خلاصه داستان: پس از آنکه ارباب آکō بهدست توطئهای ناچار به خودکشی آیینی میشود، ۴۷ سامورایی بیارباب در انتظار فرصتی برای انتقام و بازپسگیری شرافت او میمانند. وفاداری، صبر و فداکاریشان در مسیر رویارویی با دشمنی قدرتمند به آزمونی سرنوشتساز کشیده میشود.
خلاصه داستان: زاتویچی پس از سالها به زادگاهش بازمیگردد و درمییابد دوست دوران کودکیاش با فریبکاری و زور، روستاییان را زیر بار بدهی و ستم گرفتار کرده است. شمشیرزن نابینا برای افشای توطئه و دفاع از مردم، ناچار میشود در برابر دوست قدیمی و دارودستهاش بایستد.
خلاصه داستان: در سفر به روستاهای ژاپن، زاتویچی با وانگ کانگ، شمشیرزن یکدست چینی، روبهرو میشود؛ مردی که از کودکی در برابر راهبی فاسد و گروهی یاکوزا محافظت میکند. سوءتفاهم و مانع زبانی دو قهرمان را مقابل هم قرار میدهد، درست زمانی که باید برای نجات کودک متحد شوند.
خلاصه داستان: زاتویچی به زادگاهش بازمیگردد و درمییابد روستا زیر سلطهی یک گروه یاکوزا گرفتار شده است. در میانهی نزاعی بر سر طلا، شمشیرزن نابینا با محافظی مرموز روبهرو میشود؛ برخوردی که مرز دشمنی و همپیمانی را پیچیده میکند.
خلاصه داستان: اوگامی ایتو، جلاد پیشین شوگون، پس از آنکه خاندان یاگیو او را به خیانت متهم میکند و همسرش را از او میگیرد، با پسر خردسالش دایگورو راهی زندگی سرگردانی میشود. او که به آدمکشی مزدبگیر روی آورده، در کنار پسرش برای انتقام و بقا با دشمنان بیرحم میجنگد.
خلاصه داستان: شمشیرزن آواره اوگامی ایتو برای نجات زنی گرفتار، شکنجه را به جان میخرد و در برابر مأموریتی مرگبار قرار میگیرد؛ در کنار پسر خردسالش، راهی نبردی خونین با دشمنانی میشود که معنای شرافت را به چالش میکشند.
خلاصه داستان: اُگامی ایتّو، آدمکش مزدوری که همراه پسر خردسالش دایگورو در ژاپن سرگردان است، مأمور میشود یک خائن را از میان بردارد. اما گروهی از نینجاهای زن و سه جنگجوی مرگبار نیز در پی او هستند؛ نبردی خونین که پدر و پسر را تا آستانه مرگ میکشاند.
خلاصه داستان: یوکی کاشیما، شمشیرزن انتقامجو، پس از دستگیری و محکومیت به اعدام، از سوی پلیس مخفی مأمور میشود تا انقلابیای را به قتل برساند. اما نفوذ به خانهٔ او و آگاهی از نقشههای حکومت، یوکی را میان اطاعت و انتخاب راهی تازه گرفتار میکند.