خلاصه داستان: در شبی پرآشوب در عمارتی ایرلندی، دختر اشرافزادهای به نام جولی به جان، پیشخدمت پدرش، دل میبندد و میانشان رابطهای ممنوعه شکل میگیرد. کشمکش میان عشق، قدرت و فاصلهٔ طبقاتی، سرنوشت هر سه ساکن عمارت را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: در دوران رکود بزرگ، خلبان جنگیِ سرخوردهای با همسر چترباز و گروه نمایش هواییاش از شهری به شهر دیگر میرود. خبرنگاری که شیفته زندگی پرمخاطره و همسر او میشود، بهتدریج درگیر رابطهای پرتنش و سرنوشتی تلخ میشود.
خلاصه داستان: در ساحلی خلوت در واپسین روز تابستان، زن و مردی تنها و زخمخورده به هم برمیخورند. خاطرات تلخ جنگ میانشان دیواری از سکوت کشیده، اما هر دو در تلاشاند راهی برای نزدیکشدن و یافتن آرامش پیدا کنند.
خلاصه داستان: مانوئلا پس از مرگ مادرش به مدرسهای شبانهروزی با انضباطی سخت فرستاده میشود؛ جایی که دلبستگی عمیقش به معلمی مهربان، او را در برابر قوانین خشک مدرسه قرار میدهد. اجرای نمایش مدرسه و افشای احساسات مانوئلا، بحرانی تکاندهنده بهپا میکند.
خلاصه داستان: در دوران رکود بزرگ، داو برای یافتن عشق گمشدهاش هالی راهی نیواورلئان میشود و در مسیر با کیتیِ سرگردان همراه میشود. وقتی هالی را در روسپیخانهای زیر سلطهٔ زنی سختگیر پیدا میکند، تلاش داو برای بازگرداندن او زنجیرهای از عشق، حسادت و خطر را رقم میزند.
خلاصه داستان: جیل، رقصندهای جوان که ناگهان به شهرت میرسد، درمییابد که هواداران و عکاسان زندگی خصوصیاش را زیرورو کردهاند. فابیو، مردی که دوستش دارد، میکوشد از او در برابر هجوم شهرت محافظت کند.
خلاصه داستان: آلما، دختر منزوی و مقید یک کشیش، سالهاست دلبسته جان، همسایهای است که اکنون پزشکی خوشگذران شده. بازگشت جان و کشش او به زنی دیگر، آلما را با انتخابی دشوار میان آرمانهایش و میل به عشق روبهرو میکند.
خلاصه داستان: معمارِ گرفتار در یکنواختی زندگی زناشویی، دل به همسایهای میبازد که او نیز در ازدواجی سرد و بیروح گرفتار است. رابطه پنهانی آنها میان اشتیاق به زندگی تازه و پیامدهای دشوار انتخابهایشان پیش میرود.
خلاصه داستان: در سانفرانسیسکوی پرآشوب دههٔ شصت، پتالیا، زنی گرفتار ازدواجی خشونتبار، به دکتر آرچی نزدیک میشود؛ مردی که خود درگیر فروپاشی زندگی مشترکش است. پیوند میان آنها در دل عشق، تنهایی و خشونت، تصویری تلخ از جامعهای آشفته میسازد.
خلاصه داستان: مهندس کاتولیکی به نام ژانلویی، پس از آشنایی با مائودِ آزاداندیش، شبی را در خانهاش میگذراند؛ گفتوگوهایشان درباره ایمان، اخلاق و عشق، باورهای او را به چالش میکشد و میان کششهای دل و اصولش قرار میدهد.