خلاصه داستان: جویی و کریگ، دو دوست صمیمی، پس از بیخانمان شدن با غریبهای مرموز به نام برایان آشنا میشوند که ادعا میکند با لمس خود اضطراب را درمان میکند. آنها به کلبه دورافتاده او میروند، اما به زودی با نقشههای شوم، خونین و تاریکی واقعی این غریبه روبرو میشوند.
خلاصه داستان: در شمال ایالت نیویورک، یک متعصب مذهبی به نام کلارا، فیلمساز جوانی را در خانه خود اسیر میکند تا با اجرای آیینهای سادیستی، او را به مقام الهی برساند. این اسارت هولناک، درگیری شدیدی میان ایمان، جسمانیت و توهمهای مرگبار ایجاد میکند.
خلاصه داستان: کیت رفتر، خبرنگار جنگی که از عراق بازگشته، پس از مرگ مادرش به خانه بازمیگردد اما متوجه راز تاریک همسایهاش میشود. او با کاوش در گذشته خانواده خود، حقایق هولناکی را کشف میکند که زندگیاش را به شدت به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: در دنیای ویرانشده سال ۲۰۶۴ که غذا، آب و انسانیت به مرز نابودی رسیده، گروهی از بازماندگان در میان هرجومرج و خطرات وحشیانه برای بقا تلاش میکنند. آنها باید علاوه بر تهدیدهای بیرونی، با فروپاشی اخلاقی و جنگهای روانی درون خود مبارزه کنند تا آخرین بقایای بشریت را نجات دهند.
خلاصه داستان: داستان گروهی از غریبهها که خود را در یک خانه مدرن و دایرهایشکل محبوس مییابند. آنها به زودی متوجه میشوند که برای زنده ماندن و فرار از این معمای پیچیده، باید رازهای تاریک گذشته یکدیگر را برملا کنند؛ اما هر تصمیم اشتباه در این خانه مرموز، عواقب مرگباری به همراه دارد.
خلاصه داستان: یک مشاور روانشناسی با توانایی جذب شدید احساسات دیگران، با زنی مواجه میشود که از هرگونه همدلی گریزان است. وقوع یک حادثه غیرمنتظره این دو را در مسیری مشترک قرار میدهد تا با به اشتراک گذاشتن عواطف خود، نگاهشان به زندگی و عشق را برای همیشه تغییر دهند.
خلاصه داستان: داستان مادری که پس از تولد فرزندش با رویدادهایی عجیب و هولناک روبهرو میشود؛ جایی که مرز میان واقعیت و توهم کمرنگ شده و او باید برای محافظت از نوزادش با تاریکترین ترسهای درونش مقابله کند.
خلاصه داستان: داستان مادری فداکار که برای محافظت از فرزندش در برابر یک تهدید مرموز و ناشناخته، مجبور میشود با تاریکترین جنبههای غریزه خود روبرو شود و دست به کارهای غیرقابلپیشبینی بزند.
خلاصه داستان: داستانی روانشناختی و رازآلود درباره قدرت پنهان ارتباط و لمس؛ جایی که یک اتفاق ساده میان دو غریبه، مرز میان کنترل، وسواس و بقا را به چالش میکشد و آنها را درگیر بازی پیچیدهای از سرنوشت میکند.
خلاصه داستان: روایتی درام و رازآلود از زندگی زنی به نام دوروتیا که در تلاش برای رهایی از سایههای گذشته، خود را درگیر یک بازی ذهنی پیچیده و حقیقتی پنهان مییابد که تمام باورهایش را به چالش میکشد.