خلاصه داستان: در سال 2050، جهان در حال تغییر به سوی یک آینده دیجیتالی است. داستان درباره یک دختر جوان به نام آلیس است که در یک شهر آیندهای زندگی میکند. او به دنبال پیدا کردن معنای واقعی زندگی در میان فناوریهای پیشرفته و جامعهای که انسانها بیش از پیش به ماشینها وابسته شدهاند، میگردد. آلیس با کشف یک دنیای مجازی مخفی، متوجه میشود که آیندهای که پیش روی او قرار دارد، ممکن است چیزی کاملاً متفاوت از آنچه تصور میکرده باشد.
خلاصه داستان: در سال 1945، آدولف هیتلر در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم در آلمان در زیرزمینی محاصره شده، با واقعیت شکست آلمان مواجه میشود. در حالی که روسیه به برلین نزدیک میشود، هیتلر و دستیارانش درگیر تصمیمگیریهای سخت و ناامیدانه میشوند. فیلم به زندگی روزمره در آخرین روزهای رژیم نازی و تأثیرات روانی و جسمی جنگ بر افراد نزدیک به هیتلر میپردازد.
خلاصه داستان: در داستان "کفشهای سرخ و هفت کوتوله"، یک نسخه جدید و سرگرمکننده از افسانه سنتی "سفید برفی و هفت کوتوله" روایت میشود. داستان در ادامهای از افسانه اصلی رخ میدهد و شخصیتهای شناختهشده را در یک ماجرای جدید معرفی میکند. در این داستان، یک گروه از شاهزادگان که به دلیل جادویی به صورت کوتوله تبدیل شدهاند، در جستجوی یک بوسه عشقی هستند تا لعنت آنها برداشته شود. آنها به دنبال یک دختر جوان به نام رمیندا هستند که کفشهای جادویی سرخ به پا کرده و به یک دختر زیبا تبدیل میشود. اما رمیندا در حقیقت یک دزد ماهر است که با کفشهای جادویی به دنبال ثروت و قدرت است. در طول داستان، رمیندا و شاهزادگان کوتوله با هم مواجه میشوند و ماجراهایی سرگرمکننده و هیجانانگیز در پی دارد. در نهایت، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا عشق واقعی میتواند لعنتها و تصورات غلط را بشکند و آیا ظاهر خارجی مهمتر از شخصیت واقعی فرد است.
خلاصه داستان: یک بازیگری برجسته به نام مایلو تیندال از طرف دوست قدیمی خود ویلیام شکسپیر (مایکل کین) دعوت میشود تا در منزل او حضور یابد. ویلیام، یک نویسنده موفق و ثروتمند، به مایلو اعتراف میکند که همسرش مگ به او خیانت کرده است. او از مایلو میخواهد تا در بازی بازي کردن نقشهای مختلف در یک بازی مرموز با او همکاری کند. بازی اینگونه آغاز میشود که ویلیام به مایلو میگوید که قصد دارد همسرش را بکشد و از او میخواهد تا در این عملیات به او کمک کند. مایلو ابتدا مقاومت میکند، اما در نهایت قبول میکند. آنها شروع به بازی کردن میکنند که آیا ویلیام واقعاً قصد قتل همسرش را دارد یا اینکه همه چیز بخشی از بازی اوست. در طول بازی، روابط بین آنها پیچیدهتر و خطرناکتر میشود و حقیقت تاریکی در مورد گذشته و حال آنها آشکار میشود.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک دست مرموز در شهر کوچکی ظاهر میشود که قدرت جادویی دارد و باعث وقوع رخدادهای عجیب و غیرقابل تفسیر میگردد. ساکنان شهر با ترس و هیجان، تلاش میکنند راز این دست را کشف کنند و از قدرت آن بهرهبرداری کنند. اما با گذشت زمان، آثار منفی این دست بر روی افراد و جامعه آشکار میشود و آنها مجبور میشوند با پیامدهای وحشتناکی روبرو شوند که هرگز تصورش را نمیکردند.
خلاصه داستان: در قرن شانزدهم میلادی، هنرمند هلندی هنری گولتزیوس، به همراه گروه تئاتری پرگل، به درخواست شاه ولیخلم اسکاتس، شاه کشور آلزاس، برای تهیه یک سری نقاشیهای بزرگ، تصمیم میگیرد تا نمایشنامههایی بر اساس داستانهای کتاب مقدس را اجرا کند. هدف آنها نشان دادن قدرت کلمات در برانگیختن احساسات و انگیزههای جنسی در مردم است. این نمایشها شامل داستانهای آدم و حوا، نوح، لات و سدوم، یهودا و تامار، نائومی و روت، و سامسون و دلیله است.
خلاصه داستان: در داستان "لعن شده"، یک دختر جوان به نام نیکولی به دلیل یک لعنت قدیمی، به یک موجود خطرناک تبدیل میشود که هر چیزی را که لمس میکند، به آتش میکشد. او مجبور میشود با کمک یک جادوگر جوان، به دنبال راهی برای شکستن این لعنت باشد تا بتواند زندگی طبیعی خود را دوباره آغاز کند.
خلاصه داستان: Mid90s داستان ستیوی است که در سن ۱۳ سالگی در دهه ۹۰ میلادی در لسآنجلس زندگی میکند. او برای پیدا کردن احساس تعلق به گروهی از سواران اسکیتبورد بزرگسال پیوسته و با آنها درگیر فعالیتهایی مانند خوردن الکل، سیگار کشیدن و رانندگی خطرناک میشود. این فیلم بهطور زنده و واقعگرایانهای نشاندهنده تجربیات یک نوجوان در یک دوران پرچالش و آزادیطلبانه است.
خلاصه داستان: کارمن یک زن جوان و پرجنبوجوش است که در شهر کوچکی در اسپانیا زندگی میکند. او آرزوی بزرگش فرار از زندگی خستهکنندهاش و پیروزی در مسابقه رقص باله است. با شکستن تمام قوانین و محدودیتهای خانوادگی، کارمن به مدرید میرود تا آزمون رقص را پس بگیرد. در آنجا با چالشهای فراوانی روبرو میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا آرزویش ارزش ریسک کردن همه چیز را دارد.
خلاصه داستان: در داستان "آشوب"، یک ویروس مرموز در یک شرکت بزرگ بازرگانی گسترش مییابد که باعث بروز رفتارهای خشونتآمیز و بیثبات در کارمندان میشود. دلبری، یک وکیل جوان و جاهطلب، به طور نامتوقع در معرض این ویروس قرار میگیرد و در حین یک روز کاری معمولی، به طور ناگهانی درگیر یک سری اتفاقات هیجانانگیز و خشونتبار میشود. او باید با استفاده از هوش و مهارتهای خود، در این وضعیت بیثبات به دنبال حل مسئله و نجات جان خود باشد. این فیلم ترکیبی از ژانرهای اکشن، ترسناک و کمدی سیاه است که با نگاهی طنزآمیز به دنیای شرکتها، خشونت و بینظمی را به تصویر میکشد.