خلاصه داستان: یک دانشجوی جوان به نام لوسی که در تایوان زندگی میکند، ناگهان توسط باندی خشن ربوده شده و به عنوان قاچاقچی مواد مخدر مورد استفاده قرار میگیرد. آنها یک کیسه حاوی مادهای آزمایشگاهی به نام CPH4 را در شکم او کار میگذارند تا آن را به اروپا قاچاق کنند. اما زمانی که کیسه در بدن لوسی پاره میشود، این ماده باعث میشود که او به طور غیرمنتظرهای از ۱۰ درصد ظرفیت مغز خود به ۱۰۰ درصد برسد و به انسانی با تواناییهای فوقبشری تبدیل شود. حالا لوسی با قدرتهای ذهنی و فیزیکی بینظیر خود، به دنبال انتقام از کسانی است که او را به این وضعیت کشاندند، در حالی که دانشمندان و پلیس نیز در تعقیب او هستند. این فیلم علمی-تخیلی اکشن که توسط لوک بسون کارگردانی شده و اسکارلت جوهانسون در نقش اصلی آن بازی میکند، داستانی خیالانگیز درباره تکامل انسان و قدرت نامحدود مغز را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: سالوم مککالین، عکاس خبری افسانهای بریتانیایی، در این مستند به کارگردانی دیوید موریس و جاکینت موریس، روایتگر زندگی و آثار خود است. این فیلم که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، با حضور خود مککالین به عنوان راوی اصلی، نگاهی عمیق به بیش از پنج دهه فعالیت او در خط مقدم بحرانهای انسانی میاندازد. دوربین او شاهد جنگ ویتنام، درگیریهای ایرلند شمالی، قحطی در بیافرا و جنگ داخلی لبنان بوده و تصاویری خلق کرده که نه تنها تاریخ را مستند کردهاند، بلکه وجدان جهانی را بیدار کردهاند. این اثر تنها یک مستند زندگینامهای نیست، بلکه تأملی قدرتمند بر مسئولیت اخلاقی هنر در مواجهه با رنج و خشونت است، و نشان میدهد که چگونه یک عکاس میتواند با نگاهی انسانی، تاریکترین لحظات تاریخ را به شاهکارهایی هنری تبدیل کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم حول محور چهار داستان موازی میچرخد که توسط یک بازی رومیزی به نام لودو به هم پیوند میخورند. آکشای کومار در نقش یک گانگستر مرموز به نام سیتو ظاهر میشود که این بازی را کنترل میکند و سرنوشت شخصیتها را دستکاری میکند. در یک داستان، آبهیشک باچان در نقش یک مرد خجالتی و مضطرب به نام آبهی است که درگیر یک ماجرای ربودن تصادفی میشود. در داستان دیگر، راجکومار رائو در نقش یک معلم مدرسه به نام راجو است که به دنبال انتقام از کسی است که به خانوادهاش آسیب زده است. آدیت روی کاپور در نقش یک مرد متأهل به نام آلوک است که سعی میکند رابطهاش با معشوقهاش را پنهان نگه دارد. در نهایت، فاطیما ثنا شیخ در نقش یک پرستار به نام شینو است که با یک بیمار مرموز به نام پانکی (پیروان دوتا) سر و کار دارد. تمام این داستانها در نهایت به هم گره میخورند و نشان میدهند که چگونه شانس و انتخابهای انسانی میتوانند زندگیها را به روشهای غیرمنتظرهای تغییر دهند. این فیلم محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی آنوراگ باسو است.
خلاصه داستان: یک زوج بریتانیایی به نامهای جان و لورا باکسستر (با بازی دونالد ساترلند و جولی کریستی) پس از غرق شدن تصادفی دختر کوچکشان در حوضچه، برای کنار آمدن با غم و اندوه عمیق خود به ونیز عزیمت میکنند. جان مشغول مرمت یک کلیسای قدیمی میشود و لورا در کافهای با دو خواهر مسن مواجه میشود که ادعا میکنند با دختر مرحومشان ارتباط روحی برقرار کردهاند. این ملاقات، زندگی آنها را به سوی سلسلهای از رخدادهای فراطبیعی و هشدارهای مرموز سوق میدهد. همزمان، یک قاتل سریالی در کانالهای تاریک ونیز در حال کشتن زنان است. جان که در ابتدا نسبت به ادعاهای ماوراءالطبیعه بدبین است، به تدریج تحت تأثیر رؤیاها و تصاویر پیشآگانه قرار میگیرد و در نهایت، در پی یک تعقیب و گریز مرموز، با سرنوشتی تراژیک و شوکهکننده مواجه میشود. فیلم ترسناک روانشناختی «مستأجر» محصول سال ۱۹۷۳ به کارگردانی نیکلاس روگ، بر اساس داستانی از دافنه دو مورییه ساخته شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «تابستان» (Leto) به کارگردانی کیریل سربرنیکوف در سال ۲۰۱۸ ساخته شد و داستان زندگی ویکتور تسوی، خواننده افسانهای روس را روایت میکند. این فیلم که در دهه ۱۹۸۰ و در اتحاد جماهیر شوروی میگذرد، به رابطه پیچیده بین ویکتور تسوی (با بازی تئو یو) و مایک نائومنکو (با بازی رومن بیلیک) میپردازد. داستان حول محور موسیقی راک زیرزمینی، عشق و دوستی میچرخد و زندگی هنرمندانی را به تصویر میکشد که در دوران شوروی برای بیان آزادانه هنر خود مبارزه میکردند. بازیگران اصلی فیلم شامل تئو یو، رومن بیلیک و ایرینا استارشنبام هستند. «تابستان» با موسیقیهای به یادماندنی و تصاویر سیاه و سفید و رنگی، فضای خاصی از آن دوران را خلق کرده است.
