.
خلاصه داستان: اورلی زنی است که پس از چهار سال حبس در یک آپارتمان توسط یک رئیس بیرحم یاکوزا، تصمیم به شورش میگیرد. او با استفاده از سلاحهای پنهان خود باید در برابر موجی از آدمکشهای فرستادهشده مقاومت کند تا جان خود، مادر و دخترش را نجات دهد.