خلاصه داستان: مری برای یافتن خواهر گمشدهاش به نیویورک میرود، اما سرنخها او را به محفل مخفی شیطانپرستانی میرسانند که شاید در ناپدیدشدن خواهرش دست داشته باشند.
خلاصه داستان: پیانیست نامدار پل اورلاک پس از سانحهای هولناک، دستهای قاتلی اعدامی را پیوند میگیرد و از آن پس در وحشتِ تسخیرشدن و ارتکاب جنایت زندگی میکند. آیا دستهای تازه واقعاً میل به خشونت را به او منتقل کردهاند؟
خلاصه داستان: فرانسیس در پی قتل دوستش آلن، به دکتر کالیگاری و سزارِ خوابگرد مشکوک میشود؛ سزار که به فرمان دکتر دست به جنایت میزند، جین را میرباید و فرانسیس را به کشف رازی هولناک میکشاند.
خلاصه داستان: سباستینِ داغدار برای نگهبانی از دانشجویانی استخدام میشود که به مرگ مشکوک یک استاد پیوند خوردهاند. اما هرچه بیشتر مراقب آنهاست، قصهای شبحوار و رازهایی هولناک از دل دانشگاه سر برمیآورند.
خلاصه داستان: رایلی از کودکی گرفتار کابوسهای هولناک بوده و با وسواس، خواب و زندگیاش را کنترل میکند. وقتی دوستانش ناپدید میشوند، درمییابد موجودی اهریمنی از کابوسهایش شاید به دنیای واقعی راه یافته باشد؛ حالا باید با آن و گذشتهی تلخش روبهرو شود.
خلاصه داستان: بلا، دختری هشتساله که با مشکلات خانوادگی دستوپنجه نرم میکند، با موجودی شوم روبهرو میشود که از کمد اتاقش بیرون میآید و خود را «مامانِ دیگر» مینامد. حضور این موجود هر روز تهدیدآمیزتر میشود و خانواده را به کابوسی هولناک میکشاند.
خلاصه داستان: در روزی بارانی، مهی مرموز از فاضلابهای رم برمیخیزد و هرکس آن را تنفس کند، با خشمها و خواستههای سرکوبشدهاش روبهرو میشود. در میان آشوب، خانوادهای داغدیده باید با گذشته و زخمهای پنهان خود مواجه شود.
خلاصه داستان: پس از تصادفی در مجارستان، زوج تازهازدواجکردهای به عمارت مرموز معمار مرموزی پناه میبرند؛ جایی که گذشتهای خونبار و دشمنی دیرینه میان او و پزشکی بازگشته از اردوگاه زندان، آنها را گرفتار کابوسی هولناک میکند.
خلاصه داستان: ساموراییِ بیارباب، ایمون، در تنگنای فقر و ناکامی، میان وفاداری به همسر فداکارش اویوا و وسوسهٔ ازدواج با دختری ثروتمند گرفتار میشود. دسیسهها و جاهطلبی او را به خیانتی هولناک میکشاند؛ جنایتی که سایهٔ گناهش رهایش نمیکند.
خلاصه داستان: پنی پس از سالها به عمارت پدرش در ریویرا بازمیگردد، اما پدرش غایب است و او مدام جسدش را در گوشهوکنار خانه میبیند؛ جسدی که هر بار ناپدید میشود. وقتی اطرافیان حرفش را باور نمیکنند، پنی به توطئهای هولناک یا فروپاشی ذهن خودش شک میکند.