خلاصه داستان: داستان این فیلم به کارگردانی بروس برسفورد در سال ۱۹۸۹ و با بازی مورگان فریمن و جسیکا تندی، روابط عمیق و طولانیمدت بین دیزی ورتهان، یک زن یهودی سالخورده و سرسخت در آتلانتا، و هاک کالبین، راننده سیاهپوستی را که پسرش برای او استخدام میکند، به تصویر میکشد. این رابطه که در ابتدا با مقاومت دیزی همراه است، به تدریج به یک دوستی صمیمانه و پایدار تبدیل میشود و تحولات اجتماعی دهههای ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۰، از جمله جنبش حقوق مدنی و تغییرات فرهنگی در جنوب آمریکا را منعکس میکند. فیلم برنده چهار جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم شد و داستانی لطیف و انسانی درباره غلبه بر تعصبات نژادی و طبقاتی را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ماگنولیا» محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی پل توماس اندرسون، یکی از شاهکارهای سینمایی است که داستان چندین شخصیت را در شهری در دره سن فرناندو کالیفرنیا به هم پیوند میزند. این فیلم با بازی ستارگانی چون تام کروز در نقش فرانک تی.جی. مککی، یک مربی مشهور و پرطرفدار انگیزشی برای مردان، جولیان مور در نقش لیندا پارتریج، همسر یک تهیهکننده تلویزیونی در حال مرگ، فیلیپ سیمور هافمن در نقش فیل پارتا، پرستار دلسوز، و جان سی. رایلی در نقش جیم کورینگ، افسر پلیس تنها، روایت میکند. داستان در طول یک روز اتفاق میافتد و زندگی این شخصیتها را که با مشکلات عاطفی، خانوادگی و اخلاقی دست و پنجه نرم میکنند، به شیوهای درخشان و پیچیده به تصویر میکشد. موسیقی متن برجسته اثر جان برایون و فیلمبرداری تحسینبرانگیز رابرت السویت، فضایی منحصر به فرد و احساسی را خلق کردهاند. «ماگنولیا» با بهرهگیری از نمادها و تصاویر قدرتمند، به کاوش در مفاهیم عمیقی مانند بخشش، تصادف، تقدیر و ارتباطات انسانی میپردازد و اثری فراموشنشدنی در سینمای مستقل به شمار میرود.
خلاصه داستان: یک افسر پلیس سابق ارتش به نام مارتین ریگز که پس از از دست دادن همسرش به مرز خودکشی رسیده، با راجر مرتاف، یک کارآگاه محافظهکار و خانوادهدوست که به تازگی پدر شده، همکار میشود. این دو که در ابتدا به شدت با هم اختلاف دارند، درگیر پروندهای میشوند که به نظر میرسد خودکشی یک زن جوان است، اما به زودی متوجه میشوند این پرونده بخشی از یک توطئه بزرگتر شامل قاچاق مواد مخدر و عملیات مرموز سربازان سابق نیروی ویژه است. ریگز که شخصیتی بیپروا و خطرناک دارد، در مقابل مرتاف که محتاط و اهل قانون است، قرار میگیرد و همین تفاوتها باعث ایجاد درام و کمدی منحصر به فردی میشود. این دو در حالی که با تهدیدات مرگبار مواجه هستند، به شرکای قابل اعتمادی تبدیل میشوند و در نهایت موفق به متلاشی کردن شبکه جنایتکاران میشوند. این فیلم محصول سال ۱۹۸۷ به کارگردانی ریچارد دانر و با بازی درخشان مل گیبسون و دنی گلوور است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: پل (رومان دوریس) پس از جدایی دردناک از دوستشخصه خود، افسرده و دلشکسته به آپارتمان پدرش در پاریس پناه میبرد. در آنجا با برادر کوچکترش، جاناتان (لوئی گارل)، که زندگی شاد و بیپروایی را در پیش گرفته، مواجه میشود. جاناتان که نگران وضعیت روحی برادرش است، سعی میکند با توصیهها و همراهیهای خود، پل را به زندگی بازگرداند. این دو برادر در فضای دلانگیز پاریس، به گفتگوها و تجربیاتی میپردازند که هر کدام دیدگاه متفاوتی به عشق، زندگی و روابط انسانی دارند. کریستفر هامونف کارگردان این فیلم در سال ۲۰۰۶، با بهرهگیری از بازی درخشان دوریس و گارل، داستانی ظریف و احساسی را درباره برادری، عشق و التیام زخمهای روحی روایت میکند.
خلاصه داستان: یک زن مطلقه به نام دالیا ویلیامز که درگیر جدال بر سر سرپرستی دخترش سیسی است، به همراه او در آپارتمانی در جزیره روزولت نیویورک ساکن میشوند. اما ساکن شدن در این آپارتمان قدیمی و نمور، آغاز کابوسی ترسناک است. دالیا به زودی متوجه میشود که لکههای آب روی سقف که مدام در حال گسترش هستند، تنها مشکل این ساختمان نیست. او و دخترش با پدیدههای عجیب و ترسناکی روبرو میشوند که به نظر میرسد منشأ ماوراءالطبیعی دارند و به تدریج متوجه میشوند که این اتفاقات به ساکن قبلی ساختمان، یک دختربچه کوچک، مربوط میشود. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی والتر سلس و با بازی جنیفر کانلی و جان سی. رایلی است.