خلاصه داستان: جوی، یک طراح مد موفق نیویورکی، در پی سفری به کوهستانهای برفی کلمبیا در طوفان گرفتار میشود. این حادثه او را با مردی مهربان به نام رِیجِی آشنا میکند؛ دیداری غیرمنتظره که نه تنها دیدگاه او را نسبت به عشق و زندگی تغییر میدهد، بلکه مسیر حرفهای جدیدی را پیش رویش میگذارد.
خلاصه داستان: یک گروه کماندوی نخبه در مأموریتی خطرناک به اعماق جنگلهای آمازون اعزام میشوند تا یک رهبر فرقه مرموز و قدرتمند را نابود کنند. اما آنها به زودی خود را در محاصره طبیعت وحشی و تهدیداتی ناشناخته و مرگبار مییابند که بقایشان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: پس از شکستی سهمگین در برابر ادمیرال اسمی، کاپیتان جیمز هوک در بندر الدریچ پنهان میشود و با آهنگری به نام سیلاس متحد میگردد تا انتقام خواهرش را بگیرد. آنها در مسیر خود با سموم جزیره، سربازان دشمن، لعنتهای کهن و تضادهای درونی سختی روبرو میشوند.
خلاصه داستان: خانواده چالمرز-دیویس برای جشن گرفتن کریسمس و کشف ریشههای رزا به کلمبیا سفر میکنند، اما این سفر خانوادگی به سرعت به یک ماجراجویی پر هرجومرج و کمدی تبدیل میشود. با حضور نوزاد جدید و اتفاقات غیرمنتظره، آنها کریسمسی کاملاً متفاوت و پر از لحظات شاد و دراماتیک را تجربه میکنند.
خلاصه داستان: لئو شیر قهرمان، لنی و لولای گوسفند راهی سفری هیجانانگیز به یک باغ جادویی میشوند تا «بزرگترین چیز دنیا» را پیدا کنند. آنها در این مسیر شگفتانگیز با جواهرات درخشان، موجودات فضایی و حتی دایناسورها روبرو میشوند و ماجراجوییهای غیرمنتظرهای را تجربه میکنند.
خلاصه داستان: کالندر پس از تاسیس شرکت سینمایی خود، با رفیق قدیمیاش وفا همراه میشود تا طلای پنهانی را از چنگ فیزا، یک تاجر ثروتمند و شیفته فضا، بیرون بکشد. اما این مسیر پر از رقابتهای تجاری، توهمات فضایی و چالشهای پیچیده و کمدی است که آنها را به دردسر میاندازد.
خلاصه داستان: ریتا زنی است که یک شب به طور ناگهانی ربوده شده و خود را در خانه خانوادهای عجیب مییابد که ادعا میکنند او دختر سالها پیش گمشدهشان است. او برای بقا مجبور به پذیرش این هویت تحمیلی میشود و در مرز میان حقیقت و این واقعیت ساختگی و خطرناک گرفتار میگردد.
خلاصه داستان: در یک شب پرحادثه در شهر پالاکاد، یک فروشنده سبزیجات و یک مسافر بهطور تصادفی با هم روبهرو شده و برای نجات یک دختر تلاش میکنند. این رویارویی غیرمنتظره، آنها را وارد ماجرایی پر از عشق، طنز، ترس و تعلیق میکند که سرنوشتشان را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: ویکتوریا، مادری کنترلگر و دلسوز، دوباره وارد زندگی فرزندانش میشود و تلاش میکند آنها را برای کار به میامی ببرد. اما جولیان و کلارا در برابر این تصمیم مقاومت میکنند تا در کنار دوستانشان بمانند؛ موضوعی که منجر به شکلگیری ماجراها و درگیریهای خانوادگی بسیار خندهدار و جذابی میشود.
خلاصه داستان: مارات و بورا قصد دارند یک شوخی جنجالی با یک برنامهساز معروف انجام دهند، اما به اشتباه با رئیس یک گروه خطرناک درگیر میشوند. حالا آنها در مسیر فرار، درگیر چالشها و دردسرهای بزرگتر و خندهداری میشوند که رهایی از آنها غیرممکن به نظر میرسد.