خلاصه داستان: قمارباز برادوی، «گلاوز» دوناهیو، پس از قتل نانوای محبوبش و آشنایی با خوانندهای مرموز، سرنخی از توطئهای نازیستی پیدا میکند. او و دارودستهاش در ماجرایی پرتعقیبوگریز و آمیخته به طنز، برای خنثیکردن نقشه خرابکاران دستبهکار میشوند.
خلاصه داستان: یک دزد افسانهای دو متخصص جوان را برای سرقت مونالیزا به کار میگیرد؛ اما نقشه وقتی پیچیدهتر میشود که فاش میکند آن دو خواهر و برادر و فرزندان گمشدهٔ خودش هستند. این خانوادهٔ تازهدورهمآمده باید اختلافهایشان را کنار بگذارند تا بزرگترین سرقت هنری قرن را به سرانجام برسانند.
خلاصه داستان: کارمند آرام و خجالتی یک شرکت تبلیغاتی با خلافکاری بدنام که تازه از زندان گریخته اشتباه گرفته میشود؛ شباهت عجیبشان او را ناخواسته وارد ماجراهایی پرخطر و خندهدار میکند.
خلاصه داستان: آماده مرگ پنداشتهشدنِ باتالا، مدیر فاسد یک انتشارات، فرصتی میشود تا آمِده لانژ و همکارانش کسبوکار را به تعاونیای موفق تبدیل کنند؛ اما بازگشت باتالا، عشق و همبستگیشان را با آزمونی سرنوشتساز روبهرو میکند.
خلاصه داستان: هانری، جوانی خوشگذران که پدرش او را از پول و خودروی محبوبش محروم کرده، برای قرار عاشقانهاش ماشینی میدزدد؛ اما ناخواسته پایش به گروهی از سارقان خودرو باز میشود. او در میان ماجراهای خطرناک، دلبسته ژانت میشود و میکوشد راهی برای رهایی و شروعی تازه پیدا کند.
خلاصه داستان: دو پلیس دلزده از حقوق بازنشستگی ناچیزشان تصمیم میگیرند سرقتی بزرگ ترتیب دهند؛ اما نقشهای که ساده به نظر میرسد، با زنجیرهای از دردسرهای خندهدار از کنترل خارج میشود.
خلاصه داستان: گروهی از تبهکاران آمریکایی برای سرقت گنجینهٔ گرانبهای سن جنارو به ناپل میآیند و از دزدهای محلی کمک میگیرند. اما میان طمع برای ثروت افسانهای و وفاداری به شهر، نقشهٔ سرقت به ماجرایی پرآشوب و خندهدار تبدیل میشود.
خلاصه داستان: سرهنگ بازنشستهای هفت نظامی سابقِ درمانده را گرد هم میآورد تا با انضباط و دقتی نظامی، نقشهٔ سرقتی بزرگ از بانک را اجرا کنند؛ اما پیشبرد نقشه با ماجراهایی پرتنش و طنزآمیز همراه میشود.
خلاصه داستان: دو دزد خردهپا قصد دارند پولی را که با قطار از پاریس به بروکسل میرود بدزدند؛ اما نابغهای تبهکار و گروهی از مافیا هم برای تصاحب محموله نقشه کشیدهاند. رقابت این گروهها، ماجرای سرقتی پرهرجومرج و خندهدار رقم میزند.
خلاصه داستان: پنهلوپه که از بیتوجهی همسر بانکدارش دلزده شده، با لباس مبدل از بانک او سرقت میکند. وقتی ماجرا را برای روانپزشکش فاش میکند، زنجیرهای از سوءتفاهمها، تعقیبوگریزها و دردسرهای خندهدار آغاز میشود.