خلاصه داستان: مانوئل و جولیا در یک ملاقات تصادفی در ساعت ۷:۲۰ عصر، مجذوب یکدیگر میشوند. با وجود اینکه هر دو متأهل هستند، تصمیم میگیرند هفتهای یکبار با هم دیدار کنند؛ اما به مرور زمان، شکلگیری احساسات عمیق عاطفی آنها را مجبور به بازبینی در انتخابهای زندگیشان میکند.
خلاصه داستان: زندگی شاد و معمولی یان شیائو چن در سال آخر دبیرستان با بحرانی بزرگ دگرگون میشود. او برای تامین هزینههای تحصیلش ناچار به کار پارهوقت در یک رستوران میشود، جایی که آشناییاش با مردی ثروتمند به نام چنگ جین یوان، آتش حسادت نامزدش شن هو را شعلهور کرده و روابطشان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: پس از مرگ غمانگیز پدرش، «پانک» مجبور میشود به خانه خانواده «آرتیت» نقلمکان کند. او برای ماندن در این خانه، چارهای جز نزدیک شدن به آرتیت ندارد؛ اما این تصمیم، او را در مسیر حوادثی خطرناک قرار میدهد که جانش را به شدت تهدید میکند.
خلاصه داستان: این سریال جذاب و نوستالژیک، داستان عشق، جوانی و همبستگی را در دهه ۱۹۸۰ میلادی روایت میکند؛ جایی که زندگی شش خانواده در خیابان مایانگ به یکدیگر گره میخورد و آنها در کنار هم با چالشها، غمها و شادیهای زندگی مواجه میشوند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره دو همکار هنرمند است که پس از مدتها دوری، برای یک پروژه کاری دوباره با یکدیگر ملاقات میکنند. این تجدید دیدار در فضای بسته یک آپارتمان، احساسات قدیمی، تنشهای عاطفی و اشتیاق پنهان میان آنها را دوباره زنده کرده و رابطهشان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: لیلی، زنی پرشور، در آستانه کریسمس تلاش میکند تا مغازه هدیهفروشی سنتی خود را نجات دهد. در این میان، ورود یک مرد جذاب به زندگیاش و پیدا شدن یک یادداشت مرموز، او را در مسیری جادویی از عشق، خودشناسی و تحقق سرنوشت غیرمنتظرهاش قرار میدهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره دو پرستار در یک بیمارستان روانی در لندن است که وارد یک رابطه عاشقانه عمیق میشوند. اما طولی نمیکشد که آسیبهای روحی گذشته و پدیده روانشناختی «انتقال»، عشق آنها را به چالشی تاریک و پیچیده میکشاند و مرز میان واقعیت و توهم را کمرنگ میکند.
خلاصه داستان: فرانسیس، نقاش جوانی از نیویورک، برای شروعی دوباره به یک اقامتگاه هنری در نروژ سفر میکند؛ جایی که خورشید هرگز غروب نمیکند. او در این سرزمینِ همیشه روشن، با مهاجری به نام یاشا آشنا میشود و این دیدار مسیر زندگی و هنر هر دو را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: کاپیتان یک کشتی هلندی در کافهای شرط میبندد با اولین زنی که وارد میشود ازدواج کند؛ زنی زیبا و مرموز به نام لیزی وارد شده و این پیشنهاد را میپذیرد. اما این پیوند پرشور، به تدریج با غیبتهای طولانی کاپیتان در دریا، سوءظنهای ویرانگر و بازیهای قدرت میان این دو روح تنها به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: این فیلم داستان واقعی دنیس کوسبرت، رپر آلمانی را روایت میکند که به یکی از استخدامکنندگان داعش تبدیل میشود. در این میان، یک مترجم افبیآی که مأمور رصد اوست، وارد رابطهای عاشقانه با وی شده و ناخواسته در اعماق دنیای تاریک پروپاگاندا و تروریسم گرفتار میشود.