خلاصه داستان: جیل، پرستار نوجوانی است که هنگام مراقبت از کودکان، تماسهای تلفنی تهدیدآمیزی از یک ناشناس دریافت میکند؛ تماسهایی که منشأ آنها داخل همان خانه است. سالها پس از این فاجعه خونین، قاتل روانی از بیمارستان فرار کرده و دوباره به سراغ جیل میآید تا کابوس گذشته را زنده کند.
خلاصه داستان: یک زوج جوان پس از ازدواج به خانه خود بازمیگردند، اما شادی آنها با وقوع اتفاقاتی عجیب و ترسناک به کابوس تبدیل میشود. آنها در خانه خود طعمه روح سرگردانی میشوند که تنها یک سر بدون بدن است و ناامیدانه به دنبال بدن گمشدهاش میگردد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه پلیس در نیویورک در حال تحقیق روی سری قتلهای وحشیانهای است که ظاهراً توسط حیوانات انجام شدهاند. او در ادامه با یک افسانه قدیمی مواجه شده و متوجه میشود گروهی از موجودات گرگمانند و بسیار باهوش برای دفاع از قلمرو خود در برابر توسعه شهری دست به این کشتارها میزنند.
خلاصه داستان: وقتی یک محقق و یک فرد بومی به طور تصادفی دستهای از ماهیهای پیرانای جهشیافته و تشنه به خون را در یک رودخانه رها میکنند، خطری فاجعهبار منطقهای را تهدید میکند. این موجودات مرگبار که حاصل یک پروژه نظامی سرّی هستند، به سرعت به سمت یک کمپ تابستانی شلوغ حرکت کرده و کابوسی خونین به پا میسازند.
خلاصه داستان: وینسنت و خواهرش ایدا صاحبان یک موتل بینراهی هستند که راز تاریکی را پنهان میکنند؛ آنها مسافران بیگناه را زنده در خاک میکارند تا از گوشت آنها سوسیس بسازند! با ورود مسافری ناآگاه به نام تری، این کابوس عجیب به یک نبرد خونین برای بقا تبدیل میشود.
خلاصه داستان: یک زوج در میان اختلافات زناشویی خود، برای گذراندن تعطیلات به ساحلی دورافتاده میروند. اما بیاحترامی و آسیبهای بیرحمانه آنها به محیطزیست و کشیدن حیوانات به قتل، موجب خشم طبیعت میشود و آنها را در برابر انتقامی وحشتناک و مرگبار قرار میدهد.
خلاصه داستان: در یک شهر ساحلی، آزمایشهای ژنتیکی روی ماهیها باعث پیدایش موجودات جهشیافته و خونخوار از اعماق دریا میشود که به اهالی شهر حمله میکنند. با وحشتآفرینی این هیولاها و کشته شدن مردم، یک دانشمند و اهالی محلی تلاش میکنند تا پیش از نابودی کامل شهر، جلوی این فاجعه را بگیرند.
خلاصه داستان: دو جنایتکار پس از دزدیدن دختربچهای برای باجگیری، به اعماق جنگلهای استوایی فرار میکنند. اما ورود آنها به قلمرو یک قبیله آدمخوار و بیرحم، این نقشه مجرمانه را به کابوسی خونین و وحشتناک برای همه آنها تبدیل میکند.
خلاصه داستان: بیلی نوجوانی است که پس از مرگ والدینش تحت سرپرستی عمه روانی و حسابگر خود بزرگ میشود. در روز تولد هجده سالگی بیلی، عمهاش دست به جنایتی هولناک میزند و با ورود یک کارآگاه پلیس به پرونده، اسرار تاریک و وابستگیهای بیمارگونه این خانواده برملا میشود.
خلاصه داستان: یک تمساح کوچک که به فاضلاب شهری انداخته شده، بر اثر تغذیه از لاشه حیوانات آزمایشگاهی به هیولایی غولپیکر و جهشیافته تبدیل میشود. حالا یک کارآگاه پلیس و یک متخصص خزندگان باید برای نجات شهر، وارد اعماق تاریک فاضلاب شده و این موجود وحشتناک را شکار کنند.