خلاصه داستان: مارک، فیلمبرداری گوشهگیر در لندن، زنان را به قتل میرساند و با دوربینش واپسین لحظات ترس آنها را ثبت میکند؛ وسواسی هولناک که ریشه در آزمایشهای دوران کودکیاش دارد. آشنایی با هلن شاید راهی برای رهایی پیش پای او بگذارد، اما راز تاریکش هر لحظه به افشا نزدیکتر میشود.
خلاصه داستان: کیایچی پس از نقل مکان به روستای آرام هینامیزاوا با دوستان تازهای آشنا میشود، اما نزدیکشدن جشن سالانه، رازهای تاریک و چرخهای هولناک از خشونت و مرگ را آشکار میکند.
خلاصه داستان: این فیلم آوانگارد و ترسناک، هفت داستان مستقل از خودکشی و مرگهای خشونتآمیز را در هفت روز هفته به تصویر میکشد. اثر بدون داشتن شخصیت مرکزی، کاوشی تاریک و روانشناختی در اعماق ناامیدی انسان و روایتگر لحظات پایانی زندگی افراد است.
خلاصه داستان: دجونا، خونآشام زیبایی که تلاش میکند زندگی آرامی داشته باشد، عاشق یک نویسنده انسان شده و او را به دنیای خود وارد میکند. اما با ورود ناگهانی خواهر بیپروا و خونخوارش، رابطه عاشقانه آنها و امنیت کل جامعه خونآشامها به شدت به خطر میافتد.
خلاصه داستان: یک روانپزشک معروف برای نوشتن کتاب جدیدش، با شش بیمار روانی خطرناک در یک آسایشگاه مصاحبه میکند. هر یک از آنها داستانهای ترسناک و هولناکی را بازگو میکنند، اما او به زودی متوجه میشود که بیمار هفتم، کلید حل یک معمای تاریک و مرگبار است.
خلاصه داستان: در دنیایی پساآخرالزمانی و ویرانشده توسط یک بیماری مرگبار، خانوادهای در خانهای جنگلی و امن پناه گرفتهاند. اما با ورود خانوادهای دیگر که به دنبال سرپناه هستند، سوءظن، ترس و پارانویا میان آنها بالا میگیرد و بقای همگی به خطر میافتد.
خلاصه داستان: پنج اینفلوئنسر شبکههای اجتماعی در جریان سفر به یک اقامتگاه جنگلی، بهطور ناخواسته اولین خونآشام باستانی جهان را بیدار میکنند. این موجود اهریمنی با تسخیر ذهن آنها، چالشی هولناک و انتخابی مرگبار میان بقا یا پیوستن دوباره به اعضای خانوادههای از دست رفتهشان ایجاد میکند.
خلاصه داستان: در میان مه غلیظ و سکوت مرگبار پل «گریبی»، رازهای قدیمی و روحهای سرگردان منتظر شکار هستند؛ جایی که هر قدم، مرز میان واقعیت و کابوس را کمرنگتر میکند.
خلاصه داستان: در پراگِ دههٔ ۱۹۳۰، کارل، مدیر یک کورهٔ جسدسوزی که مرگ را راهی برای رهایی روح میداند، زیر نفوذ نازیها آرامآرام به سوی جنون و جنایت کشیده میشود.
خلاصه داستان: نویسندهای دائمالخمر و بدرفتار با همسرش در ویلایی دورافتاده زندگی میکند؛ با آغاز قتلهای مرموز زنان و ورود خواهرزادهاش، روابط پرتنش خانه به بازی خطرناکی از سوءظن و راز تبدیل میشود.