خلاصه داستان: پس از قتل زنی در محله، آلیس و معشوقهاش برای پنهانکردن جنایت، مردی منزوی و بدنام را قربانی تهمت میکنند. شایعهها و سوءظن، همسایهها را به جمعیتی خشمگین بدل میسازد و زندگی او را به سوی فاجعه میکشاند.
خلاصه داستان: آنجِل وارتون، زنی ظاهراً معصوم، کودکی را میرباید و راز انگیزههای تاریکش را پنهان میکند. روایت با بازگشت به گذشته، زخمها و رازهای خانوادگیای را آشکار میسازد که او را به سوی جنایت کشاندهاند.
خلاصه داستان: در شهری کوچک در نوادا، دختر سرسختِ صاحب کازینو دل به خلافکاری مرموز میبازد که گذشتهای مشکوک و پیوندی پیچیده با دستیار وفادارش دارد؛ عشقی که رازها و حسادتهای پنهان را شعلهور میکند.
خلاصه داستان: در فضای پرتنش برایتون، گانگستر جوانی به نام پینکی برای پنهانکردن قتلی، پیشخدمتی سادهدل را وارد رابطهای فریبکارانه میکند. اما وقتی زنی کنجکاو به دنبال حقیقت میافتد، رازها و خیانتها همهچیز را به مرز فروپاشی میکشاند.
خلاصه داستان: نیک گارکوس پس از بازگشت از جنگ درمییابد که پدرش بهدست بازرگانی فاسد زمینگیر شده است. او با کامیون سیب راهی سانفرانسیسکو میشود تا انتقام بگیرد، اما در دنیای خطرناک دلالان و تبهکاران، عشق و خیانت مسیرش را پیچیده میکنند.
خلاصه داستان: فرانک، دزد حرفهای گاوصندوق، پس از آزادی از زندان میخواهد با یک سرقت بزرگ الماسها پول کافی برای ساختن زندگی آرام و تشکیل خانواده فراهم کند. اما همکاری با رئیس قدرتمند مافیا، رؤیای بازنشستگیاش را به نبردی برای آزادی و بقا تبدیل میکند.
خلاصه داستان: دو دوست در سفر ماهیگیری، مردی فراری و قاتل را سوار میکنند؛ او با تهدید اسلحه آنها را به گروگان میگیرد و سفری هولناک را در دل بیابان رقم میزند.
خلاصه داستان: کاپیتان ماهیگیری هری مورگان که زیر فشار بدهی و تأمین مخارج خانوادهاش است، با قبول جابهجایی مهاجران غیرقانونی و سپس همکاری با گروهی تبهکار، قدمبهقدم وارد دنیایی خطرناک میشود. وقتی نقشهها به خشونت میانجامند، هری باید برای نجات خانواده و جان خودش تصمیمی سرنوشتساز بگیرد.
خلاصه داستان: ستوان هالیدی که به دزدیدن حقوق سربازان متهم شده، برای یافتن دزد واقعی راهی مکزیک میشود؛ در تعقیبی پرپیچوخم، با زنی هممسیر میشود که او نیز از همان کلاهبردار طلبکار است. اما مأموران و رازهای پنهان، این تعقیب را به بازی خطرناکی از سوءظن و خیانت بدل میکنند.
خلاصه داستان: سه سارق بانک برای فرار از پلیس به کوهستانهای برفی ژاپن پناه میبرند، اما کولاک و پناهگرفتن در مهمانسرایی دورافتاده، فرارشان را به رویارویی پرتنشی با ساکنان آن بدل میکند.