خلاصه داستان: سه روایت بههمگرهخورده از دل بحران مواد افیونی سر برمیآورند: مأمور مخفی در پی نفوذ به کارتلهای فنتانیل است، استادی با حقیقتی خطرناک درباره مسکن تازهای روبهرو میشود و مادری داغدار راز مرگ پسرش را دنبال میکند.
خلاصه داستان: دیوِی، پسری خیالپرداز و شیفتهٔ بازیهای جاسوسی، پس از دیدن یک قتل صاحب کارتریجی میشود که اسرار نظامی در آن پنهان است. وقتی جاسوسان خطرناک تعقیبش میکنند و کسی حرفش را باور نمیکند، او با کمک دوستش و قهرمان خیالیاش، جک فلَک، باید راهی برای نجات خود پیدا کند.
خلاصه داستان: در سرزمینهای ناهموار اورگنِ دههٔ ۱۸۵۰، لوگان استوارت هنگام همراهی لوسی، نامزد دوست قماربازش، میان عشق، وفاداری و خطرهای مرزهای وحشی گرفتار میشود؛ درحالیکه دزدی، قتل و تهدیدی خونین آرامش جامعه را به هم میریزد.
خلاصه داستان: پس از قتل یک خواننده مشهور، همسرش به اتهام قتل محکوم میشود. همسرِ او با کمک شوهرِ الکلیِ مقتول میکوشد قاتل واقعی را پیدا کند و پیش از اجرای حکم، بیگناهی او را ثابت کند.
خلاصه داستان: کیت پس از مرگ خواهر دوقلویش، هویت او را میگیرد تا به مردی نزدیک شود که هر دو دوستش داشتهاند؛ اما این فریب، رازها و احساسات پنهان را آشکار میکند.
خلاصه داستان: در هتلی در کازابلانکای پساجنگ، برادران مارکس با شوخیها و دردسرهایشان میان نقشههای گروهی نازی برای بیرونبردن گنجی پنهان گرفتار میشوند. آنها باید پیش از آنکه تبهکاران موفق شوند، راز هتل را کشف کنند.
خلاصه داستان: ایوان مخوف برای تحکیم قدرتش سپاهی ویژه تشکیل میدهد، اما اشرافزادگان درباری توطئه میکنند تا او را از تخت کنار بزنند و پسرعمهاش را به جایش بنشانند. ایوان با زیرکی نقشه را درمییابد و دشمنانش را در بازی مرگبار قدرت به دام میاندازد.
خلاصه داستان: چیپ و دیل در بخاری هیزمی کلبه میکی خانهای برای خود ساختهاند. پلوتو میداند که آنها آنجا هستند، اما میکی فقط میداند که وقتی سعی میکند آتش روشن کند، کبریتهایش خاموش میشوند.
خلاصه داستان: در داستان «قاتلها»، دو مرد مرموز به یک شهر کوچک میآیند و قصد دارند یک کارگر رستوران به نام سوئد را بکشند. سوئد به دلیل گذشتهاش در دنیای جنایت و تبهکاری، هدف این قاتلان شده است. پلیس و بیمهگر به دنبال رمز و راز مرگ سوئد میافتند و به تاریکیهای گذشتهاش پی میبرند. این فیلم نوآر کلاسیک در سال ۱۹۴۶ ساخته شده و بر اساس داستان ارنست همینگوی نگاشته شده است.
خلاصه داستان: در پایان جنگ جهانی دوم، سه سرباز آمریکایی به خانه بازمیگردند و با چالشهای زندگی مدنی و تغییراتی که در خانوادهها و جامعه رخ داده، مواجه میشوند. آلبرت، سرباز پیاده که دست راستش را از دست داده؛ فریدریک، سرباز هوایی که به عنوان یک قهرمان بازگشته؛ و مارفین، سرباز دریایی که دچار استرس پس از جنگ شده، هر کدام با مشکلات خود در تطبیق با زندگی عادی دوباره سروکار دارند. در حین این مسیر، روابط خانوادگی، عشق و دوستیها آزمایش میشوند و هر یک باید راه حلی برای ادامه زندگی پیدا کند.