خلاصه داستان: در ایستگاهی دورافتاده در دل استرالیا، قتل وحشیانهٔ چهار دانشمند کارآگاه جورجیا کوک را وارد معمایی هولناک و آمیخته به آیینهای رازآلود میکند. دههها بعد، موجی تازه از قتلها او را به گذشته بازمیگرداند تا با حقیقتی روبهرو شود که هرگز دفن نشده است.
خلاصه داستان: آیاکو پس از سقوط همسر سالخوردهاش در جریان صعود به کوه، به قتل او متهم میشود. در دادگاه، روایتهای متناقض از زندگی زناشویی و رابطه پنهانیاش آشکار میشوند و پرسشی سنگین باقی میماند: حادثه بود یا انتخابی آگاهانه؟
خلاصه داستان: در استیریای مهآلود، خونآشامی مرموز به نام کارمیلا با چهرهای دلربا به خانههای اشرافی راه مییابد و دختران جوان را گرفتار بیماری و کابوس میکند. وقتی قربانیانش یکییکی رو به مرگ میروند، یک ژنرال و شکارچی خونآشام برای افشای راز هولناک او دست به کار میشوند.
خلاصه داستان: سیلویا، دانشمند شاغل در آزمایشگاهی شیمیایی در رم، با بازگشت خاطرات تلخ کودکی و دیدن مادرِ درگذشتهاش، کمکم مرز میان واقعیت و خیال را گم میکند. در حالی که اطرافیانش رفتاری مرموز دارند، او میکوشد بفهمد قربانی توطئهای شوم است یا اسیر ذهن آشفتهٔ خویش.
خلاصه داستان: در پاریس، بازیگران یک گروه تئاتر وحشت یکییکی به قتل میرسند و بازرس و مدیر گروه برای یافتن قاتل وارد رقابتی پررمزوراز میشوند. همسر مدیر، که کابوسهای هولناکی میبیند، شاید کلید کشف راز این قتلها را در دست داشته باشد.
خلاصه داستان: لیزا، گردشگری در تولدو، با دیدن مردی مرموز شبیه شیطانِ نقشبرجستهای قدیمی، سر از ویلایی متروک درمیآورد. در آن خانه، عروسکها، مرگ و رازهای گذشته در کابوسی وهمآلود به هم گره میخورند و راه فرار هر لحظه دورتر میشود.
خلاصه داستان: لرد آلن پس از مرگ همسر سرخمویش، با وسواسی هولناک زنانی شبیه او را به عمارتش میکشاند؛ اما ازدواج دوبارهاش زنجیرهای از رازها، توطئهها و وحشت را به راه میاندازد.
خلاصه داستان: بارونی خلبان کهنهکار و خوشگذران، پشت چهرهی قهرمانانهاش رازی هولناک پنهان کرده است: همسران پیشینش بهطرزی مرموز جان باختهاند. همسر تازهاش با کشف حقیقت در قلعه، ناخواسته خود را در برابر قاتلی بیرحم مییابد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۱۷، ژولین به خانهای روستایی نزدیک جبههٔ جنگ میرود تا دوستش ژاک را ببیند؛ اما وقتی او نمیرسد، ژولین در کنار خدمتکاری مرموز چشمبهراه میماند و خاطرات روزگار پیش از جنگ، دوستی و عشق را مرور میکند.
خلاصه داستان: گرتا برای کشف راز ناپدیدشدن معشوقش، منشی نویسندهای مشهور در عمارتی جزیرهای میشود؛ اما زندگی پررمزوراز و بازیهای خطرناک میزبانان، او را به دام توطئهای مرگبار میاندازد.