خلاصه داستان: در ژاپنِ دوران جنگ، کاجی برای دور ماندن از خدمت سربازی به مدیریت معدن منچوریا میرود و همراه همسرش میچیکو میکوشد شرایط کارگران چینی را انسانیتر کند. اما تلاشهایش برای ایستادگی در برابر خشونت و بیعدالتی، او را با مسئولان و پلیس نظامی درگیر میکند و سرانجام بهای سنگینی برایش دارد.
خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ جهانی دوم، ستوان مارتینو مأمور میشود گروهی از زنان را از آتنِ اشغالشده به مواضع سربازان ایتالیایی در آلبانی ببرد. سفر پرمخاطره در کوهستان، آنها را با خشونت جنگ و انتخابهای دشوار روبهرو میکند.
خلاصه داستان: در روزگار جنگهای ناپلئونی، رافال به لژیون لهستانی میپیوندد که در کنار ناپلئون میجنگد، به امید آنکه استقلال کشورش را بازگرداند. او و همرزمانش در میانه جنگ و آرمانخواهی، با بهای سنگین وفاداری و فداکاری روبهرو میشوند.
خلاصه داستان: در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، نوجوانی مجارستانی در راه بازگشت به خانه گرفتار نیروهای شوروی میشود. او در اسارت، با سربازی روس دوستی نامنتظره میسازد؛ پیوندی انسانی میان دو سوی جنگ و دشمنی.
خلاصه داستان: یک عکاس ژاپنی پس از سقوط سایگون به ویتنام سفر میکند و در ظاهر با نمایشهای تبلیغاتی حکومت مواجه میشود. اما او بهتدریج واقعیت تلخ فقر و سرکوب مردم را کشف کرده و تصمیم میگیرد جانش را برای نجات دختری نوجوان و فرار او به سوی آزادی فدا کند.
خلاصه داستان: کریس تیلور، جوان آرمانگرایی است که برای خدمت در جنگ ویتنام داوطلب میشود، اما بهمحض ورود با واقعیتهای تلخ و بیرحمانه جنگ روبهرو میگردد. او در میان کشمکش اخلاقی و نبرد قدرت میان دو فرمانده با دیدگاههای کاملاً متفاوت گرفتار شده و باید برای حفظ جان و انسانیت خود در میان این دوزخ مبارزه کند.
خلاصه داستان: در اوج جنگ ویتنام، سرباز جوانی به نام جکی ویلو آرزوی اعزام به خط مقدم را دارد، در حالی که گروهبان کهنهکارش تلاش میکند او را از واقعیتهای تلخ نبرد آگاه سازد. جکی در میان روابط عاشقانه، کشمکشهای اخلاقی و آموزشهای نظامی راهی میدان جنگ میشود، اما سرنوشتی دردناک در انتظار اوست.
خلاصه داستان: در دسامبر ۱۹۴۴ و در جریان جنگ جهانی دوم، شش سرباز آمریکایی در جنگلهای برفی آردن با جوخهای از سربازان آلمانی روبرو میشوند که قصد تسلیم شدن دارند. با برقراری یک آتشبس غیررسمی به مناسبت کریسمس، صلح و دوستی کوتاهی میان آنها شکل میگیرد، اما یک سوءتفاهم ناگوار، همهچیز را به تراژدی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: شو فو، سرآشپز چینی، برای پرداخت بدهیهایش به شهری خاورمیانهای میرود و سرآشپز یک رستوران میشود. اما با شعلهور شدن آتش جنگ، این رستوران به آخرین پناهگاه یتیمان و مردم بیدفاع تبدیل شده و شو فو را وارد نبردی شجاعانه برای نجات جامعه جدیدش میکند.
خلاصه داستان: در اواخر جنگ جهانی دوم، پسربچهای هلندی به نام ژرون به روستایی آرام فرستاده میشود و در آنجا پیوندی عمیق و عاطفی با یک سرباز کانادایی برقرار میکند. این ارتباط کوتاه اما تأثیرگذار، مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر داده و سالها بعد نیز ذهن او را درگیر خود نگه میدارد.