خلاصه داستان: داستان واقعی هیرو اونودا، سرباز جوان ژاپنی که در سال ۱۹۴۴ برای انجام عملیات چریکی به جزیرهای در فیلیپین فرستاده میشود. او که از پایان جنگ جهانی دوم بیخبر است، معادل ۱۰ هزار شب (۳۰ سال) در دل جنگل به مبارزه و بقا ادامه میدهد تا اینکه در سال ۱۹۷۴ سرانجام تسلیم میشود.
خلاصه داستان: خلبان شجاعی در جنگ جهانی دوم جان میبازد، اما پس از مرگ بهعنوان فرشتهٔ نگهبان به زمین بازمیگردد تا خلبان جوانی را راهنمایی کند؛ مأموریتی که وقتی شاگردش عاشق دلدار قدیمی او میشود، رنگی عاطفی و دشوار به خود میگیرد.
خلاصه داستان: ژنرال فرانک ساویج فرماندهی گروهی از خلبانان بمبافکن را بر عهده میگیرد که پس از تلفات سنگین، روحیهشان فروپاشیده است. او با رهبری سختگیرانه میکوشد آنان را برای مأموریتهای مرگبار بر فراز آلمان متحد کند، اما بار سنگین فرماندهی بر خود او نیز اثر میگذارد.
خلاصه داستان: در انگلستانِ روزهای آغازین جنگ جهانی دوم، پرودنسِ اشرافزاده با پیوستن به نیروی کمکی هوایی زنان خانوادهاش را شگفتزده میکند. او دلباختهٔ کلایو، مردی از طبقهٔ کارگر و مخالف جنگ، میشود و عشقشان در میان اختلاف طبقاتی و آشوب جنگ به آزمونی دشوار کشیده میشود.
خلاصه داستان: پس از حمله به پرل هاربر، خلبان تد لاوسون داوطلب مأموریتی محرمانه میشود: حملهای هوایی به توکیو. اما پس از یورش، سقوط در سواحل چین او و همراهانش را در آزمونی دشوار برای بقا و بازگشت به خانه گرفتار میکند.
خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ جهانی دوم، گروهی از سربازان تازهاحضارشده با پیشینهها و خلقوخوی متفاوت، پس از آموزش سخت در کنار هم متحد میشوند. اعزام آنان به شمال آفریقا و رویارویی با حملهٔ آلمانها، آزمونی سرنوشتساز برای شجاعت و همبستگیشان است.
خلاصه داستان: در روزگار جنگ جهانی دوم، گروهی از زنان جوان در کارخانهای برای تولید عدسیهای نظامی میکوشند سهمیهٔ تولید را افزایش دهند. آنها در مسیر انجام وظیفه با خستگی، بیماری و اندوههای شخصی روبهرو میشوند و میان وفاداری به کار و نیازهای زندگی دستوپنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: در روزهای آغازین جنگ جهانی دوم، خدمه کشتی باری گلنکرین با محمولهای خطرناک راهی انگلستان میشوند. در دل دریا، میان تنهایی و تهدید حملههای دشمن، دوستی و وفاداریشان بارها به آزمون گذاشته میشود.
خلاصه داستان: در جریان جنگ جهانی دوم، فرماندهای سختگیر مأمور هدایت گروهی از غواصان تخریب نیروی دریایی میشود؛ مردانی که هنوز در سوگ فرمانده پیشیناند و به تازهوارد اعتماد ندارند. او باید در مأموریتهای خطرناک زیرآبی، شجاعت خود را ثابت کند و اعتماد گروه را به دست آورد.
خلاصه داستان: با رفتن پدر خانواده به جنگ جهانی دوم، اَن هیل턴 و دو دخترش باید با تنهایی، دشواریهای روزگار جنگ و دگرگونیهای زندگی کنار بیایند. در میان فداکاریها، عشقها و فقدانها، خانواده میکوشد امید و پیوندهایش را حفظ کند.