خلاصه داستان: روبن، نویسندهای سالخورده که از زندگی بدون فرزند خود دلسرد شده، با معشوق قدیمیاش مواجه میشود که فرمول بازگشت به جوانی را کشف کرده است. او برای جبران حسرتهای گذشتهاش دوباره جوان میشود، اما همسرش حاضر به همراهی با او نیست و حالا روبن باید میان عشق قدیمی و زندگی مشترکش دست به انتخابی سخت بزند.
خلاصه داستان: ری، یک جراح زیبایی، برای نجات همکلاسی قدیمیاش نانا از چنگال شوهر آزارگرش، دست به قتلی هولناک میزند. حالا این دو زن در حالی که از دست پلیس فرار میکنند، درگیر رابطهای پیچیده و عمیق میان عشق، احساس گناه و تردیدهای اخلاقی میشوند.
خلاصه داستان: امین پس از تحصیل در پاریس، با آرزوی فیلمسازی به زادگاهش در جنوب فرانسه بازمیگردد؛ جایی که تجدید دیدار با خانواده، دوستان قدیمی و عشق ناتمامش، زندگی او را دگرگون میکند. با ورود یک تهیهکننده آمریکایی، شانس بزرگی برای ساخت فیلمش پیدا میشود، اما تقدیر نقشهای دیگر برای آنها دارد.
خلاصه داستان: شانکار، خلبان تندخوی نیروی هوایی هند، پس از سالها دوباره با عشق قدیمی خود، موکتی، روبهرو میشود. موکتی که اکنون باردار و بیمار است، او را با گذشتهای پر از حسرت مواجه میکند و شانکار باید میان انتقام و فداکاری، سختترین تصمیم زندگیاش را بگیرد.
خلاصه داستان: «یون تهسو»، راننده مترویی واقعگرا، پس از سالها بهطور غیرمنتظرهای با عشق اولش «مو اونآ»، مدیر پرشور یک مهمانخانه سنتی، روبهرو میشود. این دیدار ناگهانی، خاطرات جوانی، رویاهای فراموششده و شکستهای گذشته را زنده کرده و مسیر زندگی هر دو را دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: کانگ دو جون، پسر ثروتمندی که پس از مرگ برادرش تصمیم گرفته هرگز ازدواج نکند، به طور اتفاقی با جانگ هی وون، زنی مستقل و گریزان از رابطه، آشنا میشود. رابطه یکشبه و ناگهانی آنها منجر به بارداری ناخواسته هی وون میشود و مسیر زندگی هر دو را به کلی تغییر میدهد.
خلاصه داستان: زندگی آرام لی جیآن، مادر مجرد و مدیر کارگاه ساختمانی، با سرکشی دخترش و بازگشت ناگهانی عشق اولش دگرگون میشود. همزمان، با ورود دختر او به زندگی پسر عشق اولش که صاحب یک مزرعه گل است، احساساتی غیرمنتظره شکل میگیرد و سرنوشت این چهار نفر به شکلی عمیق به هم گره میخورد.
خلاصه داستان: پس از وقوع بحرانهای خانوادگی برای موسسان یک هتل بزرگ، «ما که آی» فراخوانده میشود تا مدیریت هتل را به عهده بگیرد. اما یک تصادف غیرمنتظره، به او قدرت خارقالعاده پیشبینی آینده را میدهد تا به کمک آن، رازهای تاریک هتل را فاش کرده و با چالشها روبرو شود.
خلاصه داستان: داستان درمورد برخورد یه خواننده مشتاق و تازه کاره که به خاطر کارپاره وقتش روز به روز به این واقعیت که نمیتونه علاقه اش رو دنبال کنه بیشتر نزدیک میشه و یه بلاگر خیلی معروف که الهه ملیه ولی فقط تو شبکه اجتماعیه زندگی شاد و پر زرق و برقی داره
خلاصه داستان: داستان مدیرعاملی که پس از تجربهای تلخ از خیانت، به دهه نود سفر میکند تا با استفاده از دانش خود از آینده، با جرم و جنایت مبارزه کند. او در این مسیر تلاش میکند تا ضمن غلبه بر چالشها، رابطه عاشقانه و از دست رفتهاش با همسرش را دوباره احیا کند.