خلاصه داستان: در ژاپنِ جنگزدهٔ سدهٔ شانزدهم، سامورایی زیرک و جاهطلبی با نیرنگ و نبوغ نظامی به مشاور نزدیک تاکدا شینگن بدل میشود. اما پس از سقوط خاندان سووا، پیوند پیچیدهاش با شاهزاده یو و وفاداریاش به ارباب، او را به سوی نبردی سرنوشتساز میکشاند.
خلاصه داستان: زاتویچی، شمشیرزن نابینای خسته از خشونت، به زادگاهش بازمیگردد تا آرامش بیابد؛ اما عشق به خواهر استاد پیشینش و دشمنیِ تشنهٔ انتقام، او را دوباره میان گذشته و شمشیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: گنتا، سامورایی پیشینی که از گذشتهاش گریخته، و هانجی، کشاورزی که آرزوی ساموراییشدن دارد، درگیر توطئهای خونین میان اعضای یک خاندان میشوند. آنها در میان خیانت و نبرد، با لحنی طنزآمیز سرنوشت گروهی شورشی را دنبال میکنند.
خلاصه داستان: در ژاپن فئودال، جوبی کیباگامی، شمشیرزن و نینجای سرگردان، پس از نجات یک نینجای زن درگیر توطئهای مرگبار میشود. او باید با همکاری این زن و یک جاسوس حکومتی، در برابر «هشت شیطان کیمون» که نیروهای ماوراءالطبیعه دارند و قصد سرنگونی حکومت را دارند، مبارزه کند.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناعادلانه ارباب آسانو و صدور حکم سپوکو، چهل و هفت سامورایی بیسرپرست (رونین) همپیمان میشوند تا انتقام او را بگیرند. آنها سالها نقشه میکشند تا به قلعه ارباب کیرا نفوذ کنند و حماسهای بینظیر از وفاداری، شرافت و پایبندی به آیین بوشیدو را رقم بزنند.
خلاصه داستان: یک سامورایی شریف برای محافظت از قبیلهاش، گناه قتلی را به گردن میگیرد و تبعید میشود. اما با پیمانشکنی بزرگان قبیله، او به یک فراری تحت تعقیب تبدیل میشود؛ مردی سرخورده از آیین بوشیدو که اکنون برای بقا تنها دو راه پیش رو دارد: انتقام یا مرگ.
خلاصه داستان: در چهارمین قسمت از این حماسه سامورایی، «اوگامی ایتو» مأمور میشود تا یک زن قاتل و تاتو شده را به قتل برساند. در این میان، پسر کوچکش دایگورو گم شده و با دشمنی دیرینه مواجه میشود که تشنه انتقام از ایتو است؛ ماجرایی خونین و پر از نبردهای حماسی و بیرحمانه.
خلاصه داستان: زاتویچی، شمشیرزن نابینا، برای توبه از کشتارهای گذشتهاش راهی یک سفر زیارتی آرامشبخش میشود. اما طولی نمیکشد که او درگیر توطئهای محلی شده و مجبور میشود برای دفاع از بیگناهان و بقای خود، دوباره شمشیر مرگبارش را از غلاف بیرون بکشد.
خلاصه داستان: زاتویچی، شمشیرزن و ماساژور نابینای افسانهای، وارد شهری میشود که توسط باندهای تبهکار بیرحم اداره میشود. او تصمیم میگیرد به دو خواهر گیشا که به دنبال انتقام خون خانواده خود هستند کمک کند و با مهارت شمشیرزنی خارقالعادهاش، عدالت را به سبک خود اجرا کند.
خلاصه داستان: زاتوچی، شمشیرزن نابینا، پس از یک سال برای ادای احترام به آرامگاه دوستش بازمیگردد، اما خود را در میان توطئهای مرگبار از سوی یک لرد دیوانه و آدمکشان مییابد. او در این مسیر با زنی به نام ستو همراه میشود و در نهایت مجبور به رویارویی و نبردی مرگبار با برادر خودش میگردد.