خلاصه داستان: گراهام دورسی، دزد بانکی که پس از سه ساعت همراهی با بیوهای زیبا به نام آماندا از سرقت مرگبار باندش جا میماند، فرار میکند؛ اما آماندا با نوشتن کتابی درباره این عشق کوتاهمدت، گراهام را به یک افسانه رمانتیک و ماندگار تبدیل میکند.
خلاصه داستان: نوا رییز، سرپرستار فیلیپینیتبار بیمارستانی در لس آنجلس، با توانایی ماوراءالطبیعی خود معروف به «چشم سوم»، ارواح ناآرام بخش را مدیریت میکند. او در میان فشارهای کاری و خانوادگی، باید با شیطنتهای مردگان و رازهای پنهان همکار جدیدش روبرو شود. این اثر ترکیبی جذاب از کمدی تاریک، درام پزشکی و فانتزی است.
خلاصه داستان: جسی کوئینتانا، بولینگباز سابق و زندانی آزادشده، به همراه دوست پسربچهاش پتی و زن آزادمرد ماری، به سفری پر از دزدی، کلاهبرداری و حوادث غیرمنتظره در جادههای نیویورک میرود. آنها درگیر ماجراهای کمدی و خطرناکی میشوند که سرانجام به پیامدهای سنگینی منجر میشود.
خلاصه داستان: یک پرستار ناامید پس از سرقت خانهاش، با همسایه عجیب خود همراه میشود تا دزدان را تعقیب کند. اما این جستجوی به ظاهر ساده، آنها را وارد دنیایی تاریک، خطرناک و پر از جنایتکاران بیرحم میکند که زندگیشان را کاملاً دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: یک زوج متاهل پس از برنده شدن در یک قرعهکشی بزرگ و به دست آوردن ثروتی بادآورده، دچار شک و تردید شدید نسبت به یکدیگر میشوند. آنها که حالا به عشق هم شک کردهاند، وارد یک بازی خطرناک، مرگبار و در عین حال کمدی برای به قتل رساندن همدیگر و تصاحب تمام پول میشوند.
خلاصه داستان: مارگارت، یک مددکار اجتماعی افسرده، برای تعطیلات کریسمس به زادگاهش بازمیگردد و با دیدن زندگی موفق دوستان قدیمیاش دچار بحران روحی میشود. او برای فرار از واقعیت، به همراه دوستانش درگیر مصرف مواد و الکل میشود؛ تصمیمی که آنها را ناخواسته وارد ماجراجویی عجیبی از آدمربایی، اخاذی و خشونتهای ناشیانه میکند.
خلاصه داستان: یک شام خانوادگی آرام برای خانواده آشفته جنینگز با ورود عمو فرانک به یک کابوس تبدیل میشود. وقتی او با مدارک پولشویی امنیت و دارایی آنها را تهدید میکند، اعضای خانواده مجبور به قتل او و پنهان کردن جسد میشوند؛ اما ورود ناگهانی همسایهها و پلیس، آنها را در مارپیچی از دردسرهای کمدی و تاریک گرفتار میکند.
خلاصه داستان: پس از مرگ پدری پرشور و الکلی، دختر ناامیدش تلی با روح او در آینهها روبرو میشود. حالا اعضای خانواده برای کمک به تلی و زنده نگه داشتن یاد پدر، دست به روشهای عجیب و غریبی میزنند که موقعیتهای خاصی را رقم میزند.
خلاصه داستان: هزل گرین پس از ده سال زندگی مشترک خفهکننده با یک میلیاردر حوزه فناوری، تصمیم به فرار میگیرد؛ اما به زودی متوجه میشود همسرش یک تراشه ردیابی پیشرفته در مغز او کاشته تا تمام حرکات و احساساتش را کنترل کند. این سریال با لحنی کمدی و تاریک، تلاش هزل برای رهایی و بقا در دنیای مدرن را به تصویر میکشد.