خلاصه داستان: زن و شوهر جوانی در یک شرکت داروسازی همکار هستند، اما وقتی زن به مقام مدیریت ارتقا پیدا میکند، حسادت و رقابت میان آنها بالا میگیرد. با پیچیدهتر شدن اوضاع و رو شدن پرونده یک اختلاس در شرکت، زندگی مشترک و شغلی آنها وارد ماجراهایی چالشبرانگیز و کمدی میشود.
خلاصه داستان: در فیلم «نیاز»، دو نوجوان بیپول و حاشیهنشین در تهران برای به دست آوردن یک شغل در چاپخانه با یکدیگر وارد رقابتی سخت میشوند. اما در این مسیر دشوار، وجدان، اخلاق و درک متقابل از نیازهای یکدیگر، رقابت آنها را به رفاقتی عمیق و ماندگار تبدیل میکند.
خلاصه داستان: داستان همراهی دلانگیز و ماجراجویانه یک کودک خردسال و همسایه سالخوردهاش در کوچهپسکوچههای تهران برای خرید یک کیسه برنج؛ روایتی ساده، عمیق و طنزآمیز از همبستگی نسلها و زندگی روزمره در ایران دهه ۷۰.
خلاصه داستان: لیلا، زنی چهلساله، تمام عمرش را صرف مراقبت از خانوادهاش کرده است. در بحبوحه بحران اقتصادی و بدهیهای سنگین، او تلاش میکند با راهاندازی یک کسبوکار خانگی خانواده را از فقر نجات دهد، اما پنهانکاریهای پدرش برای کسب احترام و جایگاه، این رویای نجاتبخش را با چالشی بزرگ روبرو میکند.
خلاصه داستان: ابراهیم و ایلما، خواهر و برادری چوپان، در حین بردن گله به ارتفاعات کوهستان با حادثهای هولناک روبرو میشوند؛ ابراهیم میان صخرهها گرفتار میشود و خواهرش باید در میان خطرات طبیعت وحشی، راهی برای نجات او پیدا کند. این درام ماجراجویانه، تلاش برای بقا و پیوند عمیق خواهر و برادری را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان زندگی دو خانواده در محلهای جنوبشهری که پس از وقوع یک حادثه ناگهانی، آرامششان به هم میریزد. با فاش شدن رازهای مگو و تنشهای قدیمی، روابط میان اعضای خانواده به چالش کشیده میشود و آنها باید با عواقب پنهانکاریهای خود روبرو شوند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره خانوادهای فقیر در جنوب تهران است که در آستانه ازدواج دختر کوچکشان، سمیه، با بحرانهای شدیدی روبهرو میشوند. سمیه که تنها تکیهگاه خانواده است، متوجه میشود این ازدواج در واقع معاملهای برای پرداخت بدهیهای خانواده است. این اثر واقعیتهای تلخ فقر، اعتیاد و فروپاشی یک خانواده را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این مستند، فرازوفرود سینمای ایران را از دهه ۱۹۳۰ تا امروز روایت میکند؛ مسیری پرچالش میان سانسور، تحولات سیاسی و مبارزه هنرمندان برای بیان آزادانه که سرانجام به درخشش جهانی این سینما انجامید.
خلاصه داستان: در زمستان پسر جوانی اسماعیل مجبور می شود برای تهیه داروهای پدرش به شهر برود. معلم روستا و رحمان جوان دیگر نیز با او می آیند. در راهی که معلم آنها را ترک می کند تا به روستا برگردند ...
خلاصه داستان: مستندی شاعرانه که سفر یک فیلمساز شیفته به ایران را روایت میکند؛ سفری برای کشف دنیای سینما، شعر فروغ فرخزاد و تلاش هنرمندان برای خلق اثر و ابراز وجود در سایه محدودیتها و سانسور.