خلاصه داستان: در سال 1936، هفت زندانی از اردوگاه کار اجباری فرار کردند. نازی ها هفت صلیب برای اعدام های نمایشی نصب کردند. این داستان در مورد یکی از فراری هاست که برای فرار از هفتم به شجاعت و شفقت خود مردم تکیه می کند...
خلاصه داستان: پس از فرار از زندان، «نامی ماتسوشیما» معروف به عقرب، در یک کارگاه خیابانی پنهان شده و با زنی باردار دوست میشود. اما طولی نمیکشد که او با تهدیدهای یک دلال محبت بیرحم مواجه شده و برای بقا و محافظت از خود، وارد نبردی خونین در دنیای زیرزمینی میشود.
خلاصه داستان: ری برسلین، متخصص برجسته فرار از زندان، اینبار برای نجات یکی از بهترین نیروهای خود که در یک زندان فوقپیشرفته، بیرحم و کاملاً کامپیوتری به نام «هادس» اسیر شده، وارد عمل میشود و باید با کمک دوستانش از این دخمه مرگبار فرار کند.
خلاصه داستان: پس از دستگیری سارا به اتهام قتل کریستینا، مایکل اسکوفیلد نقشهای جسورانه برای فرار او از زندان طراحی میکند. در این مسیر پر از خیانت و تضاد، یاران قدیمی دوباره گرد هم میآیند و مایکل برای نجات همسر و فرزندش دست به فداکاری نهایی میزند.
خلاصه داستان: یک کهنهسرباز جنگ جهانی اول به اشتباه در یک سرقت متهم شده و به کار اجباری در اردوگاههای وحشیانه زنجیرهکشان محکوم میشود. او پس از فراری جسورانه، زندگی جدید و موفقی را در شیکاگو آغاز میکند، اما گذشته تاریک و تهدیدهای همسرش سایهای سنگین بر سرنوشت او میاندازد.
خلاصه داستان: مِیس بیشاپ با تغییر چهره به جلاد، برادرش دی و دارودستهاش را از چوبهٔ دار نجات میدهد. فراریان با گروگانگرفتن زنی بهسوی مکزیک میگریزند، اما در آنسوی مرز با راهزنان بیرحمی روبهرو میشوند که سرنوشتشان را به نبردی خونین گره میزنند.
خلاصه داستان: کارول جفریز پس از آنکه دوستپسر قاچاقچیاش او را قربانی میکند، سر از زندانی خشن در فیلیپین درمیآورد. او با همبندیهایش برای فرار از چنگ نگهبانی بیرحم و تعقیبکنندگان جنگل نقشه میکشد؛ اما بیرون از زندان نیز خطر در کمین است.
خلاصه داستان: کولیر پس از محکومیت به زندانی مخوفی در جزیرهای گرمسیری فرستاده میشود؛ جایی که نگهبانان زندانیان را شکنجه میکنند. او و چند زن دیگر برای فرار نقشه میکشند، اما راه آزادی پر از خطر و خیانت است.
خلاصه داستان: ژان، مردی فراری از زندان، در مزرعهٔ بیوهای تنها پناه و کار پیدا میکند و رابطهای پنهانی میان آن دو شکل میگیرد. اما ورود دختر جوان خانواده و دشمنی خویشاوندان بر سر زمین، این آرامش شکننده را به سوی پایانی تلخ میکشاند.
خلاصه داستان: دو زندانی ناسازگار—یکی خلافکاری سرسخت و دیگری انقلابی—هنگام انتقال از زندان به هم زنجیر میشوند و پس از حملهای ناگهانی میگریزند. آنها در حالی که میان ارتش، تبهکاران و شورشیان گرفتار شدهاند، ناچارند برای بقا اختلافهایشان را کنار بگذارند.