خلاصه داستان: در روستایی آرام، آموزگاری تنها با قصابی مهربان آشنا میشود؛ اما همزمان با وقوع قتلهای هولناک، نشانهای مشکوک او را به این فکر میاندازد که شاید دوست تازهاش قاتل باشد.
خلاصه داستان: گروهی از دختران جوان پس از یک روز بازی در ساحل، تصمیم میگیرند یک مهمانی شبانه دوستانه برگزار کنند. اما با ورود قاتلی بیرحم و ناشناس که مجهز به یک دریل بزرگ است، این شب شاد به کابوسی خونین و نبردی وحشتناک برای بقا تبدیل میشود.
خلاصه داستان: پنج سال پس از کشته شدن جیسون فورهیز، تامی جارویس هنوز با کابوسهای وحشتناک دستوپنجه نرم میکند و به یک مرکز بازپروری منتقل میشود. اما با آغاز موج جدیدی از قتلهای بیرحمانه در اطراف این مرکز، تامی و بقیه ساکنان باید با راز پشت پردهی این قاتل جدید و بازگشت شوم کابوسهای گذشته روبرو شوند.
خلاصه داستان: هر دوشنبه ساعت ۶ بعد از ظهر، یک زن جوان در متروی توکیو به طرز مرموزی به قتل میرسد. پلیس برای حل این پرونده جنایی از روانپزشکی به نام ستسوکو سوما کمک میگیرد؛ او در مسیر تحقیقات خود به یک فرقه مخوف و فرآیند شستشوی مغزی اعضای آن توسط دکتری به نام ری آکو میرسد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه و شاگردش درگیر بررسی قتلهای وحشیانهای با اجساد برهنه و صحنه تجاوز میشوند. قاتلی به نام «مرد مرده» با دستکش قرمز، که گمان میرفت مرده، دوباره ظاهر میشود. این دو بازرس باید رقابتیشان را کنار بگذارند و راز ترسناک این قتلها را کشف کنند.
خلاصه داستان: در پی وقوع یک سری قتلهای وحشیانه تحت نور ماه در نیویورک، دکتر فکسر به همراه یک روزنامهنگار کنجکاو تلاش میکند تا با انجام آزمایشهایی مرموز، قاتل را از میان اعضای آزمایشگاه خود بیابد؛ غافل از اینکه یکی از پزشکان با استفاده از اعضای مصنوعی به هیولایی خطرناک تبدیل شده است.
خلاصه داستان: پس از آنکه پژوهشهای نامتعارف دکتر جانسون دربارۀ جنین انسانی متوقف میشود و او دست به خودکشی میزند، همسرش در پی انتقام از پزشکانی برمیآید که آنها را مسئول مرگ او میداند. او با فریب و اغواگری، یکییکی آنها را به دام مرگ میکشاند.
خلاصه داستان: در پاریس، بازیگران یک گروه تئاتر وحشت یکییکی به قتل میرسند و بازرس و مدیر گروه برای یافتن قاتل وارد رقابتی پررمزوراز میشوند. همسر مدیر، که کابوسهای هولناکی میبیند، شاید کلید کشف راز این قتلها را در دست داشته باشد.
خلاصه داستان: در روستایی کوچک در جنوب ایتالیا، قتلهای پیدرپی پسران خردسال، ترس و بدگمانی را میان اهالی شعلهور میکند. خبرنگاری بههمراه زنی مرموز سرنخها را دنبال میکنند؛ اما خرافات روستا، یافتن قاتل را به معمایی هولناک بدل میکند.
خلاصه داستان: پس از قتل کُنتسی ثروتمند، خلیج آرام به میدان نبردی خونین بدل میشود؛ خویشاوندان و افراد فرصتطلب برای تصاحب ملک دست به کشتار میزنند، در حالی که گروهی جوان ناآگاهانه وارد دام مرگبارشان میشوند.